[su_label]احمدضیا رفعت -استاد دانشگاه کابل[/su_label]
در روزهای اخیر اختلافها میان سران حکومت وحدت ملی بیش از هر زمان دیگری آشکارتر و رسانهییتر شده است. آنطوری که آقای عبدالله عبدالله رییس اجرایی بیان میکند، وی از حرفناشنوی آقای غنی رییسجمهورکشور و رییس تیم تحول و تداوم ناراحت است.
پرسشی که حالا پیش میآید این است که ریشهی اختلافها در کجاست؟ آقای عبدالله مدعی است که توزیع نشدن شناسنامهی برقی و تعلل در آوردن اصلاحات انتخاباتی از موضوعهای عمدهی اختلافی میان او و رییسجمهور است. آیا بهراستی چنین است؟
در این نوشته به منشاء اختلاف این دو جناح پرداخته میشود.
در این شکی نیست که حکومت یا به ادعای آقای عبدالله، آقای غنی در توزیع شناسنامههای برقی و آوردن اصلاحات در قانون انتخابات کوتاهی میکند؛ اما بهسختی میتوان باور کرد که بنیاد اختلافها از ایندست موضوعهای ملی باشد. تجربهی چندینساله نشان میدهد که بهندرت پیش آمده است که بازیگران عرصهی سیاست و قدرت در افغانستان بر سر منفعتهای ملی شاخبهشاخ و دستبهماشه شده باشند. سیاستورزان ما گاهیکه در تنگناهای سیاسی قرار گرفتهاند، برای مظلومنمایی و تحریک احساسهای قومی و گروهی، پای موضوعهای ملی را پیش کشیدهاند. این بار نیز دیده میشودکه در اصل، تقسیم ناعادلانهی کرسیهای دولتی سبب تقابل شده است و اختلاف بر سر برنامههای ملی چیزی بیش از ظاهرسازی قضیه نیست.
گیریم که چند کرسی به جناح آقای غنی بیشتر و به جناح آقای عبدالله کمتر رسیده باشد؛ تقسیم نامتوازن و متوازن کرسیها چه سود و زیانی میتواند به مردم داشته باشد؟ آنچنان که روشن است تا اینجای کار، معرفی چهرهها بر منصب قدرت از سوی هر دو جناح کمتر بر مبنای تخصص، تعهد و تقوا بوده است. بر سران حکومت وحدت ملی شایسته نیست که موضوع منفعتهای ملی را بهانهی اختلافهای درون حکومتی خود قلمداد کنند.
از آقای عبدالله عبدالله که آقای غنی را متهم به حرفناشنوی میکند، میخواهیم بشنویم که اگر رییسجمهور حرفشنوی میداشت، شما چه گفتنیهای مهم ملی برایش داشتید؟ با وجود اینهمه رسانههای آزاد و آزادی بیان شما تا حالا کدام برنامهی اقتصادی، سیاسی، نظامی، فرهنگی و اجتماعی راهگشا را به مردم ارایه کردهاید؟ چرا نمیخواهید اعتراف کنید که هر دو جناح توانایی ارایهی برنامههای هدفمند و مؤثر ملی را ندارید، و تنها فشار آوردهاید بر سر تقسیم کرسیها. اگر در میان دهها سفارت یکی بهقول شما به فاسدی رسیده است که باید زندانی میشد یا از چندین ریاست مستقل، یکی به جوانی رسیده است که شاید به میلتان سازگار نیست، قرار است چه بلایی از آسمان بر مردم نازل شود؟
این درست است که نیمی از رایدهندگان به شما رای دادهاند، اما فراموش نکنید که رای میلیونی برای برنامهها و شعارهای انتخابیتان بود که پس از رسیدن به قدرت نشان دادید که در عملی کردن آنها ناتوانید. آن شمار چشمگیر رایدهندگان دیگر میدانند که مانع اصلی عملی نکردن وعدهها، آقای غنی نیست؛ بل نبود برنامههای کارامد است که از همان آغاز مبارزههای انتخاباتی از آنها خبری نبود و تودهها هم بدون توجه به پُر و خالی بودن دست سیاستورزان از این مهم، خیال کردند هر که هر چه وعده دهد میتواند آن را عملی کند. حالا سطحینگران هم شاید دریافته باشند که سیاست عرصهی دانش، تخصص، سنجش، شناخت فرصتها و نحوهی استفاده از امکانهاست که با هیاهوگری سیاسی که بازیگران سیاست کشور ما به آن عادت کردهاند، فاصلهی بسیاری دارد.
من آقای عبدالله عبدالله را دوست دارم؛ اما حقیقت را بیشتر دوست دارم. به ایشان میگوییم که حقیقت این است که به جای بهبازی گرفتن احساسهای قومی و سمتی، شکنندگی وضع موجود را دریابید. زیر فشار چند عضو تیم انتخاباتی خود قرار نگیرید، اینها شما را زیاد وسوسه میکنند که یا آنها را در قدرت شریک کنید یا بگذارید حکومت به پرتگاه سقوط کند. دوستان کمتر آگاهتان از سیاست و دانش میخواهند بگویند یا «ما» یا «هیچ»، یا به زبانی دیگر میخواهند بگویند: «دیگی که به ما نمیجوشد بگذار به دیگری هم نجوشد»؛ دیدگاهی که ریشه در خودشیفتگی آنان دارد.
مسؤلیت مردم ما در این وضع دشوار این است که ندانسته دنبالهروی نکنند و بدانند که دعوا بر سر چند پست ولایت و فرماندهی ولایت و سفارت و معینیت که بر روی هم شاید بیشتر از پنجاه پست نشود، میباشد. اگر همهی مردم پشت سر آقای عبدالله عبدالله بایستند، نتیجهی دعوا، واگذاری چند ده پست به جناح آقای عبدالله عبدالله خواهد بود و برای مردم در پایان هیچ سودی نخواهد داشت. حالا چه فرقی میکند که این چند ده پست به فاسدان وابسته به آقای غنی برسد یا به فاسدان وابسته به آقای عبدالله عبدالله. افتادن افتادن است، چه از این سر بام بیفتیم و چه از آن سر بام.

اگر كرسی ها بر اساس لیاقت و تحصیل تقسیم شود این مشكلات نیز حل میشود هردو تیم باید كدر های مسلكی خودرا وارد دولت بسازند تا هم به موفقیت رهبران تلاش نمایند و هم انگشت انتقاد مردم و طرف مقابل را از رهبران شان دور كنند برای اینكه افراد تحصیل یافته و مجرب وارد تیم شان شود باید از انها امتحان سویه بگیرند تنها به مدارك اصلی و جعلی اكتفاء نكنند زیرا اكثر مردم میتوانند اسناد جعلی بسازند ویا كسانیكه مدارك اصلی دارند اما استعداد رهبری ندارند باید اینها را از خود دور كنند اگر میخواهند كه موفق باشند معیار های دوستی قومی دینی سیاسی وغیره را از بین ببرند زیرا كه كاری را كه یك دانا كرده میتواند هزاران نادان كرده نمی تواند تیم موفق انست كه كدر های مجرب داشته باشد به تعداد انها فكر نكنید بلكه به كیفیت كار انها فكر كنید یك نفر دانا میتواند هزار كشتی نادان طرف مقابل را واژگون كند لذا از رهبران میخواهم كه به كیفیت تیم خود توجه بیشتر كند معیار قوم زبان دین رفاقت و قرابت را به معیار استعداد و لیاقت تغیر بدهند رفاقت و قرابت افراد نادان معیار های دیروز بودكه امروز نمی تواند جوابگوی نیاز مندی های اداره خوب باشد زیرا كه یك نادان هر قدر كه مخلص و صادق باشد نمی داند كه چطور كار كند پایه های قدرت هر رهبر افراد مسلكی و دانا میباشد هرقدر كه این پایه ها مستحكم باشند قدرت رهبران زوال ناپذیر میباشد و هرقدر كه این پایه ها سست و لرزان باشد یعنی توسط افراد نادان پر ساخته شده باشد اگر واقعا سقوط نكند همیشه ترس سقوط وجود میداشته باشد
چه منصفانه ودقيق
استاد عزيز