شورای عالی صلح از طرح استراتژی صلح برای پنج سال آینده خبر داده و گفته است به زودی این استراتژی که حاوی دیدگاههای مختلف است اعلام خواهد شد. عبدالخبیر اوچقون یکی از معاونین این شورا به بیبیسی گفته است برگزاری یک کنفرانس ملی مشمول این طرح است. شورای عالی صلح از اوایل ماه جاری (5 اسد) به اینطرف نشستهای مشورتییی را با نهادهای مختلف در مورد استراتژی پنجساله آغاز کرده است. شورای صلح گفته است با تکمیل شدن این استراتژی در یک نشست از طالبان میخواهد به روند صلح بپیوندند.
آیا جنگ تمامعیار طالبان با دولت افغانستان ناشی از فقدان یک استراتژی صلح بوده است؟ با تکمیل شدن این استراتژی شورای عالی صلح در یکی از مجللترین و امنترین هوتلهای کابل کنفرانس برگزار خواهد کرد و مهمترین نکتهی این استراتژی که دعوت از طالبان به صلح باشد را اعلام خواهد کرد. دعوت طالبان به صلح، استراتژی پنج سال آینده است؟
آنگونه که مسئولین این شورا گفتهاند، نقطهی عطف این استراتژی را دعوت از طالبان به صلح تشکیل میدهد. دعوت از طالبان از این پیشفرض ناشی شده است که گویا تاکنون هیچگاه از طالبان خواسته نشده است تا آنها به روند صلح بپیوندند. واقعیت امر اما این است که تاهنوز تمام تلاشهای حکومت و هزینههایی که تاکنون به مصرف رسیده بر محور «دعوت» از طالبان متمرکز بوده است. از زمان تأسیس شورای عالی صلح تا اکنون نشستهای گوناگون در سطوح مختلف داخلی و منطقهیی، نشستهای چندجانبه بهشمول نشست با طالبان بهمنظور تأمین صلح و پایان جنگ برگزار شده است. بهصورت مشخص، حکومت وحدت ملی گفتوگوهای صلح را اولویت اصلی کار خود قرار داد و بهصورت مذبوحانه سعی ورزید تا صلح را به سرانجام مورد نظر که تأمین صلح در کشور باشد برساند. ایجاد گروه هماهنگی جدیترین تلاش آن بود که اکنون به بنبست رسیده است. نتیجهی چندین سال تلاش زیر عنوان گفتوگوهای صلح با طالبان کشور را تبدیل به یک عرصهی نبرد کرده است. در حالحاضر مساله نه فقدان استراتژی صلح بلکه نبود یک استراتژی جنگ است.
شورای عالی صلح زمانی از تدوین چنین یک استراتژی سخن میگوید که طالبان بهطور گسترده در نقاط مختلف کشور حملاتشان را آغاز کرده است. مطابق گزارشها، طالبان در چند کیلومتری شهر لشکرگاه رسیده و همزمان گزارش شده است که ولسوالیهای امان صاحب و قعلهزال قندوز در حال سقوط قرار دارند. در چنین یک وضعیتی، طرح استراتژی صلح بیشتر به سرگرمی و شوخی میماند تا یک ضرورت. حتا اگر شورای عالی صلح چنین دیدگاهی را از باب مسئولیت هم طرح کرده باشد، خلاف واقع و حتا غیرمنتظره است. حکومت به یک چشمانداز نظامی نیازمند است، به یک استراتژی مبارزه با تروریسم و طالبان تا بیشتر از این شهروندان کشور و نیز هزاران سربازی که بهدلیل سردرگمی و غیبت استراتژی جنگ در میدان نبرد جان میدهند، قربانی نشوند.
آنچه میتواند استراتژی صلح پنجسالهی این شورا را در چنین یک شرایطی توضیح دهد، بیخبری مجموعهیی از آدمهایی است که زیر چتر این شورا گرد آمدهاند و معاشهای هنگفتی را دریافت میکنند اما از شکنندگی اوضاع امنیتی اطلاعات مخدوش و نارسا دارند. وقتی از شورای عالی صلح پرسیده میشود که هیأت طالبان به پاکستان یا به چین سفر کرده دیدگاه شما چیست، اظهار بیخبری میکند. ولسوالیها یکی پی دیگر به دست طالبان سقوط میکنند، هزاران نفر به فجیعترین شکل ممکن بهدست طالبان کشته میشوند، به گروگان گرفته میشوند و شورای عالی صلح اطلاع ندارد. در وضعیتی که حکومت بر 35 درصد از اراضی کشور حاکمیت نداشته باشد و قلمرو حاکمیت طالبان هر روز بیشتر شود، آیا ما نیاز به استراتژی صلح داریم یا ضرورت به تدوین برنامهی جنگی؟
ضرورت فوری ما جنگ است نه صلح
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
