[su_label]اسحاق فرهمند/ استاد دانشگاه بامیان[/su_label]
پیشینه
ایدهی ایجاد بند سلما بالای رودخانهی هریرود در ولسوالی چشت ولایت هرات حدودا به40 سال قبل بر میگردد. زمانی که حکومت مرکزی فرصت برای نفس کشیدن داشت و تقلا برای توسعهی اقتصادی. آن زمان تصدی امور را رییسجمهور وقت محمد داوود خان به عهده داشت و خیلی از پلانهای توسعوی در دورهی وی طرح گردید که بعضا خیلی آرمانی و در خیلی موارد عملی و دارای اهمیت حیاتی بودند. طرح ایجاد بند سلما از جمله ایدههای مهم و حیاتی برنامهریزی دولت وقت بهحساب میرفت. اندکی از تداوم پروژه نگذشته بود که افغانستان با جنگهای نفسگیر سردچار گردید و در نتیجه کار سد سلما متوقف شد. پس از واقعهی 11 سپتامبر 2001 ، دولت جدید به فرصت مناسب دست یافت تا به بازسازی و نوسازی پروژههای زیربنایی بیندیشند که در آن جمله بند برق سلما نیز شامل بود. دولت با کشور هندوستان به توافق رسید تا کار ساخت و وجوه مالی سد ذخیرهی آبی سلما را به عهده گیرد. بر اساس این توافق کار ساخت سلما در دورهی حکومت قبلی آغاز و در روز های اخیر با اشتراک مقامات درجهاول کابل و دهلی رسما به بهرهبرداری سپرده شد.
بند ذخیرهی آب سلما که بالای رودخانهی هریرود اعمار گردیده ظرفیت تولید 42 میگاوات برق را دارد که بیش از چهار ولسوالی هرات، قسمتی از شهر و شهرک صنعتی هرات را تحت پوشش قرار میدهد. برعلاوه سلما ظرفیت آبیاری بیش از هشتاد هزار هکتار زمین زراعتی را نیز دارد. کشور هندوستان نزدیک به 300 میلیون دالر امریکائی بالای بند سلما هزینه نموده که از کمکهای تعهدشدهی آن کشور به بازسازی افغانستان است.
سلما توسعهی اقتصادی زنجیرهیی
هر پروژهی اقتصادی بهمنظور یک نیاز خاص ایجاد میشود و بهعلاوهی آن میتواند ظرفیتهای زنجیرهیی متعددی را ایجاد نماید. هرات از جمله ولایاتی کشور است که در داشتن فرصتهای تولیدی و صنعتی همواره سر زبانها بوده و است. از طرف دیگر، زراعت هرات و مشخصا زعفران آن بهلحاظ کیفیت از شهرت جهانی برخوردار است. اما در سالهای اخیر باتوجه به خشکسالیهای پیهم و همچنان عدم ارائهی سهولتهای مورد ضرورت از جانب مسئولین زراعت، نارضایتیها از کاهش تولید زعفران در هرات به گوش رسید. همچنان تعداد زیادی از صنعتکاران در پارکهای صنعتی هرات از یکطرف بار مصارف بلند انرژی بر شانههایشان سنگینی کرد و از جانبی نتوانست با سیاستهای قاتلانه (دمپینگ) صادرات ایران مبارزه نمایند و در نتیجه مارکیت را ترک کردند و فعالیت در پارکهای صنعتی در این اواخر نیز کمرنگ گردید. اما پس از بهرهبرداری بند سلما، تولیدات زراعتی در هرات جان دوباره خواهد گرفت، هرات قادر خواهد شد تا از ظرفیت بالای تولید زراعتی خویش استفاده نماید. زعفران هرات توانسته با تولیدات زعفران ولایت (استان) مشهد ایران رقابت کند و کیفیتی به مراتب بهتر نسبت به آن را بهنمایش گذارد. ولی نکتهی مهم این است که دهاقین هراتی سهم کمی را در مارکیت زعفران و سایر تولیدات زراعتی داشتند که دلیل عمدهی آن نبود آب کافی مخصوصا در اواخر بهار و فصل تابستان میباشد. با گشایش بند سلما این معضل تا حدودی رفع میشود در نتیجه هرات و در مجموع افغانستان شاهد حجم بزرگتری از تولیدات زراعتی خواهد بود. همچنان عرضهی انرژی مطمئن و ارزان به صنعتکاران در پارکهای صنعتی هرات بزرگترین کمکی است که حکومت میتواند انجام دهد. داشتن انرژی مطمین و ارزان استقلالیت متشبث را افزایش داده، قیمتِ تمامشد کاهش پیدا میکند و در نتیجه قدرت رقابتی آنها در برابر صادرات تضعیفی همسایهی غربی بالا خواهد رفت.
سلما، حساسیتهای سیاسی منطقوی
نزدیکی کابل و دهلی همواره هزینهیی سنگین را متوجه دوکشور نموده که در خیلی موارد این دوکشور دوشادوش هم هزینهها را پرداختهاند. چندی قبل چابهار بندر ترانزیتی هند-ایران-افغانستان عملا گشایش یافت که پاکستان و چین خیلی از آن خوشحال بهنظر نمیرسیدند. اندکی پس از آن خشم اسلامآباد با موجی از آدمرباییها و توحش در اکثر نقاط کشور و در نهایت با مسدود شدن شاهراه تورخم ابراز گردید. اینهمه تاریکاندیشی و عدم رواداری یک همسایه را بیان میکند. حالا گشایش بند سلما را داریم که باز هم حکایت از دوستی دهلی و کابل دارد و این دوستی را پاکستانیها به دشمنی با اسلامآباد ترجمه خواهند کرد. از طرف دیگر، خیلی واضح است که هندوستان حداقل بهگونهی رسمی و در حضور رسانهها هیچگاهی از کابل نخواسته است که روابطاش با پاکستان را محدود نماید اما برعکس بسیاری از شخصیتهای درجهاول اسلامآباد اظهار کرده که دهلی نباید با کابل نزدیک باشد. چنین اظهاراتی خود تاریکاندیشی و دید سلطهی همسایه را نسبت به کشور نشان میدهد. سخنان تند رییسجمهور هیچگاهی این مفهوم را ندارد که افغانها با پاکستان در خصومت باشند ولی پاکستان اگر جز سیاست تخریب به همکاریهای اقتصادی منطقوی نیز باور دارد حداقل این شهامت را داشته باشد که دوستی و همکاری منطقوی افغانستان را با سایر کشورهای منطقه هضم کرده بتواند. امیدوارییی که میتوان از برنامهریزان حکومت در سطح کلان داشت، این است که آخرین تلاشها را روی دست گیرند تا روابط را با اسلامآباد عادی سازند. حداقل در عادیسازی روابط با پاکستان، کابل قادر است تا از فرصتهای پیش آمدهی منطقوی استفادهی بهینه نماید ولی در عدم عادیسازی روابط بیم آن میرود که هر از گاهی، تاسیسات ساخته شده در کشور توسط ابزارهای اسلامآباد هدف آتش قرار گیرد که نمونهی آن حمله به تعمیر پارلمان جدید در چندی پیش است.
نگاه همسایهی غربی ما نیز خیلی شفاف بهنظر نمیرسد. با آنکه همسوییهای زیادی در این اواخر بین دهلی- تهران و کابل بهوجود آمده اما سلما و هریرود موضوعی است که ایرانیها آن را در تقابل با منافع خود میدانند. هریرود میتواند منبع آب شیرین باشد برای بخشهایی از مناطق مرزی ایران که با بودن بند سلما تبعات اقتصادی منفی را متوجه ایران میسازد. ایرانیها از خیلی وقتها پیش علاقهمندی زیادی به رشد زراعت و تولیدات صنعتی هرات نداشتند بهدلایل اقتصادی که قبلا ذکر شد و همچنان تهران گاها صریح و گاهی ضمنی یادآورد شده که آبهای مورد ضرورت مناطق یادشده باید سدسازی نشود که این خواست خلاف موازین قبولشدهی جهانی و خلاف منافع ملی افغانستان است. ارادهی حکومت را در ذخیره و بهکار گیری آبهای کشور باید حمایت، تشویق و تعقیب نمود تا تنها به شعار و برنامههای روی کاغذ بسنده نشود.
مقامات کابل باید سیاست عدم وابستهگی و چندجانبه را توسعه داده و از آن حمایت نمایند. اسلامآباد را باید قانع نمود که سیاستی جز سیاست تخریب هم وجود دارد و گزینهی بدیل را انتخاب کرده و از لجاجت دست بردارد. به ایرانیها باید تفهیم شود که دوستی به معنای گذشتن از منافع ملی نیست همچنان که آنها نیز از منافع ملیشان نگذشتهاند. سرانجام، سلما افتتاح شد و زراعت هرات شکوفا میشود؛ پارکهای صنعتی هرات رمق تازهیی را در وجود خود تجربه میکنند، کجکی آمدنی است و هیرمند را همچنان نباید رها کرد چون اینها منافع ملی کشور را تشکیل میدهند. با داشتن این مسائل، دست دوستی کابل باید بهسوی هر کشوری دراز باشد.
