[su_label]گندهارا / کیا بلوچ[/su_label]
[su_label]ترجمه: علی احمدی[/su_label]
محمد افضل (نام مستعار) در یک بعد از ظهر داغ 21 ماه می، در ایستگاه نزدیک دهکدهاش کیلی سناتخان در جنوبغرب پاکستان منتظر بس بود که صدای مهیبی به گوشش رسید. او گفت: «من بهسوی محل انفجار دویدم، و چند دقیقه بعد متوجه موتری شدم که در حال سوختن بود». او این صحبت را چند لحظه پس از حملهی پهپادهای امریکایی بیان کرد. حملهیی که حالا تائید شده، ملا اختر محمد منصور رهبر طالبان را کشته است؛ این رویداد در بزرگراهی اتفاق افتاد که ایالت ناآرام بلوچستان پاکستان را به ایران وصل میکند.
او گفت، بلافاصله پس از این حمله که بین ساعت 3:00 تا 4:00 بعد از ظهر اتفاق افتاد، «من به موتر نزدیک شدم و دیدم دو نفر داخل موتراند. به لباس سوختهی یکی از آنها چنگ زدم، لباس پاره شد. من بهتنهایی قادر نبودم او را بیرون بکشم». او گفت، «یک عضو پولیس محلی و یک فرد دیگر بهزودی به من پیوستند. من هواپیمایی ندیدم، ما تصور کردیم شاید لولهی گاز [سوخت] داخل موتر پاره شده باشد». در پاکستان گاز طبیعی فشرده شده بهطور معمول بهعنوان سوخت موتر استفاده میشود، مواد سوختیِ که غالباً تصادفهای جادهیی به آن نسبت داده میشود. بهگفتهی افضل، جمعیت زیادی از مسافران و دهنشینان بهسرعت گردهم آمدند و برای خاموش کردن شعلههای آتش اقدام به پاشیدن خاک بر روی آن کردند.
منطقهی کیلی سناتخان تقریباً در نیمهی جادهی 630 کیلومتریِ است که شهر کویته مرکز ایالت بلوچستان را به منطقهی تفتان، گذرگاه مرزی ایران وصل میکند. افضل گفت، « در یک جیب قربانیِ که من به لباسش چنگ زده بودم، مقداری اسکناسهای سوخته و در جیب دیگرش یک پاسپورت [پاکستانی] و یک شناسنامه بود».
ساعاتی بعد یک مقام امریکایی اعلام کرد که ملا منصور در منطقهی بلوچستان هدف حملهی پهپادی قرار گرفته است، و تصاویری از پاسپورت پاکستانی که گفته میشود منصور با خود حمل میکرده در شبکههای تلویزیونی و آنلاین پاکستان به گردش درآمد. پس از آن بود که پرسشهای زیادی در این زمینه مطرح شد که این اسناد چگونه در این حمله سالم مانده؛ حملهیی که دارندگان این اسناد را کشت و موتر آنها را سوختانده و به خاکستر تبدیل کرد.
افضل گفت، «مقامات محلی یک ساعت پس از این رویداد به منطقه رسیدند و ما اسناد و اسکناسها را به آنها تحویل دادیم». ادعایی که تائید آن بهصورت مستقل امکانپذیر نبود. اما ادعای او (افضل) توسط یک خبرنگار محلی و شاهد عینی تایید شد. بادینی (Badini) بهعنوان رابط چندین شبکهی تلویزیونی و روزنامهی پاکستان، بهسرعت خود را از شهرک نوشکی مقر یکی از ولسوالیهای بلوچستان، به محلی رساند که منصور در آنجا هدف قرار گرفت.
او (بادینی) به ویبسایت گندهارا گفت: «اطلاع یافتم که یک موتر بهطور مرموز نابود شده است، کنجکاو شدم و با سرعت خود را به محل حادثه رساندم. وقتی رسیدم، جمعیت زیادی آنجا بود. دو جسد، تعداد زیادی دهنشین، رهگذران و مقامات رسمی آنجا بودند.»
بادینی بهخاطر نمیآورد که دقیقاً چه ساعتی به آنجا رسید، اما فکر میکند او در عرض دو ساعت از زمان وقوع حادثه به آنجا رسیده باشد. او گفت، «اطلاع یافتم که موتری در 5 کیلومتری یک رستورانت کنار جادهیی مورد حمله قرار گرفته است، رستورانتی که سرنشینان موتر برای صرف نان چاشت در آن توقف کرده بودند. برخی مردم به من گفتند که موتر توسط هواپیما هدف قرار گرفته، اما کسی نمیتوانست تایید کند که آنها هواپیمایی را دیدهاند که بمب پرتاب کرده یا موشک شلیک کرده باشد.»
بادینی، عکسهایی از صحنه گرفت و بعداً همراه با مقامات محلی به دفترشان رفت و در آنجا اجازه یافت تا از اسنادی عکاسی کند که از یکی از قربانیان بهدست آمده بود. «فکر نمیکردیم او ملا منصور باشد. ما از اسناد عکس برداشتیم، و فکر میکردیم او یک شهروند پاکستانی است [شاید این عکسها کمک کند تا خانودهاش او (مقتول) را شناسایی کند].»
بادینی ادعای افضل مبنی بر چگونگی بهدست آوردن مدارک شناسایی از جیب لباس نیمهسوختهی یکی از قربانیان را تایید کرد. اکثر ادعاها در مورد چگونگی پیدا شدن اسناد منصور بر این نکته تاکید دارند که این مدارک در نزدیکی محل حادثه پیدا شده است؛ اما افضل و بادینی بهعنوان شاهدان عینی راویان اول این رویداداند.
