[su_label]ستار ثابت[/su_label]
روز گذشته وزارت داخله از بازداشت دو مقام بلندپایهی شهرداری کابل به ظن سوءاستفاده از صلاحیتهای وظیفوی و دست داشتن در فساد اداری خبر داد. محمد اسلم اکرمی معین مالی و اداری و سرپرست سابق شهرداری کابل، و احمد کمال قاسمیار رییس منابع بشری این اداره دو شخصی هستند که به اتهام فساد بازداشت شدهاند.
شهرداری کابل یکی از نهادهایی است که ید طولایی در ناکارآمدی و گسترش فساد دارد. بازداشت دو مقام از این نهاد به جرم ارتکاب فساد در کشوری که تاروپودش با فساد تنیده شده است، کاری نهچندان بزرگ و مؤثر، اما بهتر از هیچ.
داستان فساد در افغانستان، داستانی است درازدامن و پیچیده؛ از ادارهی یک مکتب شروع تا مهمترین نهادهای حکومتی، همه در فساد غرقاند و کارشان شده حرفوی ساختن این عمل زشت. فساد در افغانستان تبدیل به یکی از پربسامدترین حرفهها شده و گویا نهادهای دولتی رقابتهای تنگاتنگی هم بهخاطر پیشیگرفتن از یکدیگر در این راستا دارند؛ طوری که گاهی خبر از «فساد هولناک» در وزارت معارف به بیرون درز میکند، گاهی کابلبانک به غارت میرود، گاهی وزارت دفاع با سربازان خیالیاش فساد میآفریند و گاهی هم خبرهای هولناکتر از اینها شناسنامهی نهادهای دولتی میشود. بیجا نیست که چند سال پیاپی این کشور در صدر کشورهای فاسد جهان قرار میگیرد و دیوید کامرون با جملهی «رییسجمهور کشوری بهطور شگفتیانگیزی فاسد» آمادگی پذیرایی از میهمان از راه نارسیدهاش را میگیرد. اینها هستند و بسا موارد سراپا فسادآلود.
بازداشت معین مالی و اداری و رییس منابع بشری شهرداری کابل در جریان هفتهیی صورت میگیرد که در آغازش رییسجمهور آن را «هفتهی مبارزه با فساد» نام نهاده بود و از این لحاظ، این کوششی است از جانب حکومت با این منظور که به دیگران برسانند که حکومت وحدت ملی در امر مبارزه با فساد صادق و متعهد است. اما حرف این است که دستگیری دو مقام کلیدی یک نهاد دولتی به جرم فساد، بیشتر از اینکه سکهی برندهیی باشد در دست حکومت، ننگنامهیی است در درازای کارکرد این حکومت. بدین لحاظ که با افشای این خبر، همه میدانند که در ادارات دولتی واقعاً چه میگذرد. یعنی فکر نمیکنم کسانی که بر وجود فساد در ادارات دولتی اعتراض دارند، اینقدر سادهلوح باشند که با دستگیری دو مقام یک اداره که آنهم با توجه به تجربیات گذشته، بدون شک فردا و پسفردا هردو وظایف کلیدیتری را بهدوش خواهند گرفت، به این باور برسند که فساد در این کشور رو به نابودی و ریشهکن شدن است. برعکس، همه متوجه این مسأله خواهند شد که ریشههای فساد در کشور عمیقتر و گستردهتر از آن است که فکرش را میکردند. محمد اسلم اکرمی پس از یونس نواندیش بهمدت یکسال سرپرست شهرداری کابل بود. آیا وزارت داخله این را میداند که اکرمی طی این یکسال چهمقدار فساد مرتکب شده است و همینطور دیگر مقامات؟ اصلاً با سرپرست نگهداشتن ادارات دولتی طی یک زمان طولانی، خود فسادی است که حکومت بارها و بارها مرتکب آن شده است. چه کسی باید جلو این فسادِ فراگیر را بگیرد؟ شعر مشهوری است که میگوید: هرچه بگندد نمکش میزنند/ وای از آنروز که بگندد نمک. و نیک میدانیم که نمک این کشور گندیده است.
از اینها که بگذریم، صداقت حکومت در مبارزه با فساد را، میتوان مورد شک و چالش قرار داد: موارد فسادی که تا امروز چه در دورهی حکومت پیشین و چه در دورهی حکومت وحدت ملی از سوی معتمدان ارگ صورت گرفته و هنوز دنباله دارد، حکومت در برابر آنها چه اقدام عملییی نموده است؟ فرجام ماجرای «شهرک هوشمند» چه شد؟ فساد کمرشکنی که در انتخابات صورت گرفت، آیا مورد بررسی و بازپرسی قرار گرفت؟ تا حال کسی میداند حکومت وحدت ملی با غارتگران سرمایهی مردم در کابلبانک که آن سرمایه حیثیت خون و مایهی زندگی را برای آنها دارد چهکار کرده است؟
با تأسف، در افغانستان پیشگامان فساد کسانی هستند که یا حکومت توان مبارزه با آنها را ندارد و یا آنها نهادهای مسئول را تطمیع کرده و عملاً با خود همدست کردهاند. این مسأله چهرهی فساد در کشور را خطرناکتر میسازد. وضعیت طوری پیش آمده که دیگر دزد حتا نمیخواهد با چراغ به دزدی بیاید، بلکه در روز روشن وارد شهر شده و همهچیز را غارت میکند. شحنههای حکومتی در روشنی روز یا خواباند و یا شریک قافله.
