گویند که رییسجمهور اشرفغنی گفته که روزانه بیشتر از یک میلیون دشنام از سوی ملت دریافت میکند و آن را میخورد. این خبر را که شنیدم، متاثر و غمگین شدم. به همین خاطر یک گوشه نشستم و باخود فکر کردم که چرا این رییسجمهور اینقدر مورد بیمهری ملت قرار میگیرد؟ البته ناراحتی من از این بابت که محمد اشرفغنی با چیزی کم سه میلیون رأییی که برای خودش ساخت، رییسجمهور مملکت شیران شد و حالا روزانه چیزی حدود دو میلیون دشنام دریافت میکند و آنها را میخورد.
با آنکه من رییسجمهور نیستم، اما بازهم خواستم بدانم که ملت رییسپرور افغانستان چرا به رییس حکومت اینقدر دشنام حواله میکند. نتیجه این شد:
رییسجمهور محمد اشرفغنی در نخستین روزهای کاریاش اعلام کرد که با فساد اداری بهصورت جدی مبارزه میکند و ادارات دولتی را از شر مفسدین پاک میکند. بعدش آوازه شد که با تاکسی به حوزهی پنج رفته و دیده که رییس حوزه یک رقم است، او را برکنار کرده. باز آوازه شد که رییسجمهور با تاکسی به فلانی شفاخانه رفته، دیده که داکتران این شفاخانه در حویلی شفاخانه قلیون دود میکنند، آنها را برکنار کرده. بعدش در هرات و فراه دست به رخصت کردن عمومی کارمندان ادارات زد. به این ترتیب توقع مردم را بالا برد. در حالیکه مردم خداخدا میکردند که رییسجمهور با تاکسی به فلانی وزارتها برسد و مفسدین را برکنار کند؛ یکدفعه با چرخش رییس جمهور مواجه شدند و دیدند که آقای غنی به جای برکناری افراد فاسد و گماشتن افراد اهل و شایسته، شسته و ناشستهی قبیله را یکی پی دیگر در راس ادارات میگمارد، خشمگین شدند.
رییسجمهور در همان روزهای نخست برای اینکه مردم مسایل جنجالی انتخابات را فراموش کنند، قول داد که یک میلیون شغل ایجاد کند. اما بعدش دید که ایجاد شغل کار سختی است، شروع کرد به ایجاد بیکاری. مردم دیدند که هر روز میزان بیکاری افزایش مییابد اما رییسجمهور هیچ نگران نیست، نسبت به رییسجمهور خویش بدبین شدند.
رییسجمهور بازهم دید که هنوز قلب ملت را بهصورت کامل تسخیر نکرده، هرجا که دعوت شد، هرجا که برنامه گرفت و به هر رسانه که رسید گفت که افغانستان را به یک کشور صادرکننده تبدیل میکنم. برق صادر میکنم، کشمش صادر میکنم، در بدل هر لیتر آب یک لیتر نفت و گاز از کشورهای همسایه میگیرم، چنین میکنم و چنان! و هیچ کاری هم نتوانست، بازهم با نفرت ملت مواجه شد.
رییسجمهور از شایستهسالاری سخن گفت و قول داد که شایستهسالاری را پیشه کند، چون از نظر او هیچ افغان از افغان دیگر کمتر یا برتر نیست. اما خیلی زود ثابت کرده که به ملت دروغ گفته، چون هر اتفاقی که افتاد، او از معصوم استانکزیاش نگذشت و مردم فهمید که یک تار موی استانکزی از کل مملکت باارزشتر است و در نتیجه هیچ افغانی به اندازهی او برتر نیست، مردم احترام رییسجمهور را نگه نداشتند.
فاجعههایی نظیر سقوط قندوز، گروگانگیری مسافرین از شاهراهها، جلریز میدان وردک، اچین ننگرهار، فاریاب و بدخشان و … نیز بیتاثیر نبودند. مردم میدیدند که ما اردو و پولیس داریم اما اردو و پولیس ما اجازهی فیر و حمله بر طالبان را ندارند و این اجازه را شورای امنیت رییسجمهور از آنها سلب کرده، طبیعی است که نسبت به رییسجمهور بدبین میشوند.
وقتی کابلبانک سرمایهی ملت را غارت کرد، اشرفغنی آمد و گفت که مشکل کابلبانک را به بهترین شکل ممکناش حل میکنم و مجرمین را به پنجهی قانون میسپارم. اما دیری نگذشت که خلیلالله فیروزی در افتتاح شهرک هوشمند ظاهر شد. مردم دیدند که نهتنها کابلبانک درست تصفیه نشده که مجرمینش در شراکت با مقامات عالیرتبهی دولتی و حتا خود رییسجمهور آمده شهرک هوشمند افتتاح میکند، عصبانی شدند.
البته تمام این کارها تقصیر فردی رییسجمهور نیست. حلقهیی دور رییسجمهور را گرفته که اجازه نمیدهد او درست کار کند. بهطور مثال، همین تغییر مسیر لین برق وارداتی ترکمنستان از بامیان به سالنگ، کار شرکت برشنا است. این شرکت هم اشرفغنی را دور زده، هم ملت را، هم بانک انکشاف آسیایی را، هم امریکا و جاپان را. اما بازهم چون رییسجمهور تصمیمگیرندهی نهایی است، ملامت است.
با اینحساب وقتی رییسجمهور کارهایی را که باید بکند و نمیکند و کارهایی را که نباید میکرد و انجام داد، بهصورت طبیعی در برابر نفرین عمومی مواجه میشود. به نظر من رییسجمهور روزانه بیشتر از سه میلیون دشنام دریافت میکند. یعنی بیشتر از مجموع آرایی که کمیسیون انتخابات به او نسبت داد.
چرا رییس جمهور دشنام دریافت میکند؟
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
