با نزدیک شدن به زمان برگزاری نخستین دور گفتوگوهای مستقیم صلح دولت افغانستان و طالبان، کابل و کنر یک روز خونین و مرگبار را پشت سر گذاشتند. دیروز شنبه در پی دو حمله انتحاری جداگانه در کنر و کابل 29 نفر شهید و 71 نفر دیگر هم زخمی شدند. حمله انتحاری کنر را تا هنوز هیچ گروهی به عهده نگرفته است اما مسئولیت حادثه کابل را طالبان به عهده گرفتهاند. بر اساس اظهارات مسئولان امنیتی، قربانیان در کنر افراد غیرنظامی و در کابل افراد نظامی و غیرنظامی بودهاند.
طالبان از طریق حملات انتحاری و انفجاری که قربانیان آن را افراد ملکی تشکیل میدهند، تلاش میکنند حکومت را تحت فشار قرار دهند و در جامعه رعب و وحشت ایجاد ایجاد کنند. طالبان با به کارگیری این شیوه، موفق عمل کردهاند و از دیر باز به این سو توانستهاند با یک هدف دو نشان را هدف بگیرند. هم حکومت را زیر فشار قرار دهند و هم مردم را در فضای ترس نگهدارند. در مقابل و به میزانی که حملات طالبان بیشتر شده اما حکومت در برابر گروههای تروریستی مثل طالبان با احتیاط تمام برخورد کرده است. در چندین مورد، حکومت در میدانهای جنگ صحنه را به طالبان واگذار کرده و نیروهایش را مجبور به عقب نشینی کرده است. سقوط ولایت قندوز و بیرون شدن نیروهای امنیتی از دو ولسوالی هلمند در این اواخیر نشان دهنده این موضوع است. قندوز بدون درگیری به طالبان واگذار شد و نیروهای امنیتی پس از روزها محاصره سرانجام دو ولسوالی مهم و استراتژیک هلمند را با این توجیه که نیروهای دولتی از این دو منطقه به شکل تاکتیکی عقب نشینی کردهاند، صحنه را ترک و از رویارویی با طالبان دست کشیدند. گزارشهایی هم وجود دارد که طالبان با سلاح و امکانات نیروهای دولتی مجهز شدهاند. به اعتراف مسئولان امنیتی و دفاعی، نیروهای امنیتی کشور در برابر طالبان در موضع دفاعی قرار گرفتهاند.
سوی دیگر این مسئله، خوشبینی سران حکومت وحدت ملی است. اینها با آگاهی به اینکه طالبان با گذشت هر روز شرورتر و آشتی ناپذیرتر میشوند، امیدی زیادی به پایان جنگ دارند. پایان خونریزی آرزوی همه است اما قدمهایی را که اکنون حکومت وحدت ملی در این راه بر میدارد، نتیجهاش رویدادهای روز گذشته در کنر و کابل است. ممکن است طالبان برای اینکه در مذاکرات صلح با دولت افغانستان از مواضع قدرتمندی صحبت کنند و دولت را ناگزیر به پذیرش خواستهای شان کنند، دست به چنین حملات مرگبار بزنند اما آیا منطقی است که حکومت با فروتنی تنها شاهد مرگ شهروندانش باشد؟ شیوهی را که دولت در یک و نیم سال گذشته در مقابل طالبان در پیش گرفته باعث افزایش حملات این گروهها شده است و هیچ نتایج غیر از این را به دنبال نداشته است. حملاتی را هم که نیروهای دولتی بهصورت پراکنده در مناطق مختلف بالای طالبان انجام میدهد، بیشتر به قطعات تمثیلی میمانند. بغلان یکی از این نمونههاست که حکومت پس از راه اندازی عملیات پاکسازی موفق به پیشروی نشد.
افزایش میزان حملات طالبان تنها به فروتنی حکومت در برابر طالبان یا خوشبینی کابل به گفتوگوهای صلح خلاصه نمیشود. عمیقتر شدن اختلافها میان سران حکومت بخشی دیگری از این ماجرا است. وضعیت جنگی، فضای گرگ و میش است. در چنین شرایط، اختلافهای ارگ و اجراییه سبب شده تمامی نهادهای امنیتی اکنون با سرپرست اداره شود. سهامداران حکومت وحدت ملی در کابل در پی کسب امتیاز و تغییر و تبدیل مسئولان امنیتی است اما بخشهای دیگر کشور تقریباً از یاد رفته است. این مسئله از یک طرف نشان دهنده اختلافهای ارگ و اجراییه است از طرف دیگر به بازی کودکانه میماند که غنی و عبدالله روی نهادهای امنیتی به راه انداختهاند. در نبود مدیران اصلی نهادهای امنیتی نظم و رهبری نیروهای جنگی نیز فرو میپاشد و نیروهای جنگی کشور با تماشای این بازی رقتآور، انگیزه شان را هم از دست میدهند. تنها سربازان جنگی در چنین شرایطی قرار ندارند بلکه تمامی مسئولان امنیتی هیچ آسایش خاطر و مصونیت وظیفهای احساس نمیکنند و هر کدام در بیم برکناری از وظیفهی شان مأموریت انجام میدهند.
بازیهای سلیقهای عبدالله و غنی روی نهادهای امنیتی و بیشتر شدن اختلافها میان این دو، نشان میدهد که بیش از آنکه دولت علیه طالبان در جنگ باشد، ارگ و اجراییه در برابر هم قرار گرفتهاند. صورت کلی چنین است: فروتنی در برابر طالبان و تقابل ارگ و اجراییه.
فروتنی در برابر طالبان و تقابل ارگ و اجراییه
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
