گل مومنه دختری 15 ساله در ماه ششم سال 1393 از منطقهی قلعه نو ناحیه 13 شهر کابل ناپدید میشود. او میگوید که یک زوج به اسم سید حسین و شیما او را به بهانهی انجام کار (مهره دوزی) اختطاف کردند و پس از سهونیم ماه لت و کوب و تجاوزجنسی، سرانجام موفق شده از دست آدم ربایان فرار کند.
گل مومنه میگوید، در حالیکه دلایل الزام، اسناد و شواهد کافی برای حکم جزای سنگین به مجرمان وجود داشت، اما محکمه ابتدائیه و سپس استیناف هر دو به نفع مجرمان فیصله کردند. او از نهادهای عدلی و قضایی کشور میخواهد تا در تصمیم خود تجدید نظر کرده و مجرمان را مطابق به احکام قانون مجازات کنند.
روایت اختطاف
بر اساس اسنادی که روزنامه اطلاعات روز به آن دست یافته، گل مومنه فرزند محمد انور به تاریخ 27/6/1393 از منطقه قلعه نو ناحیه 13 شهر کابل لادرک میگردد.
بر اساس اظهارات گل مومنه، زنی به اسم «شیما» تکهای بخمل را برای مهره دوزی به وی میدهد تا در بدل پول آنرا مهره دوزی کند. پس از این که دوبار، گل مومنه این کار را انجام میدهد، «شیما» از او میخواهد که پس از این برای دریافت کار جدید و تحویلدهی کارهای قدیمی به خانه شان بیاید. بر اساس این توافق گل مومنه روزی در هماهنگی با خانم سید حسین میرود به منطقه قلعه نو و از آنجا با درخواست زن سید حسین سوار موتر «سیدحسین»، شوهر شیما، میشود تا به خانهاش برود و آدرس خانه را بلد شود. تا از این پس خودش مسئولیت انتقال تکه را برای مهره دوزی از خانه «شیما» به عهده بگیرد.
بر اساس ادعای گل مومنه و پدرش، پس از این که گلمومنه سوار موتر سید حسین میشود، وی و همسرش به این دختر نوجوان نوشیدنی را میدهد که منجر به خواب طولانی مدت گل مومنه میگردد.
گل مومنه پس از تقریباً دو و سه روز به هوش میآید و متوجه میشود که در جای تنگ و تاریک در خانهی سید حسین قرار دارد و بر او تجاوز جنسی نیز صورت گرفته است.
او پس از به هوش آمدن تلاش میکند که به خانه خود باز گردد، اما با مخالفت و مقاومت سید حسین و پدرش سید اسحق مواجه میشود. به نقل از گل مومنه، افراد متذکره وی را سخت مورد لت و کوب قرار میدهند و به مدت سه و نیم ماه سید اسحاق پدر سید حسین از طرف روز از گل مومنه نگهبانی میکند و نمیگذارد که او از خانه بیرون شود. هرازگاهی که گل مومنه اصرار و تلاش بر رفتن مینمود، از سوی سید اسحاق مورد لت و کوب قرار میگرفت.
در تمام این مدتی که گل مومنه در خانه سید حسین بوده، مورد لت و کوب و تجاوز جنسی نیز قرار گرفته است. گل مومنه در گفتوگو با اطلاعات روز میگوید که سید حسین بارها بر او تجاوز کرده است و پدرش سید اسحق بارها او را لت و کوب کرده است.
اسنادی که اطلاعات روز به آنها دست یافته نشان میدهد که تمام موارد لت و کوب و اذاله بکارت دختر را ریاست خدمات طب عدلی، شفاخانه تمدن و شفاخانه جمهوریت تایید کرده و دو همسر مجرم اصلی (سیدحسین)، نیز در اظهارات خود نزد هیئت تحقیق گفتهاند که سیدحسین با گل مومنه همبستر شده و شبها به ترتیب با هریکی از آنان همبستر شده است.
سرانجام، گل مومنه موفق میشود پس از سه و نیم ماه بعد از آنکه سید اسحق مریض و به شفاخانه انتقال میگردد، از خانه سید حسین فرار کند و به خانه خود باز گردد.
مراجعه به پولیس
محمد انور پدر گل مومنه پس از آنکه دخترش لادرک میشود، موضوع را به قوماندانی امنیه کابل اطلاع میدهد. ریاست تحقیقات مبارزه با جرایم جنایی قوماندانی امنیه کابل به تاریخ 1/7/1393 به آمریت حوزه 13 پولیس راجع کرده و از آنان میخواهد برای ردیابی این دختر اقدام کنند.
پس از سه و نیم ماه که گل مومنه موفق به فرار از خانه سید حسین میشود، موضوع را طی عریضهی مطبوع رسمی به آمریت حوزه 13 اطلاع میدهد و خواهان رسیدگی پولیس به این مسئله میشود.
پس از این پولیس در همکاری با گل مومنه خانه سیدحسین را شناسایی و او و خانمش شیما نام و سیداسحق پدرش را گرفتار نموده و پروندهی آنان را به تاریخ 22/10/1393 به ریاست تحقیقات مبارزه با جرایم جنایی قوماندانی امنیه کابل میفرستد.
این پرونده پس از طی مراحل اداری و تحقیق در سارنوالی منع خشونت علیه زنان، به اداره 40 امنیت ملی احاله میگردد. سارنوالی امنیت داخلی و خارجی تحقیق و اقامه دعوای مینماید، وسپس دوسیه را به محکمه میفرستد.
حکم محکمه
دیوان جزایی حوزه سوم محکمه ابتداییه شهر کابل، در جلسه قضایی مورخ 13/7/1394 فیصله شماره 325 خویش چنین حکم میکند که حبس گذشتهی سید حسین، بهعنوان مجرم اصلی این پرونده، برای او کافی است و شیما و سید اسحاق از طرف محکمه برائت حاصل میکنند.
حکم دیوان جزایی حوزه سوم محکمه ابتدائیه صرفاً بر اساس لت و کوب گل مومنه توسط سید حسین، صادر شده و در این حکم اختطاف و تجاوز جنسی بر گل مومنه نادیده گرفته شده است.
پس از اینکه خانواده گل مومنه حکم محکمه ابتداییه را نمیپذیرد، پرونده به محکمه استیناف کابل راجع میشود.
دیوان جزایی محکمه استیناف کابل چهار جلسه مقدماتی را با طرفین قضیه برگزار مینماید، اما در هیچ یک از این جلسات، متهمین، شاهدان و ملا امامی که نکاح خط عرفی جعلی را نوشته، حضور نمییابند.
سرانجام، ریاست دیوان جزایی محکمه استیناف ولایت کابل بدون حضور شاهدان و شخصی که نکاح خط عرفی را ترتیب کرده در جلسه قضایی منعقده 22/10/1394 حکم دیوان جزایی حوزه سوم محکمه ابتداییه را تایید میکند و توقیف متهم را از تاریخ 22/10/1393 تا 13/7/1394 کافی میداند.
تناقض اسناد و شواهد و نکاحنامهی جعلی
اسناد و مدارکی که در روند تشکیل این پرونده، ساخته شدهاند، دچار تناقض شدید میباشند. به نظر میرسد در حکم محکمه، این تناقضات نادیده گرفته شده و حکم به گونهی یک جانبه و غیرمنصفانه صادر شده است.
بر اساس اسناد موجود، گل مومنه به تاریخ 27/6/1393 لادرک میشود و پدرش بلافاصله موضوع را به قوماندانی امنیه کابل اطلاع میدهد، در حالیکه متهم پرونده مدعی میشود که متضرر را به دلیل نداشتن سرپرست بنا به خواست خودش به عقد خود درآورده است.
همچنین، در نکاح نامهای عرفیای که توسط متهم قضیه ساخته شده، اسم دختر گل مومنه نیست و نکاح خط مذکور به اسم فرشته نوشته شده است. از سوی دیگر، گل مومنه هنوز به سن قانونی ازدواج نرسیده (15 ساله میباشد) و این مسئله خود نیز به لحاظ قانونی جرم محسوب میشود.
اسناد موجود نشان میدهند که اظهارات شاهدان نکاح خط نیز به گونهی ضد و نقیض میباشند. به گونهی مثال متهم پرونده (سید حسین) گفته که موقع نکاح تنها بوده و نکاح خط در مسجدی در خوشحال خان نوشته شده است. درحالیکه یکی از شاهدان به اسم سیدحامد گفته است که نکاح در خانه متهم صورت گرفته است.
از طرف دیگر پرتوکول قضایی نشان میدهد که شاهدان و ملا امام که نکاح خط را نوشته است، حضور شان در محکمه الزامی بوده و باید حاضر میگردید. اما متهم (سید حسین) هیچ یکی از شاهدان و ملا امام مسجد را نتوانسته است در چهار قرار قضایی پیهم حاضر کند.
درحالی که نکاحنامه به اسم فرشته است و مدعی ادعا دارد که بر او تجاوز شده است و خانم سید حسین نیز همبستر شدن گل مومنه و سیدحسین را در اعترافات خود تصدیق کرده است، محاکم ابتداییه و استیناف ادعای گل مومنه را مبنی بر تجاوز جنسی بر او نادیده گرفته و بر این جرم هیچ فیصلهی صورت نگرفته است.
تناقض حکم محکمه با مواد قانون
با وجودی که شواهد و مدارک کافی مبنی بر اختطاف، لت و کوب و تجاوز بر گل مومنه توسط سیدحسین و خانوادهاش، محکمه ابتدائیه حکم خود را صرفاً بر اساس لت وکوب این دختر صادر کرده و دو مورد، تجاوز و اختطاف را نادیده گرفته است.
در بند 1 ماده 6 قانون مبارزه علیه اختطاف و قاچاق انسان آمده است: «شخصی که دیگری را با تهدید یا استعمال قوه یا انواع دیگر ارعاب و یا با استفاده از مواد مسموم کننده اختطاف نماید، به حبس طویلی که از دوازده سال کمتر نباشد، محکوم میگردد.»
در مورد تجاوز جنسی نیز حکم قانون جزای سنگینی در نظر گرفته است. براساس بند 2 ماده 17 قانون منع خشونت علیه زنان «شخصی که مرتکب تجاوز جنسی بر زن نابالغ گردد، با درنظر داشت حکم مندرج ماده 426 قانون جزا به حداکثر حبس دوام و در صورت فوت مجنی علیها به اعدام محکوم میگردد.»
تطابق اسناد موجود با مواد قانون و همچنین حکم محکمه نشان میدهند که محکمه نه محتوای اسناد را بررسی کرده و نه هم احکام قانون را در نظرگرفته است.
اینکه چه عواملی در این زمینه نقش داشته تا این پرونده به گونهی یک جانبه بررسی شود و حکم در مورد آن صادر شود تاکنون روشن نیست. اما به اساس ادعای پدر گل مومنه، تعدادی از افراد زورمند به شمول وکلای پارلمان از جمله کبرا مصطفوی بارها با زبان تهدید از وی خواسته است تا دست از ادامهی این دعوا بردارد. به گفتهی نامبرده، حتا این وکیل پارلمان در حضور مسئولان عدلی و قضایی وی را تهدید به مرگ نموده است.
با وجود تلاشهای مکرر روزنامه اطلاعات روز، هیچ کسی از محکمه ابتداییه حوزه سوم و محکمه استیناف کابل حاضر به پاسخگویی در این زمینه نشد. همچنان تلاشهای ما برای برقراری ارتباط با متهمین این پرونده به منظور کسب اظهار نظر آنها نتیجه نداد.
اکنون گل مومنه که در شرایط وخیم روانی قرار دارد، از اداره عالی لوی سارنوالی و دادگاه عالی کشور خواهان بررسی مجدد و عادلانه پروندهاش میباشد. به گفتهی پدر گل مومنه، اگر صدای آنها از سوی ارگانهای عدلی و قضایی ناشنیده باقی بماند، وی خود و دخترش را در پیش دادگاه عالی آتش خواهد زد.
[su_custom_gallery source=”media: 33854,33853,33851,33850″ link=”lightbox” width=”200″ height=”200″ title=”never”]

مقصر اصلی پدر گل مٶمنه است .چون اوبکدام جرٲت دخترش رااجازه داد که درموتر سیدحسین سوارشده وادرسش رابلد شود . دوما” وقتیکه محکمه بنفع سیدحسین توسط نماینده پارلمان فیصله کرده بود چرا دوباره دعوایش را جریان داده چون فهمیده بود که قانون همیشه در مقابل پول وپیسه همیشه هیج وپوچ است . ودرعوض خودش دست بکار میشد وکاری میکرد که بایدمیشد . نمیفهمم که پدر گل مومینه چطور راضی شده که درمقابل خون بکارت دختر نابالغش . خون سیداسحاق وسید حسین وهردو خانومش را نه ریختانده است ..
خوانندگان عزیز یگبار فکرکنید خونواده ائکه ، پدر پسر وهردو همسر باهماهنگی هم بریگدختر نابالیغ حمله ور میشود چگونه یک خونواده شده میتواند .وحالا اون چگونه محکمه باشد که ازیک چنین خونواده حمایت کند .لعنت لعنت به چنین محکمه.
لعنت خداوند بر همچو انسان های پست فطرت ،خداوند جزای شان را بده
یک دختر که هزار ها امید و آرزو برای پیش برد زندگی آینده شان را دارد توسط یک آدم هرزه به کابوس تبدیل می شود ،و از همه مهمتر مردم خوشحال است که ما دولت داریم مجریم را به پنجه قانون می سپاریم ،بیا بیبن این دولت کثیف خایین را که با یک خیانت بزرگ چطوری قضاوت ارائه کرده،
سوال اینجاست آقای قاضی اگر با دختر خودت همچو عمل ضد انسانی صورت می گرفت در آن صور ت هم قضاوتت همین گونه بود ؟
وحا خانم وکیل اگر خودت در سنن 15 سالکی همچو عملی سید حسین بالای خودت انجام میداد آیا خودت عفو میکردی ؟
نه خیر …! لعنت بتو قاضی که چنین قضاوت را انجام دادی،لعنت بتو وکیلی که خودت را مدافع خیانت کار ساخته ای…!
اولا افسوس که نام سید وحسین بالای این ملعون گرفته میشود!
سانیا این جنایت چنان درک ناک است که دل هرانسانی باوجدان بدرد می آید بنده بعنوان یک شهروند ویا یک بشر ازدولت مرتد وفاسد افغانستان جدا خواهش مندم جنایت بااین بزرکی رانادیده نگیرد!
ازقاضیان شیاد وقاضی شریح های تاریخ ازسرپوش گذران جنایت ومخترعین فصاد اداری واخلاقی مولوی های بی ایمان ورشوه خورفاسد تقاضامندم متابق حکم الهی وقوانین اسلام فیصله نماید! گرچه میدانم خوتان مسلمان نیستید! بالاگرفتن تمام جنایات امروزی توسط شماست وای برشمامولوی ها
کاش این کبرا مصطفوی مزه تجاوز را می چشید و میدانست چقدر درد دارد ، کاش این زن درد زنانگی را درگ میکرد، من از آن مردان کثافت گلایه ندارم تمام گلایه ای من از این بی چشم و رو است
دقيقا
آمار جنایت و فساد و فحشا در میان قوم سادات از قدیم زیاد بود. مثلاً در افشار، یک محله سیدنشین بود که به «مسکوکوچه» معروف بود. ولی سالهای اخیر، خیلی زیادتر شده است. خاطره شکیلا هنوز تازه است. آنها با زور پول و قدرت نفوذ خود، جنایتهایشان را سرپوش میگذارند.