نقش پاکستان در ظهور جهاد بین‌المللی

اطلاعات روز

[su_label]نیویورک تایمز/ کارلوتا گال[/su_label] +
[su_label]ترجمه: معصومه عرفانی[/su_label]


رییس‌جمهور افغانستان، اشرف غنی، در چندین مصاحبه‌ی اخیر خود هشدار داده است که اگر مذاکرات صلح با پاکستان و طالبان در چند ماه آینده به نتیجه نرسد، ممکن است کشورش در سال 2016 سقوط کند. به گفته‌ی او، پس از یورش‌های سال‌ گذشته‌ی طالبان که منجر به بالاترین تلفات غیرنظامیان و نیروهای امنیتی از سال 2001 تاکنون شد، افغانستان به سختی سر پا ایستاده است.
آیا غنی در یک مصاحبه‌ی تلویزیونی گفت: «اوضاع چه‌قدر بدتر از این خواهد شد؟ پاسخ بستگی به این دارد که ما تا چه میزان می‌توانیم روی همکاری‌های منطقه‌ای حساب کنیم، و میانجی‌گری‌ها و فشارهای بین‌المللی چه‌قدر می‌تواند برای ایجاد قواعد بازی میان کشورها اعمال شود».
درواقع منظور او این است که پاسخ بستگی به این دارد که جامعه‌ی بین‌المللی تا چه حد پاکستان را برای توقف ستیزه‌جویی‌اش تحت فشار قرار می‌دهد.
منتقدان حکومت‌داری افغانستان می‌گویند، این تقصیر پاکستان نیست که همسایه‌اش درحال فروپاشی است. آن‌ها به نقاط ضعف فراوانی که در دولت افغانستان وجود دارد، اشاره می‌کنند: اختلافات سیاسی، نهادهای ضعیف، جنگ‌سالاران و فساد.
اما کارشناسان شواهد بسیاری یافته‌اند، مبنی بر این‌که پاکستان حملات طالبان را تسهیل می‌کرده است. ایالات متحده و چین، مدت‌هاست که از پاکستان می‌خواهند طالبان را برای مذاکرات صلح متقاعد کند، اما افغانستان معتقد است که اسلام‌آباد هیچ کاری برای مهار طالبان انجام نداده است و اگر دلیلی برای سهم‌گرفتن داشته باشد، امید به کسب نفوذ در هرگونه توافق‌نامه برای اشتراک قدرت است.
این مسئله تنها مربوط به افغانستان نیست. پاکستان در تعداد دیگری از درگیری‌های خارجی نیز مداخله می‌کند. سرویس استخباراتی این کشور، مدت‌ها اداره‌کننده‌ی نیروهای جهادی بین‌المللی بوده است که بسیاری از آن‌ها افراط‌گرایان سنی‌مذهب هستند. حتا حدس‌وگمان‌هایی وجود دارد که این کشور احتمالاً در ظهور دولت اسلامی نیز نقش داشته است.
حملات طالبان در سال 2014 تشدید شد. زمانی‌که نیروهای ایالات متحده و ناتو درحال کاهش عملیات‌های خود در افغانستان بودند و برای خروج از این کشور آمادگی می‌گرفتند. همزمان، پاکستان، پس از سال‌ها رفتارهای دوپهلو، تصمیم گرفت تا جنگ‌جویان طالبان و القاعده را از پناهگاه‌های‌شان در مناطق قبیله‌ای پاکستان در وزیرستان شمالی پاک‌سازی کند.
این حملات قطعاً تلاش‌هایی جدی و دشوار بودند – پایگاه‌های طالبان، اتاق‌های شکنجه و انبارهای مهمات آن‌ها ازهم پاشیدند، بازارهای شهر با خاک یکسان شدند و بیش از یک میلیون غیرنظامی آواره گشتند.
اما خبر حمله پیش از آن به شبه‌نظامیان رسیده بود و به گفته‌ی رؤسای قبایل و جنگ‌جویان طالبان، صدها تن فرار کرده بودند. بسیاری از آن‌ها به آن سوی مرز به افغانستان گریخته بودند؛ دقیقاً در لحظه‌ی حساسی که افغانستان مسئولیت امنیت خود را به دست می‌گرفت. در آن تابستان، نود جنگ‌جوی خارجی همراه با خانواده‌های‌شان به ولایت پکتیکا رسیدند و این هشداری برای مقامات افغانستان بود.
جنگ‌جویان طالبان پایگاه‌های رهاشده‌ی سازمان سیا در امتداد مرز ولایت پکتیکا را اشغال کردند. یکی از وکیلان این منطقه گفته بود که آن‌ها از این مواضع برای طراحی حملاتی به قلب افغانستان و حتا تا خود کابل استفاده می‌کنند. تعدادی از ویران‌کننده‌ترین حملات انتحاری در این ولایت، در ماه‌های پس از آن رخ داد.
در همین حال، در پاکستان، شبکه‌ی حقانی که قوی‌ترین شاخه‌ی طالبان است، از وزیرستان شمالی به منطقه‌ی مجاور آن خرم منتقل شد. این گروه در آن‌جا نیز از پناهگاهی امن برخوردار است و حملاتش را علیه اهداف آمریکایی، بین‌المللی و افغان اجرا می‌کند.
پاکستان، افغانستان را به‌عنوان حیاط‌خلوت خود می‌بیند. این کشور که مصمم است به رقیب بزرگش هند، اجازه‌ی نفوذ در افغانستان ندهد، و برای تضمین این‌که افغانستان هم‌چنان یک اردوگاه اسلام‌گرای سنی باقی می‌ماند، هوشیارانه از طالبان استفاده می‌کند. این کشور بخشی از طالبان را که در جهت پیشبرد اهداف آن کار می‌کند تشویق کرده و دیگران را که این کار را انجام نمی‌دهند سرکوب می‌کند. به‌طور مشابه، همین رفتار در رابطه با جنگ‌جویان القاعده و دیگر جنگ‌جویان خارجی وجود دارد.
حتا با دانستن تمام این مسایل، ممکن است این‌که سه زمام‌دار احزاب جهادی خشونت‌گرای اصلی آزادانه در پاکستان زندگی می‌کنند، حیرت‌آور باشد.
اولین آن‌ها سراج‌الدین حقانی، رهبر شبکه‌ی حقانی و دومین فرد تاثیرگذار طالبان است. او آزادانه در پاکستان سفر می‌کند و حتا از مقر استخباراتی پاکستان برای جنگ افغانستان در راولپندی بازدید کرده است.
پس از او، رهبر جدید طالبان ملا اخترمحمد منصور است که آشکارا جلسات نظامی و شورای رهبری را در نزدیکی شهر کویته‌ی پاکستان برگزار می‌کند. پس از به‌قدرت‌رسیدن او در سال گذشته، طالبان بزرگ‌ترین حملات خود را در افغانستان انجام دادند، شهر شمالی قندوز را تسخیر کردند و در تلاش برای به‌دست‌گرفتن کنترل ولایت غنی از مواد مخدر هلمند هستند.
درنهایت، رهبر القاعده، ایمن الظواهری است که پناهگاهی امن در پاکستان دراختیار دارد – براساس گزارشی اخیر، او در بخش جنوب غربی بلوچستان زندگی می‌کند. او تلاش دارد تا کمپ‌هایی آموزشی در جنوب افغانستان دایر کند. در ماه اکتوبر، نیروهای عملیات ویژه‌ی ایالات متحده پس از چندین روز درگیری و استفاده از حملات هوایی، توانستند تا کمپ‌های این گروه را پاک‌سازی کنند. به گفته‌ی فرماندهان آمریکایی، گروهی که با آن‌ها مبارزه می‌کردند، القاعده‌ی شبه‌قاره‌ی هند بودند –شعبه‌ی جدید که توسط الظواهری معرفی شد و مسئولیت قتل وبلاگ‌نویسان و فعالان را در کراچی و بنگلادش، و هم‌چنین حملاتی دیگر را برعهده گرفته است.
پاکستان اتهام پناه‌دادن به طالبان و القاعده را انکار کرده و بیان داشته است که این کشور، خود نیز قربانی تروریسم است. اما بسیاری از تحلیل‌گران، با جزئیات توضیح داده‌اند که چه‌گونه ارتش پاکستان گروه‌های شبه‌نظامی اسلام‌گرا را به‌عنوان ابزار سرکوب جنبش‌های ملی، به‌ویژه درمیان اقلیت پشتون‌ها در داخل و خارج، پرورش داده است.
شاید نگران‌کننده‌ترین اخبار، گزارش‌هایی باشند مبنی بر این‌که پاکستان در ظهور دولت اسلامی نقش داشته است.
پیش از عملیات 2014 پاکستان در وزیرستان شمالی، صدها جنگ‌جوی خارجی مناطق قبیله‌ای را برای مبارزه علیه رییس‌جمهور بشار اسد در سوریه ترک کرده بودند. افراد قبایل و اعضای طالبان در این منطقه گفته‌اند جنگ‌جویان پس از سفر به کویته، به قطر پرواز می‌کردند؛ در آن‌جا پاسپورت‌های جدید دریافت می‌کردند و بعد از رسیدن به ترکیه، به سوریه می‌رفتند. تعداد دیگری از آن‌ها نیز ازطریق مسیر زمینی، توسط قاچاق‌چیان از مسیر پاکستان، ایران و عراق به سوریه رفته بودند.
مبارزان دقیقاً در زمان مناسب به آن‌جا رسیدند، تهاجمات داعش به عراق افزایش یافتند و دولت اسلامی در تابستان سال 2014 ایجاد شد.
اگر این روایت‌ها صحیح باشند، پاکستان با قطر و شاید دیگر کشورها، برای انتقال جهادی‌های سنی بین‌المللی (شامل 300 پاکستانی) از مناطق قبیله‌ای پاکستان، جایی که آن‌ها دیگر موردنیاز نبودند، به میدان جنگ جدید در سوریه همکاری کرده است. به گفته‌ی یکی از سیاست‌مداران پاکستانی که به‌شرط افشانشدن نامش از مسایل استخباراتی با من گفت‌وگو می‌کرد، این فقط مدرک دیگری برای اثبات دخالت محوری پاکستان در خلق و اداره‌ی گروه‌های جهادی ستیزه‌جو است.
این روند، برای بیش از 30 سال ادامه داشته است. در سال 1990، من در سفری جاده‌ای با تعدادی از اویغورهای چینی جوان، مسلمانانی از منطقه‌ای ناآرام در شمال غربی چین، همراه شده بودم. آن‌ها به‌تازگی ماه‌ها آموزش در مدارس پاکستان را تمام کرده بودند. این آموزش شامل تاخت‌وتازی کوتاه به افغانستان، برای به‌دست‌آوردن درکی از میدان جنگ نیز می‌شد. آن‌ها درحال بازگشت به خانه بودند، درحالی که پاسپورت‌های پاکستانی به همراه داشتند – هدیه‌ای که اغلب به تمام کسانی که به جهاد بپیوندند اعطا می‌شود.
سال‌ها بعد، درست پس از پیداشدن و کشته‌شدن اسامه بن لادن در پاکستان، من با یک فرمانده‌ی چریکی در مناطق موردمناقشه‌ی کشمیر مصاحبه کردم که پانزده سال را در ارتش پاکستان، در سفرهای آموزشی و کمک به شورشیان در بوسنی، چچن، کشمیر و افغانستان، سپری کرده بود.
در سال 2012، من به چندین روحانی جوان برخوردم که از مدرسه‌ی حقانی در پاکستان فارغ‌التحصیل شده بودند و به روستاهای مادری خود در افغانستان بازمی‌گشتند. آن‌ها مبلغ قابل‌توجهی پول نقد همراه داشتند و برای راه‌اندازی مساجد، جذب نیرو و سازمان‌دهی گروهی وفادار به طالبان آماده بودند.
من در سال 2013 از آن مدرسه دیدار کرده بودم. این مدرسه، مادر طالبان افغانستان بود و تعداد زیادی از رهبران جنبش در آن آموزش دیده بودند. این روحانیان، سرسختانه از طالبان حمایت می‌کردند و به آن وفادار می‌ماندند. سید یوسف شاه، سخن‌گوی مدرسه، به من گفت: «این یک واقعیت سیاسی است و طالبان روزی قدرت را به دست می‌گیرند. ما کارشناسان طالبان هستیم». او در ادامه گفت که اکثریت مردم افغانستان «هنوز از آن‌ها حمایت می‌کنند».
این مدرسه، ایجادشده در ساختمان قدیمی استخبارات پاکستان، درحال آموزش مردمی از اقلیت‌های قومی در شمال افغانستان، همراه با مشتریان دایمی خود از میان پشتون‌ها است. هدف اصلی کنترل شمال افغانستان از طریق این فارغ‌التحصیلان جوان است. از آن‌جا، چشم‌انداز بعدی آسیای مرکزی و غرب چین خواهد بود. روحانیان پاکستان نیز درحال آموزش‌دادن و رادیکال‌سازی اویغورهای چینی و مردمی از آسیای مرکزی از جمهوری‌های شوروی سابق هستند.
هرگز کسی پاکستان را برای این رفتارش بازخواست نکرده است. چرا پاکستان اکنون باید آن را کنار بگذارد؟

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه