سومین دور نشست گروه هماهنگی چهارجانبه در اسلامآباد پایان یافت. وزارت خارجه کشور با نشر اعلامیهای گفته است که گروه هماهنگی چهارجانبه، روی نقشه راه که مراحل و گامهای این روند را مشخص میسازد، به توافق رسید. وزارت خارجه بدون ارائه جزئیات و موارد توافق شده میگوید، کشورهای گروه هماهنگی چهارجانبه توافق نمودند که تلاشها را برای تعیین تاریخ گفتوگوهای مستقیم صلح، میان نمایندگان حکومت افغانستان و گروههای طالبان ادامه دهند و توقع میرود که تا پایان فبروری 2016 میلادی، تاریخ گفتوگوهای مستقیم تعیین شود. اعلامیهی وزارت خارجه میگوید گروه هماهنگی چهارجانبه توافق کرده است تا نشست بعدی این گروه به تاریخ 4 حوت 1393 خورشیدی در کابل برگزار شود.
آیا گروه هماهنگی چهارجانبه نقشه راه صلح را ترسیم و تدوین کرده است؟
قبل از برگزاری سومین نشست این گروه در اسلامآباد حکومت وحدت ملی ابراز امیدواری کرده بود که با برگزاری سومین دور از لیست گفتوگوها، نقشهی صلح تکمیل خواهد شد و در صورت توافق چهار کشور روی نقشه راه صلح، زمان گفتوگوهای مستقیم دولت افغانستان با طالبان فرا خواهد رسید و آنگاه سلسله نشستهای گروه هماهنگی چهارجانبه پایان خواهد یافت. اکنون با ختم دور سوم گفتوگوهای چهار کشور، قرار است ماه بعدی چهارمین نشست این گروه در کابل برگزار شود. اگر گروه هماهنگی روی نقشهی صلح به توافق رسیده است، چرا دور چهارم این نشست در کابل برگزار میشود؟
اعلامیه وزارت خارجه تناقضهای بسیار دارد. از یک طرف از توافق چهار کشور سخن میگوید و از جانب دیگر تاریخ دقیق نشست بعدی این گروه در کابل را ارائه میکند. این اعلامیه نمیگوید چهار کشور روی چه مسایلی به توافق رسیدهاند، گامهای که قرار است دولت افغانستان بر اساس ان بردارد کدامها است و چه مراحل باید پیموده شود تا زمان گفتوگوهای مستقیم دولت افغانستان با طالبان فرا برسد. اساساً هیچ اشاره به این مسایل نشده است.
وزارت خارجه هم از توافق سخن میگوید و هم نشست بعدی این گروه را نوید میدهد. نتیجهی این چند دستگی بیانگر این واقعیت است که گروه هماهنگی نتوانسته است نقشه صلح را تدوین کند. دلایل عدم توافق این نشست برای مردم واضح نیست. آنچه روشن است این مسئله است که خوشبینیهای سران حکومت وحدت ملی برای پایان بخشیدن به درازدامنترین منازعه در کشور بسیار ساده لوحانه است. به نظر نمیرسد جنگ جاری در افغانستان برای تمامی کشورهای حاضر در گفتوگوهای صلح واحد باشد بلکه هر یکی از این کشورها ریشهها و عوامل بحران جاری را به عوامل متعدد ربط خواهد داد که طالبان یکی از این موارد است. مسئله اصلی حاضر کردن گروه طالبان دور میز مذاکره و پایان جنگ و خونریزی در افغانستان نیست چه بسا اینکه موارد عدم توافق و پیچیده شدن هرچه بیشتر جنگ بر میگردد به پاکستان. پاکستان با استفاده از وضعیتی که خود در خلق آن نقش داشته/دارد، تلاش خواهد کرد نگرانیهای اصلی و آجندای مهم خود را روی میز افغانستان بگذارد. خط دیورند، چهگونگی روابط کابل و دهلی و اینکه پاکستان ادعا میکند کابل از گروههای جدایی طلب پاکستانی حمایت میکند از موارد عمدهی این کشور است. تا زمانیکه کابل به این نگرانیهای پاکستان پاسخ مثبت ندهد و مستقیم با پاکستان گفتوگو نکند، بعید به نظر میرسد که جنگ پایان داده شود. اما آیا حکومت وحدت ملی در موقعیتی هست که بتواند با پاکستان گفتوگو کند؟
واقعیت دیگر این است که حکومت وحدت ملی حاضر نیست به رغم تمام انتظارات و انتقادها، مردم افغانستان را در جریان این پروسه ملی قرار دهد. تأمین صلح خواست مردم افغانستان است و اکیداً روی این موضوع سخن بسیار گفته شده است تا مردم در جریان روندی که به سرنوشت همه گره خورده است، در میان گذاشته شود. اما گفتوگوهای صلح به صورت باورنکردنی با گذشت هر روز، مرموزتر و شهروندان افغانستان از آن کنار گذاشته میشود.
پیچیدگیهای نقشهی صلح
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
