[su_label]منبع: دویچه ویله/ گابریل دومنگیز[/su_label]
[su_label]برگردان: حمید مهدوی[/su_label]
به گزارش خبرگزاری فرانسه، ماه گذشته طالبان در یک نشست سری در نزدیکی شهر کویته پاکستان خواهان «مالیات محافظتی» سنگین و جدید از شرکتهای مخابراتی افغانستان شدند. این تقاضای اخاذی که قرار گزارشها در بدل تخریب نکردن مواضع و ضرر نرساندن به کارمندان چهار شرکت تلفن همراه از نمایندگان این شرکتها صورت گرفته است، نخستین و مهمترین عزم این گروه شورشی در استفاده از یکی از اندک سکتورهای سودآور را زمانی نشان میدهد که رشد [اقتصادی] کُند است.
اما بهصورت گستردهتر، این حرکت، انعکاس دهنده تلاش شورشیان برای متنوعتر ساختن منابع درآمد شان پیش از گفتوگوهای بالقوه صلح با کابل نیز است. عمر حامد، رییس ریسک بندی کشورهای آسیایی و اقیانوسیه در شرکت تحلیلی و جهانی «آی.اچ.اس» گفت: «این آخرین درخواست، انعکاس دهنده تمایل فزاینده رهبری طالبان در تحول این گروه از یک گروه شورشی به سوی شکلدهی یک حکومت موازی سازمان یافته است». وی افزود: «شاخصهای بیشتر این [تمایل] شامل تعامل علنیتر جامعه مدنی و تاسیس نهادهای موازی خواهد بود».
وحید مژده، کارمند پیشین رژیم برانداخته شدهی طالبان، به دویچه ویله گفت: «شرکتهای مخابراتی در گذشته پول محافظتی به طالبان پرداختهاند، اما گزارشها نشان میدهد که این گروه میخواهد مانند هر تشبث دیگر در مناطق تحت کنترل شان، بر سکتور مخابرات هم 10 درصد مالیات وضع کنند».
از آدمربایی تا پول مواد مخدر
اما منابع درآمد شورشیان تا چه حد متنوع است؟ بسیاریها باور دارند که طالبان، با توجه به این که از تمام انواع فعالیتها – از آدمربایی و قاچاق کالا گرفته تا اخاذی و قاچاق مواد مخدر – درآمد کسب کردهاند، در اداره صنایع غیرقانونی ماهر اند. به طور مثال، شورشیان، عمدتاً در ولایتهای هلمند، ارزگان، قندهار و زابل به کشاورزان وابستهاند تا تریاک کشت کنند، در حالی که در بدل این کار پاداش مالی خوبی به آنها میدهند. مبالغی که پرداخت میشود اغلب بسیار بیشتر از مبلغی است که آنها از طریق برنامههای معیشت بدیل که توسط جامعه جهانی به هدف مبارزه با تجارت غیرقانونی مواد مخدر در افغانستان ایجاد شده است، بهدست میآورند. طالبان همچنین از تهدید و خشونت استفاده میکنند تا مطمئن شوند که کشاورزان مزارع شان را کشت میکنند. آنها نه تنها از فروش مواد مخدر نفع میبرند، بلکه از درآمد ناشی از وضع مالیات مختلف بر مواد مخدر در تمام مسیرهای کلیدی تجارتی که بسیاری از آنها در مناطق تحت کنترل آنها واقع شده است، نیز نفع میبرند.
اما بر سر آنهایی که [مالیات] پرداخت نمیتوانند چه میآید؟ یک باشنده ولایت هلمند که نخواست نامش فاش شود، به دویچه ویله گفت: «کشاورزانی را میشناسم که فقیرتر از آنی بودند که به طالبان مالیات پرداخت کنند یا نمیخواستند به این گروه [مالیات] بدهند. آنها از خانههای شان برده شدند و کسی نمیداند که آنها فعلاً کجا هستند». شورشیان هم چنین با قاچاقبران مواد مخدر همکاری میکنند که در بدل پیشنهاد محافظت از کاروانهای مواد مخدر، بهدنبال کسب درآمد و یافتن پناهگاه هستند. این باشنده هلمند گفت: «طالبان مبالغ هنگفتی را از قاچاقبران دریافت میکنند، چون این گروه از بازارهای مواد مخدر محافظت میکند، قاچاقبران را اسکورت میکنند و به آنها کمک میکنند تریاک حمل کنند». مشکل است بگوییم که این گروه از تجارت مواد مخدر چهقدر درآمد دارد. اما نظر به گفتهی توماس اولیور، کارشناس مبارزه با تروریسم، [درآمد طالبان از مواد مخدر] بین 100 میلیون تا 300 میلیون در یک سال برآورد شده است. این کشور جنوب آسیا [افغانستان]، حدود 80 درصد تریاک جهان را که در تولید هیروئین استفاده میشود، تولید میکند.
اخاذی و «وضع مالیات»
طالبان صرف از کشاورزان و شرکتهای مخابراتی اخاذی نمیکنند. جمعآوری مالیات از مردم عادی در مناطق تحت کنترل شان یک منبع مهم درآمد آنهاست که به صورت عموم تحت نام مالیات اسلامی جمعآوری میشود. یک گزارش سازمان ملل متحد که در اوایل ماه سپتامبر 2012 نشر شد، نشان داد که طالبان، در جاهایی که میتوانند، دو نوع مالیات سنتی عشر و زکات جمعآوری میکنند. سازمان ملل متحد گفت: «از آنجایی که کشاورزی و اکثراً کشت خشخاش، فعالیت اقتصادی اصلی در مناطق تحت کنترل طالبان است، عشر منبع اصلی درآمد آنهاست. اما طالبان بر خدماتی چون آب و برق نیز مالیات وضع میکنند، هرچند که آنها بر عرضه آن نفوذ ندارند». در این گزارش آمده است که شورشیان همچنین بهخاطر ارائه خدمات عدلی پول دریافت میکنند و جریمه وضع میکنند، هرچند بهصورت عموم رشوه نیست. این گزارش همچنین افزود که در برخی مناطق آنها از دکانداران و دیگر تشثبات کوچک 10 درصد مالیات جمعآوری میکنند. «به عبارت دیگر، در سطح محلی، طالبان به گونهای عمل میکنند که با بسیاری از حکومتها مشابه است».
همچنین کارشناسان باور دارند که پیمانکاران، سازمانهای غیردولتی، شرکتهای خصوصی و حتا مقامهای حکومت افغانستان برای تسهیل اهداف خودشان در مناطق مشخص جنگ زده کشور بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم در اخاذیهای طالبان دخیل بودهاند. میکایل کوگلمن، کارشناس جنوب آسیا در مرکز «وودرو ویلسن» در واشنگتن به دویچه ویله گفت: «تعداد اندکی خواهند پذیرفت که آنها چنین پولی به طالبان پرداخت میکنند، بنابراین آمارها دست نیافتی اند. اما حتا دلیلی وجود دارد باور کنیم که وقتی نیروهای جنگی بینالمللی در افغانستان بودند، به طالبان پول محافظتی پرداخت میشد تا به کاروانهای اکمالاتی اجازه عبور و مرور داده شود».
عمر حامد میافزاید که بهصورت گستردهتر، احتمال افزایش خطر اخاذی در افغانستان در سال 2016 که منابع تامین مالی سنتی طالبان محدودتر شده است، وجود دارد. نظر به آمار اداره مواد مخدر و جرایم سازمان ملل متحد، تولید بالقوه تریاک از کشت خشخاش در افغانستان در سال 2015 چهل و هشت درصد کاهش یافته است، در حالی که بااعمال فشار قدرتهای منطقهای بر این گروه برای شرکت در گفتوگوها با حکومت کابل، تامین مالی خارجی نیز محدودتر شده است.
حمایت خارجی
اما اینها همه چیز نیست. باورها برآن است که این گروه از موسسات خیریه اسلامی و دیگر نهادهای خارجی کمک مالی دریافت میکنند. این کمکها از کشورهای منطقه خلیج فارس و کشور همسایه پاکستان میآید. کوگلمن گفت: «قطعاً از خارج [نیز] پول میآید». وی میگوید که منبع بخش بزرگ آن، کشورهای خلیج فارس، بهصورت مشخص کشورهای شورای همکاری خلیج مانند عربستان سعودی، کویت و امارات متحده عربی است. «گفته شده است که با کاهش درآمد نفتی در ماههای اخیر، این پولها کاهش یافته است. با این حال، میتوانیم فرض کنیم که موسسات خیریه اسلامی از این منطقه و احتمالاً دیگر بخشهای جهان اسلام به طالبان کمکهای مالی میفرستند».
برخیها میگویند که دلیل دیگر انعطاف پذیری طالبان در کمک مالی و لوجستیکیای نهفته است که قرار گزارشها آنها از کشور همسایه پاکستان دریافت میکنند. توماس اولیور به دویچه ویله گفت: «معتقدم که سازمان استخبارات پاکستان و طالبان افغانستان روابط نزدیک دارند که از زمان تهاجم شوری در سال 1979 آشکار بوده است». وی تاکید کرد که با این حال هرگز شواهد روشن و صریح وجود نداشته است و حکومت پاکستان بارها این ادعاها را رد کرده است.
صدها میلیون درآمد
دشوار است بگوییم که بودجه سالانه طالبان چه اندازه است، اما بسیاریها آن را چندصد میلیون دالر امریکایی برآورد میکنند. گزارش سال 2012 سازمان ملل متحد برآورد کرد که در دوره بین ماه اپریل 2011 تا ماه مارچ 2012، طالبان از ترکیبی از مالیات، کمکهای بلاعوض، اخاذی و دست داشتن در صنعت غیرقانونی مواد مخدر 400 میلیون دالر کسب کردهاند. در این گزارش همچنین آمده است که طالبان با اخاذی از کمکها و برنامههای توسعهای که توسط کشورهای خارجی و ماموریت آیساف تامین مالی شدهاند، درآمد قابل توجهی کسب کردند. این گزارش سازمان ملل گفت: «درآمد طالبان از قراردادهایی که توسط ایالات متحده و دیگر کمک کنندگان خارجی تامین مالی شده است، بین 10 تا 20 درصد کل [درآمدشان] برآورد شده است».
در هر صورت، به نظر میرسد که رهبری طالبان قادر بوده است پول کافی برای پرداخت معاش جذاب به جنگجویانش به دست بیاورد. کوگلمن گفت: «بسیاری از سربازان عادی، نه بهخاطر ایدیولوژی آن بلکه به دلیل معاش آن، به این گروه جذب شدهاند. در کشور فقیری مثل افغانستان، جوانان بیچاره با خرسندی معاش سخاوتمندانه و ثابت را از نهادی که پول دارد، خواهند پذیرفت؛ هرچند این نهاد یک گروه تروریستی باشد.» «این درآمد هنگفت توضیح میدهد که چرا طالبان باوجود جنگ داخلی، بحران رهبری و خسارات در میدان نبرد، یک گروه شورشی وحشی باقیمانده است». علاوه برآن، این گروه از حمایت برخی از جناحهای جامعه افغانستان برخوردار است، به این معنا که آنها همیشه برای بقا به مبالغ هنگفت پول نیاز ندارند». اولیور گفت: «آنها بر بخشی از جمعیت، زمین و سیستمها، مسیرها و بازارهای سنتی اقتصادی کنترل دارند». کارشناسان باور دارند که حمایت محلی که با ارعاب و زور فزیکی نیز بهدست آمده است، به [ابزار] حیاتی استراتژی طالبان تبدیل شده است، بهویژه به این دلیل که بسیاری از مردم محلی حکومت کابل را یک حکومت مشروع نمیدانند.
ردیابی دشوار
اما چرا هدف قرار دادن این منابع درآمد این قدر دشوار شده است؟ یکی از دلایل آن این است که طالبان ظاهراً چنان به خوبی منابع درآمد شان را متنوع میسازند که کارشناسان میگویند «حتا اگر از عهده یکی از آنها برایید، دیگری قوی خواهد ماند». این یک سیستم مالی است که اولیور آن را به عنوان «مودل لایه دار» میخواند که از ترکیب پول مواد مخدر، حمایتهای انفرادی (ایدیولوژیکی) و اخاذی از مردم محل، پیمانکاران و دیگر داراییها در مناطق تحت کنترل طالبان ساخته شده است. علاوه برآن، باتوجه به این که اکثریت این منابع تامین مالی غیرقانونی اند و بخشی از سیستم مالی منظم نیستند، از اینرو ردیابی کردن آن بسیار دشوار میشود.
وحید مژده گفت: «از آنجایی که طالبان از ابزارهای مالی مدرن مانند بانکها استفاده نمیکنند، معلومات زیادی در مورد منابع خارجی درآمد طالبان در دسترس نیست. این گروه از طریق پیک یا از طریق سیستم سنتی انتقال پول، پول دریافت میکند». مهمتر از همه، محدودیتهای اندکی برای انتقال پول نقد به داخل یا خارج از افغانستان وجود دارد. مهمتر این که مسئله فساد که باورها برآن است در افغانستان شایع است، وجود دارد و سیستمی را تقویت میکند که در آن پول آزادانه جریان مییابد و در نتیجه سیاستهایی را که هدف آن از بین بردن منابع مالی این گروه است را از بین میبرد.

درامد طالبان صد میلیون تا سه صد میلیون گفته است. ایا سه صد میلیون افغانی است یا کدام واحد پولی دیگر؟