چه‌گونه دولت اسلامی شاخه‌ای در جنوب شرقی آسیا ایجاد کرد؟

اطلاعات روز

[su_label]تلگراف/ دیود مارتین جونز و ام.ال.آر اسمیت[/su_label] +
[su_label]ترجمه: معصومه عرفانی[/su_label]


بمب‌گذاری جاکارتا در تاریخ 14 جنوری که 7 کشته بر جای گذاشت –و از حمله‌ی پاریس در نوامبر 2015 الگوبرداری شده بود، بدون آن‌که همان تاثیرات را در ایجاد ترس و وحشت و تلفات داشته باشد-، نشان داد که دولت اسلامی عراق و شام (داعش)، درحال‌حاضر علاوه‌ بر اندونزی که بزرگ‌ترین دموکراسی اسلامی جهان است، در کل منطقه‌ی جنوب‌شرق آسیا و حتا استرالیا حضور دارد.
داعش چه‌گونه حضورش را در جنوب شرق آسیا افزایش داد؟ آیا ریشه‌کن‌کردن آن ممکن است؟
حمله به مرکز خرید سارینا در منطقه‌ی منتنگ در هفته‌ی گذشته، نخستین حمله در پایتخت اندونزی پس از جولای 2009 بود – زمانی‌که بازمانده‌های شاخه‌ی مبارز جماعت اسلامی، وابستگان القاعده در جنوب شرق آسیا، هتل‌های ماریوت و ریتز کارلتون را در نزدیکی حادثه‌ی اخیر بمب‌گذاری کردند.

حکومت اسلامی در جنوب شرق آسیا
درحال‌حاضر، دولت اسلامی به‌عنوان منبعی از اسلام‌گرایی خشونت‌آمیز منطقه‌ای، جایگزین جماعت اسلامی شده است. و مهم‌تر از همه آن‌که داعش ساختار منطقه‌ای، ایدئولوژی و استراتژی جماعت اسلامی را به ارث برده است. قابل ذکر است که «امیر» جماعت اسلامی، ابوبکر بشیر، که اکنون دوران محکومیت خود را به جرم خیانت در زندان چیپیجنگ سپری می‌کند، در سال 2014 با داعش بیعت کرد. بااین‌وجود، تا هفته‌ی گذشته به‌نظر می‌رسید که گروه‌های وابسته به القاعده در جنوب آسیا، شامل جماعت اسلامی، جنبش ابوسیاف در فیلیپین و مجاهدین مالزی کامپایا، نابود شده‌اند و این پرده از جهادگرایی سلفی جهانی بسته شده است.
اما هرچند نسل اول رهبران جماعت اسلامی که بمب‌گذاری‌های بالی را در سال 2002 هماهنگ کرده بودند، تا سال 2009 یا کشته یا زندانی شده‌اند، ایدئولوژی و شبکه‌های این گروه به جای خود باقی مانده بود. اکنون ظاهراً این شبکه بار دیگر احیا شده است.

توسعه‌ی شبکه‌ی تروریستی جنوب شرق آسیا
از لحاظ تاریخی، جماعت اسلامی از گروه‌بندی‌هایی مرتبط با القاعده در جنوب شرق آسیا در دهه‌ی 1990 و توسط سلفی‌های اندونزیایی، بشیر و ابو سونگ کار تاسیس شده است. آن‌ها پس از آن‌که از رژیم اقتدارگرا اما ناسیونالیست نظم جدید اندونزی فراری شدند، حزب جماعت اسلامی را در جنوب مالزی تاسیس کردند. این گروه نیز همانند داعش، مجاهدین سابق را که در افغانستان جنگیده بودند از سراسر منطقه جذب کردند.
این شبکه‌ی جهادی، میان اسلام‌گراهای اندونزیایی رانده‌شده از حکومت نظم جدید، مانند رضوان عسام‌الدین (با نام مستعار حمبلی)، سلفی‌های مالزیایی سرخورده از حزب اسلامی مالزی و هم‌چنین سازمان ملی مالای متحد که قدرت را به‌دست داشت، به‌دلیل شکست در اجرای قانون شریعت در این کشور چندقومی، جنبش ابوسیاف و مبارزان جبهه‌ی آزادی‌بخش مورو در جنوب فیلیپین که اکثریت این منطقه را مسلمانان تشکیل می‌دهند، ارتباط برقرار کرد.
پس از فروپاشی حکومت نظم جدید در سال 1998، رهبری مرکزی جماعت اسلامی به سولو در مرکز جاوا برگشت و از آن‌جا به جذب نیرو و برنامه‌های آگاهی‌دهی ادامه داد. بمب‌گذار بالی، امام سمود، و هم‌چنان هماهنگ‌کننده‌ی فعلی داعش در جنوب آسیا، بهرون نعیم، هر دو این برنامه را به پایان رسانده بودند. این شبکه از طریق خالد شیخ محمد، ارتباط مستقیم با القاعده و حادثه‌ی بمب‌گذاری مرکز تجارتی در سپتامبر 2001 داشت.
جاه‌طلبی‌ جماعت اسلامی، مانند گروه داعش، هماهنگ‌ساختن تمام مبارزات اسلام‌گرایان مختلف در آسیای جنوب شرقی و گردآوردن آن‌ها در یک جنبش منسجم به‌منظور ایجاد خلافت جنوب شرق آسیا یا دارالاسلام نوسانتارا بود. این استراتژی درگیری‌های اساساً منطقه‌ای جدایی‌طلبان در جنوب شرق آسیا را به شبکه‌ای درحال تکامل اما بی‌ثبات جهادی بین‌المللی پیوند می‌زند. جماعت اسلامی به‌عنوان شبکه‌ای منطقه‌ای، در سال‌های 1985 تا 2000 شکل گرفته بود.
ظاهراً داعش هم ساختار و هم دیدگاه سیاسی و تئوری سلفی‌گرایی را به ارث برده است که به‌شکلی استراتژیک در شبکه‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای جا افتاده است.
با جذب نیرو توسط داعش در جنوب شرق آسیا، و بازگشت جنگ‌جویان، ارتباطات تقویت شده بود. این آرمان، اگر نگوییم استراتژی، به جنبش داراسلاام در اندونزی برمی‌گردد که تاریخ آن از مبارزه علیه قدرت استعماری هلند در دهه‌ی 1940 آغاز می‌شود و پس از آن تحت‌الشعاع ایدئولوژیست‌های اخوان‌المسلمین مانند سید قطب قرار می‌گیرد.
داستان القاعده، و اکنون داعش، دراساس این است که چه‌گونه یک جنبش فراملی می‌تواند خود را گروه‌های شبه‌نظامی منطقه‌ای که نارضایتی‌های آن‌ها مختص به یک کشور است، متحد شود و دست‌رسی و نفوذ جهانی خود را افزایش دهد. جماعت اسلامی –و اکنون داعش- امکان یک مطالعه‌ی موردی را فراهم آورده است که چه‌گونه گروه‌بندی‌های منطقه‌ای، یک ایدئولوژی و استراتژی خاص را به اشتراک دارند و هم‌زمان می‌توانند شخصیت خودمختار و متمایز، ساختار، و شیوه‌ی عمل خود را حفظ کنند.

آسه‌آن (اتحادیه‌ی کشورهای آسیای جنوب شرقی)
پس از حادثه‌ی 11 سپتامبر و مخصوصاً بعد از بمب‌گذاری‌های بالی، دولت‌های اندونزی، مالزی، سنگاپور و استرالیا، که در گذشته یک تهدید اسلامی هماهنگ در جنوب شرقی آسیا را نادیده گرفته بودند، با خطر جماعت اسلامی و جنبش ابو سیاف جدی برخورد کردند. در یک همکاری ویژه با پولیس فدرال استرالیا و استخبارات ایالات متحده، پولیس جدید ضدتروریستی اندونزی آموزش دیدند تا رهبر مرکزی حزب جماعت اسلامی را بکشند یا زندانی کنند. از سوی دیگر، مقامات در مالزی و سنگاپور، پایگاه‌های جماعت اسلامی را در کشورهای خود تضعیف کردند.
با تمام این‌ها، عامل مشترک میان تمام این کشورها وجود دارد – جایی‌که جماعت اسلامی و اکنون داعش، حضور خود را افزایش داده است. آن‌ها متعلق به اتحادیه‌ی کشورهای آسیای جنوب شرقی (آسه‌آن) هستند که همواره برای توسعه‌ی یک واکنش پولیسی هماهنگ ضدترور برای مقابله به حامیان اسلام‌گرایی جهانی شکست خورده است. در نتیجه، تخمین زده شده است که دولت اسلامی توانسته است با استراتژی‌های آنلاین جذب و آرایش نیرو، نزدیک 1000 جنگ‌جو از جنوب شرقی آسیا استخدام کند که ظاهراً بسیاری از آن‌ها با هدف بازکردن جبهه‌ای جدید در منطقه، بازگشته‌اند.
درحالی‌که ساختار حزب جماعت اسلامی در دهه‌ی 1990، شامل یک «امیر» به‌عنوان رییس یک شورای حاکم (مرکز) بود که بر چهار حوزه‌ی عملیاتی منطقه‌ای نظارت داشت، داعش، فعالیت‌های خود را به فراتر از منطقه‌ی تاسیس به سراسر جنوب آسیا گسترش داده و یک کتیبه‌ نوسانتارا (نیروی مبارز مالایی) ایجاد کرده است که هم در عراق و سوریه و هم در جنوب شرقی آسیا عمل می‌کند.
در جنوری 2016، دو بمب‌گذار انتحاری مالزیایی 30 نفر را در سوریه کشتند. هم‌چنین در طول سال گذشته، مقامات مالزیایی حداقل چهار تلاش برای بمب‌گذاری در ساختمان‌های عمومی و ربودن سیاست‌مداران و بازرگانان مالایی-چینی خنثا کردند. پس از انتخابات 2014 که حزب حاکم سازمان ملی مالای متحد، در مبارزه‌ای مملو از فساد و تقلب‌های انتخاباتی پیروز شدند، سیاست در این کشور به‌شدت قومی-مذهبی می‌شود. همزمان، جنبش احیاشده‌ی ابو سیاف در جنوب فیلیپین، کمپ‌های آموزشی را برای جهادی‌های منطقه بازگشایی کرده و با دولت اعلام بیعت نمود.
اگرچه جاکارتا هدف تازه‌ترین حمله‌ی جهادگرایی سلفی جهانی در منطقه بوده است، اما دیگر پایتخت‌ها نیز به‌هیچ عنوان در امان نیستند.
نخست‌وزیر سنگاپور، لی هسین لونگ، در 2015 اعلام کرده است بود که جنوب شرق آسیا تبدیل به «مرکز کلیدی جذب نیرو برای دولت اسلامی» شده است و خطر تروریستی «دیگر تهدید نمی‌کند، بلکه همین‌جاست». از دیدگاه لی، آسه‌آن (اتحادیه‌ی کشورهای آسیای جنوب شرقی) که توسط کشورهای سنگاپور، تایلند، اندونزی، مالزی و فیلیپین در سال 1967 و به‌منظور توسعه‌ی ثبات منطقه تاسیس شد، فاقد درکی مشترک از امنیت منطقه‌ای و رویکردی هماهنگ برای از بین‌بردن تروریسم فرامرزی است. در همین‌حال، داعش از ایده‌ی یکپارچه‌سازی اسلامی منطقه برای ترویج نسخه‌ی خود از «خلافت» در جنوب شرق آسیا بهره‌برداری می‌کند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه