گزارش نهاد جهانی دموکراسی، تصویر تازهی از افغانستان ارائه کرده است. این گزارش چیزی نیست جز ناخشنودی و نارضایتی فزاینده در میان جوانان از وضعیت کار، فساد اداری و امنیت. بر بنیاد این گزارش، 82 درصد جوانان بیکار هستند. تنگدستی، فقر و گراف بالای بیکاری در میان جوانان باعث شده تا 90 درصد جوانان به این باور برسند و معتقد شوند که سیاستمداران جامعه افغانستان صرفاً برای منافع خود و قوم شان کار میکنند. بیباوری جوانان به سیاستمداران به رغم آنکه نشان دهنده یک شکاف عمیق میان دولت مردان و مردم است اما این مسئله تمام سخن نیست. گزارش نهاد جهانی دموکراسی میگوید 58 درصد جوانان باور شان را نسبت به انتخابات از دست داده و روی این روند اعتماد ندارند و 61 درصد شان هم روی حکومت وحدت ملی اعتماد ندارند. این وضعیت باعث شده بسیاری از جوانان از عدم شرکت شان در انتخابات سخن بگویند.
این گزارش را که در کنار آمارهای دیگر از افغانستان قرار دهیم، به درک واقعبینانهتری دست پیدا میکنیم. آمار سال گذشته سازمان بینالمللی کار میگوید، سالانه 800 هزار نفر نیروی تازه وارد بازار کار میشود. چهل درصد از نیروهای کار افغانستان، بیکار هستند. 39 درصد مردم زیر خط فقر قرار دارند. آیسا از کاهش 22 درصدی سرمایهگذاری خبر داده است. و در طول دو سال گذشته میزان استخدام کمتر از کسانی بوده که شغل شان را از دست دادهاند که ابتداییترین نتیجه افزایش بیکاری، رشد کارهای غیر رسمی بوده است. و نیز از نظر شاخص کسب و کار، از میان 180 کشور، افغانستان در مقام 176 قرار دارد. جایگاه 176 افغانستان از نظر کسب و کار نشان میدهد که افغانستان یکی از بدترین کشورها برای سرمایهگذاری خصوصی است. صدر نشینی افغانستان در مقام نخست کشورهای فاسد جهان اکنون خبر کهنهایست.
عوامل بیکاری و دلایل افزایش ناخشنودی جوانان روشن است: کاهش کمکهای جهانی و متوقف شدن پروژههای وابسته به نیروهای خارجی در افغانستان. با خروج نیروهای خارجی حداقل سکتور ساختمان و حمل و نقل رونق خود را از دست داد و هزاران نفری که در این سکتورها مصروف کار بودند، شغل شان را از دست دادند و به نیروی بیکار پیوستند.
با خارج شدن نیروهای خارجی بازار کار افغانستان با مشکل جدی مواجه شد. حکومت جدید با آگاهی به این امر و خلایی که در بازار کسب و کار بهوجود آمد، با وعدهی یک میلیون شغل جدید، روی کار آمد. با گذشت نزدیک به دو سال از روی کار امدن حکومت وحدت ملی، سران دولت نه تنها که شغل جدید ایجاد نکردند بلکه در حفظ وضعیت نسبی گذشته هم ناکام شدند. بهعنوان مثال، یکی از اقدامات دولت در زمینه کار و ایجاد شغل ارسال نیروی کار در خارج از افغانستان است. فرستادن نیروی کار به خارج هم عملی نشد و حتا در صورتی تحقق آن ما بخش ناچیز از نیروی کار خود را میتوانیم وارد بازار کار جهانی بکنیم و مشکل بیکاری در افغانستان را کاهش بدهیم. در حالیکه ارسال نیروی کار به خارج مشکل بیکاری در افغانستان را حل نمیکند.
جنگ جاری در ولسوالیها و ولایات و موج عظیم مهاجرت از مسایل جدیایست که این گزارش کمتر به آن پرداخته است. این گزارشها چه میگویند؟ واکنش دولت مردان ما نسبت به ناخشنودی بیسابقه جوانان چهگونه خواهد بود؟
ایجاد شغل و کسب رضایت جوانان نیاز به زمان و کار جدی دارد. امری که هیچگاهی نه در گذشته و نه حالا، در دستور کار مسئولان حکومت نبوده و نیست. وعدهی ایجاد یک میلیون شغل را که اشرف غنی احمدزی به مردم افغانستان داده بود، از همان آوان غیر واقعبینانه و سخن غیر مسئولانه بود. این موضوع را غنی بیش از دیگران میدانست/میداند اما غنی این سخن را برای کسب قدرت زد نه برای کاهش بیکاری و ایجاد شغل.
بیکاری تنها یک مسئله اقتصادی نیست. بلکه ربط مستقم به امنیت و ثبات سیاسی هم دارد و چه بسا که اهمیت اجتماعی آن بیشتر از نارضایتی اقتصادی باشد. از بیکاری اکنون بهعنوان یک تهدید در برابر ثبات و امنیت یاد میشود. با توجه به مصروفیتها و اولویتهایی که سران حکومت برای شان تعریف کردهاند، به نظر نمیآید شرایط به این زودیها بهبود پیدا کند. نگاه دولت مردان ما نسبت به وضعیت موجود و خشم، نارضایتی و بیکاری مردم نگاه به بهشت است. به همین خاطر رییس حکومت وحدت ملی از چهار صد سال آینده چنان سخن میگوید که انگار وضعیت فعلی ایدهآل است در حالیکه مردم از گرسنگی و ناامنی فریاد میزنند.
جوانان از چه ناخشنود هستند؟
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
