تازهترین گزارش بانک جهانی از وضعیت فقر در افغانستان منتشر شد. این گزارش نتیجهی دو سروی است که بهصورت جداگانه در کشور انجام شده است. سروی نخست بین سالهای 2007 و 2008 و سروی دومی بین 2011 الی 2012 انجام شده است. براساس این گزارش، میانگین عاید سرانه تولید ناخالص داخلی در کشور از سال 2007 تا 2012 در حدود 6.9 فیصد رشد کرده است. اما این رشد منجر به تغییر یا باعث کاهش فقر نشده است. مثلاً در سال 2007 حدود 36 فیصد مردم زیر خط فقر قرار داشته اما با گذشت چهار سال، نه تنها وضعیت زندگی مردم بهبود نیافته بلکه خط فقر همچنان ثابت مانده است.
بنابر گزارش بانک جهانی، شیوههای رشد اقتصادی باعث افزایش نابرابری شده است. بهطور اوسط رشد مصرف سرانه بین سالهای 2007 الی 2012 رقم 1.2 فیصد را تجربه کرده است اما از آنجاییکه رشد مصرف سرانه مساویانه در میان شهروندان انجام نشده باعث افزایش نابرابری گردیده است. بهعنوان مثال، حدود 20 فیصد مردم فقیر طی این مدت یک کاهش دو فیصدی را در مصارف شان تجربه کرده در حالیکه این رقم در میان 20 فیصد طبقه ثروتمند افزایش 9 درصدی را نشان میدهد.
بر بنیاد نقشهی که بانک جهانی از فقر ترسیم کرده است، روستاهای کشور بیشترین جمعیت فقیر را تشکیل میدهند. بهگونهی که از هر پنج نفر فقیر، چهار نفر آن در روستاهای کشور زندگی میکنند. بیشتر از 43 فیصد افراد فقیر در بخش زراعت اشتغال دارند و میزان دسترسی این عده به خدمات اولیه و اساسی بسیار پائین است. عاملهای چون سطح سواد که در چهگونگی فقر نقش اساسی دارد، در میان طبقه فقیر جامعه بسیار پائین است. در حدود 75 فیصد مردم فقیر بیسواد هستند.
از نظر بانک جهانی، سرمایهگذاری خارجی باعث رشد اقتصادی در افغانستان شده اما به دلیل توزیع نابرابر کمکهای مالی، بسیاریها نتوانسته استفاده برابر از این کمکها ببرند. بهطور نمونه، بیشترین سرمایهگذاری در بخش خدمات بوده و مردم فقیر به دلیل عدم مهارت و سواد نتوانسته حاصل برداشت کنند. همچنین بیشترین بهره را از کمکهای جامعه جهانی طی این سالها مناطق ناامن برده است. به رغم وضعیت نامطلوب فقر، شاخصهای توسعه بشری بهبود یافته است. مثلا نرخ سواد از سن 15 به بالا، پنج فیصد بوده و میزان مراجعه در مکاتب ابتدائیه در سال 6 فیصد رشد را نشان میدهد.
بانک جهانی در گزارش خود میگوید، با آنکه افغانستان رشد اقتصادی را تجربه کرده اما 20 الی 25 سال دیگر نیاز است تا سطح سواد در افغانستان با سطح سواد در کشورهای کم درآمد و متأثر از منازعات برسد. گزارش بانک جهانی میگوید هنوز راه درازی در پیش است تا فاصله میان طبقه فقیر و ثروتمند کاهش پیدا کند. بانک جهانی برای فقرزدایی و توزیع برابر کمکها، تقویت زراعت، سرمایهگذاری روی نیروی انسانی و مدیریت کاهش خطر را در مناطق روستایی پیشنهاد میکند.
گزارش بانک جهانی هرچند تازگی ندارد و مربوط به سالهای گذشته است اما آمار و ارقام این گزارش، سند محکم برای اثبات ناکارآمدی دولت افغانستان و شرکای جهانی آن در افغانستان ارائه کرده است. بانک جهانی از سالهای گزارش داده است که افغانستان از نظر حجم کمکها و مشارکت جامعه جهانی بهترین فرصت را برای کاهش فقر در اختیار داشت. دولت افغانستان دوران طلایی را که در اختیار داشت، هدر داد. فرصتها سوخت، ثروتمندان فربهتر شدند و فقرا فقیرتر. گذشته ما با فقر و تنگدستی سپری شد، آینده همچنان تاریک است.
