اشرف غنی شگفتی میآفریند، خبرساز میشود. در تازهترین مورد، رییس حکومت وحدت ملی در صحبت تلفنی با مقامات آلمانی گفته است که حکومت افغانستان آمادگی دارد تا آنعده مهاجران افغان که جواز اقامت آلمان را نگرفته و از آنجا اخراج میشوند، تحویل بگیرد. هر شهروندی کشور با شنیدن این حرف غنی به حیرت میافتد. شگفتیآور است واقعاً. چرا نباید حیرت زده نشد و از کرختی بد اوضاع که همه را به زیر کشید، بیرون نیامد و به این سخن غنی تأمل نکرد؟
غنی زمانی از آمادگی دستگاه ضعیف حکومتاش برای تحویلگیری مهاجران سخن میگوید که روزانه صدها شهروند کشور، افغانستان را به قصد رسیدن به کشورهای ثانی ترک میکنند. در بیست و چهار ساعت و در طول هفته هزاران نفر (آنهای که پول دارند و میتوانند پاسپورت بگیرند) پشت دروازه ریاست پاسپورت صف میکشند و برای رفتن از کشوری که غنی رییس حکومت آن است، لحظه شماری میکنند. افزون بر این، دهها پناهجوی افغان ماهانه در مدیترانه غرق میشوند و در صحراها تلف. اما حکومت غنی از انتقال اجساد آنها درمانده است. در چنین شرایطی، درخواست برگرداندن مهاجران لاف و گزاف نیست؟
عالمی بلخی، وزیر مهاجرین، پس از آنکه آلمان خبر اخراج مهاجران افغانی را اعلام کرد، گفته بود که حکومت افغانستان از نظر امنیتی در شرایطی نیست که شهروندان مهاجرش را تحویل بگیرد. وزیر مهاجرین از حکومت آلمان خواسته بود تا با توجه به وضعیت نامناسب افغانستان، شهروندان این کشور را اخراج نکند. غنی اما در صحبت تلفنی با وزیر خارجه آلمان، حرفهای مسئولانه و واقعبینانه وزیر کابینهاش را شخصی عنوان کرده است.
هیچ کسی به جز غنی حرفهای وزیر مهاجرین را که ریشه در اوضاع نا به سامان و واقعیتهای دردناک جامعه افغانستان دارد، شخصی تلقی نکرد. بسیاریها مثل وزیر مهاجرین نه تنها به این باور هستند که حکومت افغانستان در شرایط فعلی توانایی تحویلگیری مهاجران افغان را ندارد بلکه فراتر از این، همه انتظار دارند تا حکومت از کشورهای میزبان به صورت جدی بخواهد تا دست از اخراج شهروندان افغانستان بردارند.
اینکه چرا غنی حرفهای وزیر مهاجرین را شخصی تأویل کرده است، بر میگردد به برداشت غنی از مفهومی بنام حکومت و حکومتداری. کارنامه یک ساله ریاست غنی نشان میدهد که جناب ایشان همه چیز را شخصی و مربوط به خود فهمیده است. غنی از این نظر بیشتر با حاکمان قدیم شباهت دارد و فکر میکند هرچه در قلمرو این مرز و بوم وجود دارد یا اتفاق میافتد مربوط شخص او که از خود «شاه» ساخته است، میشود. در حالیکه این برداشت و فهم از حکومتداری متحول شده و هرچیز را از آن خود تلقی کردن در نظامهای سیاسی مبتنی بر دموکراسی منسوخ گشته و از اعتبار افتاده است. هیچ عاقلی سخن شخصی شان را از تریبیون رسمی حکومت نمیزنند.
اگر آلمان تصمیم شان را به اجرا بگذارد بیش از هفت هزار مهاجر افغان که به دشواری به آنجا رسیدهاند، از آلمان اخراج خواهند شد. سخن از زندگی هفت هزار نفر در میان است که چهگونگی سرنوشت آنها ربط مستقیم به سرنوشت افغانستان دارد نه فرد خاصی.
غنی از کدام آمادگی برای تحویلگیری مهاجران و ارائه خدمات و تأمین امنیت، شغل و بالاخره حفظ جان آنها حرف میزند که از چشم همه به دور مانده است؟ اگر منظور غنی امنیت است که همه میدانند بیش از هر زمانی افغانستان ناامن شده است. طالبان بر علاوه داعش امروز جغرافیای بیشتری برای خلق وحشت و مرگ در اختیار دارند. اگر غنی از ایجاد شغل و کار در داخل افغانستان حرف میزند پس این همه بیکار از کجا شدند؟ اگر حکومت غنی برای مردم شغل ایجاد کرده است، چرا روزانه صدها نفر از مرزهای کشور خارج میشوند و این صف طویل پشت دروازه اداره پاسپورت برای چه تشکیل شده است؟ و …
واقعیت ناخوشایند این است که حکومت وحدت ملی نتوانسته است قناعت مردم را برای ماندن در افغانستان بدست بیاورد و سران این حکومت در برآورده کردن حداقلهای انتظارات مردم ناکام مانده است. بهتر است سران حکومت وحدت ملی درماندگی و ناتوانی شان را در امر حکومتداری ضعیف و ناکارامد (امنیت، ارائه خدمات، شغل و..) قبول کنند. غنی با گفتن این سخن که حکومت او آمادگی برای قبول و پذیرش مهاجران دارد، نمیتواند تصویر خوشایند از اداره خود ارائه کند. دهن با نام بردن عسل شیرین نمیشود، تلختر میشود. بنابراین، اعلام آمادگی بدون آنکه کمترین امکاناتی در اختیار داشته باشیم، لاف است و گزاف. بیمایه است و پوچ.
این حکومت مسئول خلق فاجعه است. چهگونه خالق فاجعهی که تراژیدی مهاجرت را رقم زده است میتواند به آوارگان فرامرزی فراخوان عودت بدهد، در صورتیکه از عدم تأمین سرپناه برای مهاجران داخلی عاجز مانده است.
