منبع: فارین پالیسی
نویسنده: محمداشرف حیدری
برگردان: حمید مهدوی
بخش دوم و پایانی
پیش از یازدهم سپتامبر، افغانستان یک کشور فراموش شده و ویران بود. برنده شدن در صلح و ملت سازی مستلزم حمایت بین المللی است
هرچند در سال 2009 افزایش منابع نظامی و ملکی حکومت اوباما برای تحکیم دستآوردهای افغانستان بهصورت موقت همین بازیگران دولتی منطقهای را مجبور کرد عقب نشینی کنند، روند انتقال ضرب الاجل-محوری که برنامهریزی کرد نیروهای افغانستان مسئولیت امنیتی را تا سال 2014 از نیروهای ناتو و آیساف بگیرد، نافعان منطقهای صلح را به حمایت متزلزل امریکا از ثبات درازمدت در افغانستان متقاعد ساخت. این امر به تداوم حمایت از فعالیت طالبان در بیرون از پناهگاههای امن در پاکستان انجامیده است، هرچند به این کشور برای همکاری با ایالات متحده و متحدانش در ناتو در جنگ علیه تروریزم و بنیادگرایی در چوکات کمکهای صندوق حمایت ائتلاف بیش از 13 میلیارد دالر پرداخت شده است.
از سال 2001، نزدیک به 3500 تن از نیروهای بین المللی، به شمول 2363 تن از نیروهای امریکایی، در نتیجه حملات تروریستی مستقیم و غیر مستقیمی که از کشورهای همسایه نزدیک در داخل افغانستان راه اندازی شده اند، کشته شده اند. علاوه برآن، هزاران تن از نیروهای افغانستان در کنار همکاران رفیقان خود جان داده اند؛ در حالیکه حدود 26 هزار تن از ملکیهای بی گناه افغانستان از سال 2001 بدینسو کشته شده اند. اخیرا سازمان ملل متحد گزارش داد که در شش ماه نخست سال 2015، 5 هزار ملکی کشته شده اند. در نتیجه فداکاریهای بی نهایت نیروهای افغان، آمریکایی و ناتو در طول 14 سال گذشته، مردم افغانستان راه درازی را پیموده اند و با همکاری و کمک جامعه جهانی به پیشرفتهای قابل توجهی در راستای نهادینه سازی صلح، کثرت گرایی و رفاه نایل آمده اند. [روند] بازسازی کنونی افغانستان اعمار بسیاری از مکتبها، دانشگاهها، درمانگاههای صحی، شاهراهها، سرکها، پلها، سیستم آبیاری و دیگر زیرساختها و تسهیلات اجتماعی-اقتصادی در سراسر کشور را شامل است. در نتیجه، امید به زندگی افغانها به شدت بالا رفته است؛ در حالی که نرخ مرگ و میر کودکان و مادران افغانستان که هنوز دلگیرکننده است، به دلیل بهبود مراقبتهای صحی، بهداشت بهتر، تغذیه متعادل و افزایش دسترسی به برق در سراسر کشور کاهش یافته است.
زنان و دختران افغانستان بیشترین بهره برداری را از مداخله بین المللی از سال 2001 کرده اند. در حالی که در زمان حکومت طالبان آنها از اساسیترین حقوق انسانی خود، مانند دسترسی به آموزش و پرورش و مراقبتهای بهداشتی، محروم بودند؛ اکنون به عنوان نمایندگان فعال حوزههای انتخاباتی شان در پارلمان افغانستان خدمت میکنند؛ جایی وزیران زن 28 درصد کرسیهای وزارت را اشغال کرده اند. در واقع، قانونگذاران زن در پارلمان افغانستان نظر به کانگرس ایالات متحده یا پارلمان بریتانیا بیشتر است.
علاوه برآن، در حالی که نیروهای افغانستان جای همکاران بین المللی شان در محافظت از شهروندان افغانستان گرفته اند، سال گذشته شاهد یک انتقال مسالمتآمیز قدرت سیاسی به حکومت وحدت ملی به رهبری رییس جمهور اشرف غنی و عبدالله عبدالله، رییس اجرائیه بود. حکومت وحدت ملی کابینهای را تعیین کرده است که اکنون با تداوم حمایت جامعه جهانی مصروف عملی کردن برنامههای اصلاحاتی قوی برای تحکیم و حفظ دستآوردهای چهارده سال گذشته افغانستان است.
باوجود این تحولات امیدبخش، سه عامل بی ثبات کننده با ابعاد محلی، منطقهای و فراملی به بدتر شدن وضعیت امنیتی در افغانستان کمک میکنند. در سطح محلی، فقدان ظرفیت و منابع در حکومت مانع توانایی آن در برآورده کردن تقاضاها برای خدمات اساسی میشود. پس از 37 سال جنگ، افغانستان از داشتن نهادهای دولتی ضعیف رنج میبرد و جامعه جهانی به نیروهای ارتش و پولیس افغانستان توجه کافی نکرده و روی آنها سرمایه گذاری نکرده است. بدون امنیت، روند بازسازی به کندی میرود.
قاچاقچیان و تروریستهای فراملی از ناامنی و روند کند بازسازی افغانستان نفع برده اند. رابطه میان مافیای مواد مخدر و تروریستها برای دوطرف سودمند است. طالبان برخی از عملیاتهایش را از طریق 10 درصد مالیه از تولیدکنندگان تریاک تامین مالی میکنند. مواد مخدر و تروریستها همچنان از یک محیط مساعد تقاضای جهانی برای هیروئین افغانستان لذت میبرند؛ چیزی که از توانایی جامعه جهانی در توسعه کشاورزی قانونی و ارائه معیشت بدیل برای کشاورزان فقیر افغانستان بسیار جلوتر است. برای پرداختن به علل اصلی بی ثباتی افغانستان، جامعه جهانی باید منابع کافی را برای کمک به افغانستان در عملی ساختن اهداف استراتیژی خوداتکایی در جریان دهه تحول تعهد کند.
دوم این که افغانستان در وسط یک محله یغماگر واقع شده است. پناهگاههای تروریستان در خارج از مرزهای افغانستان باید تعطیل شوند. توانایی شورشیان طالب در پیش برد فعالیت شان در افغانستان به یک ساختار افراطی در پاکستان وابسته است که تروریستان را استخدام و تلقین میکند و آموزش میدهد. این زیرساختها روی فقر مزمن و بیسوادی برای استخدام مردان جوان سرمایه گذاری میکند که به افغانستان سفر کنند و به نام جهاد بجنگند.
سوم این که کشورهای مصرف کننده مواد مخدر باید سهم شان در پایان دادن به مواد مخدر-تروریزم درک کنند. سالانه صدها هزارنفر در جنگ با مواد مخدر در ایران، روسیه، اروپا و ایالات متحده جان داده اند و میلیاردها دالر به مصرف رسیده است. اگر کشورهای مصرف کننده به صورت پیشگیرانه برای احیای مجدد اقتصاد زراعتی افغانستان سرمایه گذاری کنند، حیات شهروندان خودشان را نجات خواهند داد و ضربهای را بر پیکر مافیای داخلی مواد مخدر شان وارد خواهند کرد. وقتی کشاورزان افغانستان ببینند که محصولات آنها با سردخانهها حفظ خواهد شد و از طریق یک جاده مدرن به کشورهای همسایه انتقال داده خواهد شد، باغهای شان را که قبلا از ریشه کنده اند دوباره پرورش خواهند داد. اما اگر همهی آنچه که آنان درک میکنند غفلت و سوء مدیریت باشد، این کشاورزان دوباره به سود تضمین شده محصول خشخاش روی خواهند آورد.
تاریخ نشان داده است که نرخ موفقیت دستیابی به صلح در کشورهای پس از جنگ بالا است؛ کشورهایی که اکثریت مردم از مداخله بین المللی حمایت میکنند. در افغانستان، مردم به شدت از حضور جامعه جهانی و نیروهای آنها برای کمک به تامین امنیت و بازسازی کشور حمایت میکنند. سرمایه گذاری روی این دارایی استراتیژیک موفقیت ملت سازی در افغانستان را تضمین خواهد کرد.
