ظهورِ داعش – بخش هجدهم

اطلاعات روز

پاتریک کاکبرن

ترجمه‌ی حکمت مانا

بخش هفدهم

فساد در ارتش، در تمام سطوح صورت می‌گرفت. با دو میلیون دالر، یک جنرال می‌توانست به فرمانده‌ی قطعه تبدیل شود، و بعدها پولی را که به مصرف رسانده بود، از طریق پست‌های بازرسی و با اخاذی از مردم دوباره جمع‌آوری کند. چند سال قبل، یک تاجر عراقی به من گفت که دیگر از بندر بصره کالا وارد نمی‌کند، زیرا پولی که مجبور بود برای حمل کالا از کشتی در هر مرحله به مقامات و سربازها بدهد، تجارتش را بی‌ثمر می‌کرد.

یکی از دوستان دیگرم در بغداد (که متاسفانه مجبورم هویت‌اش را پنهان کنم)، به من گفت: «در زمان صدام حسین، سربازها عموما می‌خواستند از وظایف‌شان بگریزند، زیرا پول کمی به آن‌ها داده می‌شد. اما آن‌ها می‌دانستند که اگر دست به این کار بزنند، احتمال کشته‌شدن‌شان زیاد است. بنابراین ترجیح می‌دادند در جبهه کشته شوند. اما ارتش کنونی، هیچ‌گاه  یک ارتش ملی نبوده است. سربازان این ارتش، تنها به دنبال معاش‌های خود بودند و کسی از این‌که از سر وظیفه فرار کند، هراسی به خود راه نمی‌داد».

***

عراقی‌ها مردم ساده‌ای نیستند. تجربه‌ای که آن‌ها در بیشتر از پنجاه سال، از حاکمان خود به‌دست آورده‌اند، عموم آن‌ها را وا داشته است تا حاکمان خود را حریص، بی‌رحم، ناکارامد و خودخواه بپندارند. ده سال پیش، بعد از سقوط صدام حسین به دست آمریکا و بریتانیا، بسیاری امیدوار بودند که شاید از زندگی در وضعیت اضطراری دایمی خلاص شوند. عده‌ای دیگر، نسبت به بازگشت عراقی‌های خارج از کشور که خبر از تصمیمی برای ایجاد یک ملت جدید می‌داد، تردید داشتند.

چند ماه قبل از تهاجم و اشغال در 2003، یک کارمند ملکی عراقی در مصاحبه‌ای مخفیانه، آینده‌ی تاریکی را برای عراق پیش‌بینی کرده بود: «عراقی‌های تبعیدشده در بیرون از کشور، نسخه‌ای دقیقا مشابه کسانی هستند که اکنون دارند بر ما حکومت می‌کنند… با این تفاوت اندک که گروه اخیر، به‌دلیل غارت ما در سی سال گذشته، به‌حد کافی ارضا شده‌اند». او هم‌چنین گفته بود «کسانی که همراه با نیروهای آمریکایی می‌آیند، بسیار پرطمع خواهند بود».

بیشتر عراقی‌هایی که پس از اشغال عراق توسط آمریکا، به کشور بازگشتند، افرادی بسیار منضبط بودند که در مخالفت با صدام حسین قربانی‌های بی‌شماری داده بودند. اما ده سال بعد، پیش‌بینی‌های آن کارمند ملکی عراقی درمورد درنده‌خویی دولت جدید عراق، کاملا دست از کار درآمد. همان‌گونه که یک وزیر پیشین عراقی گفته بود، «دولت عراق، یک دزدسالاری نهادینه‌شده است».

به گفته‌ی غسان العطیه، فعال و آگاه سیاسی، «فساد موجود باورنکردنی است. شما نمی‌توانید بدون پرداخت رشوه، شغلی در ارتش بیابید. حتا نمی‌توانید بدون رشوه خود را از زندان رها کنید؛ ممکن است یک قاضی شما را آزاد کند اما مجبورید برای کارهای اداریِ آزادی خود رشوه بدهید، اگرنه همان‌جا در زندان می‌مانید. حتا اگر آزاد باشید، ممکن است توسط سربازی که برای رسیدن به این شغل، ده تا پنجاه هزار دالر پرداخت کرده است، بازداشت شوید؛ زیرا او نیز مجبور است پولی را که پرداخته، دوباره جمع‌آوری کند. یک زندانی پیشین گفت که مجبور بوده است برای حمام‌رفتن، 100 دالر به محافظین بدهد. ازآن‌جاکه اخاذی تبدیل به یک هنجار شده است، یک کارآفرین عراقی، خانه‌اش را بر روی یک خط لوله‌ای زیرزمینیِ نفت ساخت و سپس بشکه‌بشکه نفت از آن‌جا برای خود استخراج کرد.

برای آن عده از عراقی‌هایی که توان پرداخت دارند، فساد، زندگی آن‌ها را پیچیده و زهرآلود ساخته است. اما تقاضا برای پرداخت رشوه، دولت و اقتصاد عراق را از کار نینداخته است. دولت خودگردان کردستان که به‌شدت فاسد خوانده شده است، اقتصادی روبه‌راه دارد و مدیریت اقتصادی آن، مدل خوبی برای کشور عنوان شده است. آن‌چه بیشتر به عراق صدمه زده، غارت تمام و کمال دارایی‌های عمومی است. باوجود این‌که میلیون‌ها دالر به مصرف رسیده است، عراق هنوز شاهد کمبود برق و دیگر نیازمندی‌هاست. عده‌ی کمی در عراق، از رفتن صدام حسین افسوس می‌خورند، اما شمار زیادی از مردم به یاد می‌آورند که بعد از ویران‌شدن زیرساخت‌های کشور به‌خاطر حملات هوایی آمریکا در سال 1991، ایستگاه‌های برق بسیار زود و آن‌هم فقط به کمک منابع نفتی کشور بازسازی شدند.

دردِ عراق، بسیار بیشتر از فساد و غارت درآمدهای نفتی کشور به دست طبقه‌ای از احزاب و مقامات جنایت‌کار کشور است. منتقدین نخست‌وزیر مالکی، که از سال ۲۰۰۶ بر سر قدرت بوده است، می‌گویند که روش مدیریت سیاسی او، سپردن قراردادها به حامیان و دوستان و یا مخالفین خودش بوده است. به گفته‌ی آن‌ها، مالکی از این طریق، عده‌ای بی‌شمار را خریده است. اما این پایان کار نیست. یک ناظر عراقی می‌گوید که مالکی، «بهره‌مندانِ این مفسده‌بازی که قصد ترک بازی را دارند، با افشاگری و بازجویی تهدید می‌کند». حتا کسانی که قراردادی دریافت نکرده‌اند، می‌دانند که دربرابر ادارات مبارزه با فساد آسیب‌پذیر هستند. دولت، نمی‌تواند سیستم را اصلاح کند، زیرا با آوردن اصلاحات، تیشه به ریشه‌ی خود می‌زند. نهادهای دولتی که برای مبارزه با فساد ایجاد شده‌اند، به‌صورت سیستماتیک تهدید و عموما به حاشیه رانده شده‌اند. واقعا چرا فساد در عراق تا این اندازه بد است؟ پاسخ ساده‌ای که خودِ عراقی‌ها به این پرسش می‌دهند، این است که «تحریم‌های سازمان ملل در دهه‌ی 1990، و سپس آمریکایی‌ها در 2003، جامعه‌ی عراق را متلاشی کرد». قیمومیتی برمبنای حزب و فامیل و وابستگی‌های اجتماعی در دولتِ عموما شیعه‌ی مالکی، تعیین می‌کند که چه کسی شغلی داشته باشد. روندی که پس از سقوط صدام حسین باعث شده است که جمعیت سنیِ عراق، بیشتر از پیش، از لحاظ اقتصادی و سیاسی به حاشیه رانده شوند.

آشکار است که داعش توانسته از فاصله‌گیری سنی‌های عراق از دولت، به نفع خود استفاده کند. گروه بین‌المللی بحران گزارش می‌دهد که «جنبش‌های اجتماعی، به‌دلیل تحقیر و سرکوب از سوی دولت مرکزی، درحال تبدیل‌شدن به نزاع مسلحانه هستند». براساس این گزارش، «تعداد زیادی از عرب‌های سنی، به این نتیجه رسیده‌اند که تنها گزینه‌ی واقع‌بینانه، جنگِ خشونت‌آمیز است». به‌عبارت دیگر، آن‌ها تصور می‌کنند که تنها شانس بقای آن‌ها، و حتا بردنِ نزاع بر سر قدرت در عراق، این است که به‌عنوان سنی‌ها با هژمونی شیعه‌ها مبارزه کنند.

دولت تحت سلطه‌ی شیعه‌ها در بغداد قبل از 2011، می‌توانست با رویکرد جنگی خود به جایی برسد؛ اما زمانی که ماهیت قیام بهار عربی در سوریه، شکل یک قیام عمومی سنی‌ها را به خود گرفت –که از حمایت عربستان و پادشاهی‌های سنی‌مذهبِ خلیج و ترکیه برخوردار است-، موازنه‌ی قدرتِ فرقه‌ای در منطقه، شروع به تغییر کرد.

سنی‌های عراق، پیش‌تر نیز ناراضی بودند، اما به‌طورکل، تسلیم سلطه‌ی شیعه-کرد عراق شده بودند که در 2003 به وجود آمده بود. آن‌ها از دوباره شروع‌شدن حملات جنگ‌جویان شیعه و نیروهای امنیتی تحت تسلط شیعه‌ها هراس داشتند؛ آن‌چه در جنگ فرقه‌ای ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ باعث شده بود که بخش زیادی از شهروندان سنی کشور، از بغداد بیرون رانده شوند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه