جنسیت و قدرت در گفت‌وگوهای آنلاین – بخش یازدهم و پایانی

اطلاعات روز

سوزان سی.هرینگ

مترجم: معصومه عرفانی

بخش یازدهم و پایانی

دیگرزنان، شاید از نابرابری‌های جنسیتی فضای آنلاین آگاه بوده و آرزوی تغییردادنش را داشته باشند، اما آن را دشوار یافته‌اند. آن‌ها شاید برای رهاکردن جامعه‌پذیری جنسیتی عرفی خود برای «شکستن قالب»، بی‌میل یا ناتوان باشند؛ ممکن است حس کنند که باتوجه به کنترل فرهنگ‌پدرسالار بر اینترنت، که خود از آن فرهنگ برخاسته است، مقاومت‌های محدود بیهوده هستند. اولویت‌های تاریخی و تجاری‌شدن وب، هردو بر کنترل ظاهرا غیرقابل‌اجتناب مردان بر اینترنت، سهم دارند. طراحان و کاربران نخستین اینترنت، مردان طبقه‌ی متوسط سفیدپوست بودند. نفوذ اخیر تجارت و رسانه‌های جمعی در وب، وضعیت موجود جنسیت‌زده‌ی برخاسته از عرف را تقویت کرده و آن را با منافع مالی قدرت‌مند حمایت می‌کند. ممکن است برخی از زنان، در استفاده‌ی خود از اینترنت، به دلیل این‌که انتخاب دیگری ندارند، از وضعیت موجود پیروی کنند.

توضیح سوم اما این است که زنان (و مردان)، ساختارهای جنسیتی سنتی را براساس منطق و منافع شخصی حفظ می‌کنند، چراکه چنین‌ساختارهایی می‌توانند سودمند باشند. این مسئله توضیح مناسبی برای مقاومت مردان دربرابر تغییر اجتماعی است (چراکه وضعیت موجود منافع آن‌ها را برآورده می‌کند)، اما می‌توان آن را به زنان در فضای آنلاین نیز توسعه داد. انگیزه‌های مثبت برای انتقال (و حتا تشدید) نابرابری جنسیتی در اینترنت، شامل برتری جنسیتی، تایید اجتماعیِ اعطاشده به اشخاصی که رفتارهای مورد قبول جنسیتی دارند، و نیز رضایتی ناشی از عشوه‌گری (که در امنیت نسبی فضای آنلاین، می‌تواند تقویت‌کننده‌ی کلیشه‌های جنسیتی باشد)، می‌شود. انگیزه‌های منطقی منفی نیز شامل میل به اجتناب از ناراحتی و رنجشی است که فرد ممکن است در فضای خنثا و عاری از جنسیت که در آن امکان استفاده از مهارت‌های اجتماعی و طبقه‌بندی‌های آشنا را ندارد، احساس کند.

احتمالا توضیح نهایی برای شرکت خود زنان در بازتولید ساختارهای سنتی جنسیت در فضای آنلاین، ترکیبی از فاکتورهای بالا باشد. بنابراین می‌توانیم نتیجه‌گیری کنیم که مفاهیم آرمان‌گرایانه‌ای که بیان می‌دارند اینترنت فضای خنثا از لحاظ جنسیت خلق کرده و نابرابری‌های قدرت مبتنی بر جنسیت را تراز می‌نماید، در پژوهش‌های اینترنت و جنسیت از اوایل دهه‌ی 1980، حمایت اندکی دریافت کرده است. اینترنت به‌عنوان یک تکنولوژی پرطرفدار، فرصت‌هایی برای کاربران زن و مرد فراهم می‌آورد اما به‌نظر نمی‌آید که کلیشه‌های اجتماعی جنسیت را تغییر داده یا قدرت را در سطحی بنیادی، بین مردان و زنان، توزیع دوباره و برابر کرده باشد.

طرح‌های آینده

چهارچوب‌بندی ارزیابی‌ها دررابطه با ایده‌آل‌های رویایی، ممکن است تصویر نهایی را آشکار نکند و حقیقت نادیده گرفته شود، چراکه این طرح‌ها از ابتدا غیرواقع‌گرایانه بودند. برای مثال، آن‌ها بر برداشت غلطی از جبرگرایی تکنولوژی بنیاد یافته بودند. شبکه‌های کامپیوتری، رهایی از جنسیت و فرصت‌های تعامل برابر را، بیشتر از سایر تکنولوژی‌هایی ارتباطی، تضمین نمی‌کنند. اما به‌مرور زمان، تاثیر متقابل یک تکنولوژی محبوب مانند اینترنت، با نیروهای فرهنگی و اجتماعی، می‌تواند تغییراتی درپی داشته باشد، چنان‌که تکنولوژی‌هایی مانند ماشین تایپ و تلفن، الگوهای رفتار اجتماعی و تجاری را تغییر داده و به‌شکلی قابل ملاحظه، بر زندگی زنان تاثیر گذاشتند. اما اگر ما بخواهیم آینده را پیش‌بینی کنیم، تاثیرات طولانی‌مدت اینترنت، چگونه به‌نظر می‌آیند؟

یکی از پیامدهای اجتماعی این است که با افزایش تعداد زنان در فضای آنلاین، تغییرات به‌حدی می‌رسند که نشان بدهند اینترنت ممکن است حقیقتا به فضایی خنثا و برابر تبدیل شود. یک سناریوی خوش‌بینانه برای فمنیست‌ها، پیش‌بینی می‌کند که آن‌گاه، تعداد افزاینده‌ای از زنان بر کنترل محتوای وب، سهم و تاثیر به‌سزایی دارند، و زنان بیشتری طراح شبکه‌های کامپیوتری می شوند –که ماهیت و شیوه‌ی استفاده از اینترنت را شکل بدهند. با تداوم این رویکرد، اینترنت می‌تواند درحقیقت یک «وب زنانه» باشد، زمانی که اکثریت کاربران و مدیران آن را زنان تشکیل بدهند. اما اتفاق‌افتادن این پیش‌بینی بستگی به این دارد که تعداد قابل توجهی از زنان به حرفه‌های تکنولوژی اطلاعاتی رو بیاورند. درحال حاضر، تعداد زنان در تکنولوژی اطلاعاتی (IT)، و علوم کامپیوتری، رو به کاهش و است و این روند نیاز به تغییر دارد.

اگر اینترنت قرار باشد با زنانگی همراه شوند، «وب زنانه» ضرورتا به توان‌مندسازی زنان نمی‌انجامد. فرایند «زنانه‌سازی»، بر حرفه‌هایی مانند معلمی و منشی‌گری که هر دو دراصل محدود به مردان و دارای موقعیت اجتماعی و درآمد بالا بودند، تاثیر گذاشته است. این توصیف را می‌توان درمورد انقلاب تکنولوژی‌هایی مانند ماشین تایپ و تلفن که در ابتدا و پیش از همراه‌شدن با شغل‌های زنانه‌ای با حقوق پایین (تاپیست و منشی)، توسط مردان تاجر استفاده می‌شدند، به‌کار برد. اینترنت نیز مانند تکنولوژی‌های پیش از آن، می‌توان در ذات برای استفاده‌ی زنان مناسب درنظر گرفته شود، چرا که بی‌دردسر و امن بوده و می‌توان در خانه از آن استفاده کرد. همچنین، یکی از کاربردهای اینترنت –ارتباطات میان افراد-، از مواردی است که به‌طور عرفی زنان در آن ماهرتر به‌نظر می‌آیند. برخی، فرصت‌های بی‌نظیری در استقبال نمادین و عملی تکنولوژی کامپیوتر برای زنان دیده‌اند. اما زنانه‌سازی اینترنت، می‌تواند به این دست‌آورد نمادین، ازطریق بی‌ارزش‌ساختن هر رفتاری که در تعریف با زنان همراه است، ضربه بزند. فرایند زنانه‌سازی، با به‌افراط کشیده‌شدن، در نهایت می‌تواند ما را به جایی برساند که اینترنت، دیگر به‌عنوان یک تکنولوژی شناخته نشود؛ چنان‌که این امر در گذشته نیز درمورد ماشین تایپ و تکنولوژی‌های خانگی مانند ماشین خیاطی و ماشین لباس‌شویی اتفاق افتاده بود.

جایگزین نهایی این است که وضعیت موجود، از طریق محدود ماندن زنان (و برخی مردان) در نقش کاربران پایین‌رتبه‌ی تکنولوژی و باقی‌ماندن کنترل ایدئولوژی وکاربرد رسانه‌ای آن در دست مردان، حفظ شود. این سناریو، بدترین آینده‌ی قابل تصور نیست. نخست، وضعیت کنونی پیشرفتی نسبت به گذشته نشان می‌دهد، که اینترنت محدود به استفاده‌ی نخبگان مرد بود: اکنون، اینترنت در دست اجماعتی گسترده‌تر قرار دارد. علاوه‌برآن، چنان‌که ماهیت رسانه‌ای اینترنت آن را وسیله‌ای قدرت‌مند برای انتشار کلیشه‌های جنسیتی می‌سازد (مشابه تلویزیون)، می‌تواند به‌عنوان وسیله‌ای برای گفت‌وگوهای گروهی استفاده شود که بالقوه باعث توان‌مندی افراد برای ایجاد شبکه‌های اجتماعی غیرسنتی و حتا دگرگون‌کننده، می‌شود (مشابه تلفن).

می‌توان آینده‌ای را پیش‌بینی کرد که تحت آن شرایط، گروه‌های تضعیف‌شده‌ی اجتماعی امکان بیشتری برای به‌چالش‌کشیدن وضعیت کنونی دارند. این شرایط برای آغاز یک انقلاب فمنیستی مساعد است و اینترنت هنوز می‌تواند امکان ایجاد تفاوتی بنیادی و دگرگونی در ساختار قدرت را به‌دست بدهد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه