ظهورِ داعش – بخش سیزدهم

اطلاعات روز

پاتریک کاکبرن

ترجمه‌ی حکمت مانا

بخش سیزدهم

چهارم

جهادی‌ها در حال پیش‌روی

در بهار 2014، ویدیویی توسط داعش در اینترنت انتشار یافته بود که در آن، جهادیان خارجی –در جایی، به احتمال زیاد در سوریه-، برای نشان‌دادن همبستگی دایمی خود به جهاد، پاسپورت‌های خود را به آتش می‌انداختند. این ویدیو که به‌صورت حرفه‌ای ساخته شده بود، برای کسانی که گمان می‌کنند جنگ کنونی در سوریه را می‌توان متوقف کرد، تأمل‌برانگیز است و نشان می‌دهد که این تنش در منطقه‌ای پهناور، میان رودخانه‌های دجله و ساحل دریای مدیترانه، درحال تکان‌دادن کل منطقه است.

از رنگ جلد پاسپورت‌ها می‌توان دریافت که بیشتر آن‌ها از شهروندان عربستان‌سعودی هستند با پاسپورت سبزرنگ یا از شهروندان اردن با رنگ آبی تیره؛ اگرچه که از دیگر ملیت‌ها نیز در این جمع زیاد هستند. این افراد، درحالی‌که هرکدام پاسپورت‌های خود را درآورده و در آتش می‌اندازند، ایمان خود را ابراز کرده و وعده می‌دهند که علیه حاکم کشوری که از آن آمده‌اند بجنگند. یک کانادایی، خطبه‌ای کوتاه به زبان انگلیسی ایراد می‌کند و پیش از آن‌که به زبان عربی صحبت کند می‌گوید: «این پیامی به کانادا و تمام قدرت‌های آمریکایی است. ما می‌آییم و ویرانتان می‌کنیم». یک اردنی می‌گوید: «به حاکم مستبد اردن می‌گویم، ما فرزندان ابومصعب الزرقاوی هستیم (بنیان‌گذار اردنی القاعده که در حمله‌ی هوایی آمریکا در سال ۲۰۰۶، در عراق کشته شد)، و می‌آییم تا شما را درهم بشکنیم». یک شهروند سعودی و یک مصری و یک چچنی نیز، به همین شکل، قصد آشکار عملیات جهاد در تمام جهان را بیان می‌کنند. آن‌چه خطر آن‌ها را به‌صورت خاصی بزرگ می‌کند، پایگاه آنان است، همان سرزمینی که در اختیار دارند و اکنون وسیع‌تر از تمام سرزمین‌هایی است که تاکنون گروه‌های شبه‌القاعده در تصرف خود داشته‌اند.

اگر نگاهی به نقشه‌ی خاورمیانه بیندازید، می‌بینید که سازمان‌های شبه‌القاعده، در منطقه‌ی پهناوری که از ایالت دیاله در شمال بغداد، تا ایالت الاذقیه در ساحل مدیترانه‌ای سوریه امتداد دارد، به یک نیروی مرگ‌بار تبدیل شده‌اند. تمام دره‌ی فرات، یعنی از غرب عراق و شرق سوریه تا مرکز ترکیه، امروز تحت تسلط داعش یا جبهه‌ی النصره است. جبهه‌ی النصره، نماینده‌ی رسمی القاعده، یا آن‌گونه که مقامات آمریکایی آن را نام نهادند، القاعده‌ی «مرکزی» مستقر در پاکستان است. گروه‌های شبه‌القاعده در غرب و شمال عراق و شمال و شرق سوریه، امروزه منطقه‌ای به بزرگی بریتانیا یا میشیگان را تحت کنترل دارند، و منطقه‌ای که در آن عملیات می‌کنند، از این بزرگ‌تر است.

مرز عراق و سوریه، در حد وسیعی، دیگر از بین رفته است. بااین‌حال، می‌توان وضعیت این دو کشور را جداگانه بررسی کرد. نخست عراق؛ این‌جا تقریبا تمام مناطق سنی‌نشین یا کاملا به دست داعش افتاده است یا بخشی از آن توسط این گروه کنترل می‌شود. داعش، پیش از این‌که موصل و تکریت را تصرف کند، حدود شش هزار جنگ‌جو داشت اما اکنون این رقم چندین برابر شده است. این گروه، اساسا به دلیل پیروزی‌های خارق‌العاده‌اش، پرستیژ و جذبه‌ی زیادی در میان مردان جوان سنی به دست آورده است. خودِ نام آن (دولت اسلامی عراق و شام= داعش)، نیت آن را نشان می‌دهد: ایجاد یک دولت اسلامی در عراق و «شام» یا سوریه‌ی کبری. داعش، با هیچ‌کسی برنامه‌ای برای تقسیم قدرت ندارد. داعش، با رهبری ابوبکر البغدادی از سال 2010 تاکنون، ثابت کرده است که بسیار بیشتر از القاعده‌ی مرکزی که توسط ایمن الظواهری در پاکستان رهبری می‌شود، خشن و فرقه‌ای است.

ابوبکر البغدادی، در تابستان 2010، از پشت سایه‌ها ظاهر شد و پس از مرگ رهبر قبلی القاعده‌ی عراق در اثر حمله‌ی نیروهای آمریکایی و عراقی، رهبر این گروه شد. از آن‌جا که قیام سنی‌ها در عراق، که القاعده‌ی عراق نقش رهبری آن را داشت، درحال سقوط بود، این گروه نیز بخت کمی داشت. اما القاعده‌ی عراق با شروع قیام سنی‌ها در سال 2011 در سوریه، و به‌خصوص در سه سال پس از آن، در پی یک‌سری عملیات‌های برنامه‌ریزی‌شده در عراق و سوریه، دوباره زنده شد. این‌که البغدادی تا چه میزان در استراتژی‌های نظامی و تاکتیک‌های القاعده‌ی عراق که بعدها به داعش تبدیل شد نقش داشته است، نامشخص است: گفته می‌شود فرماندهان اطلاعاتی و ارتش پیشین عراق از دوره‌ی صدام حسین، نقش حیاتی در آن داشته‌اند، اما اکنون به‌صورت کامل تحت رهبری البغدادی قرار دارند.

جزئیات شخصیت البغدادی، بستگی به این دارد که منبع ارایه‌دهنده‌ی آن، داعش است یا سرویس اطلاعاتی آمریکا یا عراق. اما تصویر کلی، در حد قانع‌کننده‌ای روشن است. او در 1971، در سامرا، شهری عموما سنی‌نشین در شمال بغداد به دنیا آمده و تحصیلات خوبی داشته است. او با درجه‌های تحصیلی در در مطالعات اسلامی که شامل شعر، تاریخ و شجره‌شناسی نیز می‌شود، از دانشگاه اسلامی بغداد فارغ شده است. عکسی از البغدادی در زمانی که در در کمپ بوکا در جنوب عراق زندانی آمریکایی‌ها بوده است، او را یک مرد متوسط عراقی با موهای سیاه و چشمان قهوه‌ای، با سن اواسط بیست سالگی نشان می‌دهد.

گفته می‌شود نام واقعی او عواد ابراهیم علی البدری السامرایی است. در زمان صدام، او احتمالا یک جنگ‌جوی اسلام‌گرا بوده است. گفته می‌شود او در ایالت دیاله، واعظ بوده و بعد از اشغال عراق توسط آمریکا در 2003، گروه مسلحی را در شمال بغداد در اختیار داشته است. گروه‌های شورشی، انگیزه‌هایی قوی دارند تا درمورد ساختار فرماندهی و رهبری خود اطلاعاتی نادرست بدهند، بااین‌حال به نظر می‌رسد البغدادی سال‌های 2005 تا 2009، اسیر آمریکایی‌ها بوده است.

زمانی که او رهبری را به دست گرفت، القاعده‌ی عراق به‌صورت چشم‌گیری سازمان‌یافته شد و حتا گزارش سالیانه‌ی فعالیت‌هایش در هر ایالت را عرضه می‌کرد. باتوجه به سرنوشت رهبران پیشین القاعده‌ی عراق، البغدادی بی‌نهایت بر محرمانه‌بودن پافشاری می‌کرد، تا عده‌ی کمی از محل او اقامت داشته باشند. زندانیان القاعده‌ی عراق، می‌گویند یا هرگز او را ندیده‌اند یا اگر دیده‌اند ماسک به صورت داشته است.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه