پاتریک کاکبرن
ترجمهی حکمت مانا
بخش دوازدهم
ترس از داعش، پس از سقوط موصل، در سطح بینالمللی افزایش یافت؛ اما تنها زمانی واقعا عمیق و فراگیر شد که داعش در ماه اگست، به جنگ نیروهای کُرد در سنجار رفت و به نظر میرسید مصمم است تا اربیل، پایتخت کردستان را به تصرف درآورد. به یکباره، شاهد ترتیببندی جدیدی در اولویتهای ملی و ائتلافها بودیم. چنانچه قبلا اشاره شد، عربستان و پادشاهیهای خلیج و ترکیه، والدین رضاعی داعش و سایر جنبشهای جهادی سنی در عراق و سوریه بودند؛ اما به این معنا نیست که جهادیها ریشههای بومی نداشتند، بلکه تنها نشاندهندهای این مسئله است که ظهور آنها بدون حمایت قدرتهای سنیِ بیرونی، ناممکن بود. کمکهای سعودی و قطر، مالی بودند و بیشتر ازطریق کمکهای خصوصی صورت میگرفتند و این چیزی بود که به نظر ریچارد دیرلف، رییس پیشین MI6، برای تصرف ایالتهای سنی در شمال عراق حیاتی بود. به گفتهی ریچارد دیرلف، «این چیزها خودبخود رخ نمیدهند». او در ماه جولای، در یک سخنرانی در لندن، گفت که سیاست عربستان سعودی دربرابر جهادیها، دو نیت متناقض را دنبال میکند: «ترس از فعالیت جهادیها در داخل عربستان و میل استفاده از آنها علیه قدرتهای شیعه در بیرون». وی گفت: «سعودیها عمیقا علاقمهند هر نزاعی هستند که به صورتی موثر، شیعهگرایی را به چالش بکشد». بعید است که سنیها در عراق، بدون حمایت مستقیم و غیرمستقیم عربستان سعودی از جنبشهای سنی، از اپوزیسیون جهادی حمایت کنند. مشابه همین داستان، درمورد سوریه نیز صدق میکند. در سوریه، شاهزاده بندر بنسلطان، سفیر پیشین عربستان در واشنگتن، که از 2012 تا 2014، رییس استخبارات سعودی بود، تازمان برکناریاش، هرچه در توان داشت برای حمایت از جهادیهای ضددولتی در سوریه انجام داد. سعودیها، هراسناک از آنچه در ساختنش کمک کردهاند، اکنون به سویی دیگر تغییرجهت دادهاند. اکنون، سعودیها بهجای این که چشمان خود را ببندند، داوطلبان جهادی که قصد رفتن به سوریه و عراق را دارند، دستگیر میکنند؛ اما دیگر خیلی دیر شده است. جهادیهای عربستان سعودی، مهر کمی نسبت به خاندان سعود دارند. داعش، در 23 جولای، حملهای را بر یکی از آخرین سنگرهای ارتش سوریه در ایالت شمالی رقعه بهراه انداخت. عملیات با حملهای انتحاری آغاز شد؛ رانندهی موتر انتحاری، یک شهروند سعودی به نام خطاب النجدی بود. او عکس سه زن را که در زندانهای عربستان سعودی در حبس بودند، روی شیشهی ماشین خود گذاشته بود که یکی از آنها، هیلا الکثیر، برادرزادهی او بود.
نقش ترکیه در این میان، اگرچه متفاوت است، اما اهمیت کمتری از نقش عربستان سعودی در کمک به داعش و دیگر گروههای جهادی ندارد. کار بسیار مهم ترکیه، بازگذاشتن مرز ۵۶۰ مایلیاش با سوریه بوده است. این امر، پایگاه امنی برای داعش، جبههی النصره و دیگر گروههای مخالف دولت فراهم آورد تا از آنجا جنگجو و جنگافزار وارد کنند. در این جنگ داخلی، منطقهی مرزی، مناقشهبرانگیزترین منطقه در جنگ داخلی شورشیان بوده است. بیشتر جهادیهای خارجی که وارد سوریه و عراق شدند، از مرز ترکیه آمدند. بهدستآوردن آمار دقیق، دشوار است اما وزیر داخلهی مراکش گفت که در این اواخر 1122 جهادی مراکشی وارد سوریه شدهاند، شامل 900 تن که در 2013 رفته بودند و 200 تن آنها کشته شدهاند. مقامات امنیتی عراقی، گمان میکنند که استخبارات نظامی ترکیه، در کمک به تشکیل دوبارهی داعش در 2011 دخالت و سهم مهمی داشته است. طبق گزارشها، داعش دیگر در مرز ترکیه با خوشی استقبال نمیشود، اما با تصرف مهمات ارتش عراق و میدانهای نفتی سوریه، به نظر نمیرسد که که دیگر نیاز چندانی به کمک خارجی داشته باشد. کُردهای سوری و ترکیه، دولت ترکیه را متهم کردهاند که هنوز مخفیانه با داعش همدستی میکند، اما احتمالا این حرفها اغراقآمیز است. درستتر این است که بگوییم، ترکیه در پی سودجستن از تضعیف اسد و کُردهای سوریه به دست داعش است. زمانی که در ماه سپتامبر، بمباران سوریه توسط آمریکا آغاز شد، آمریکا ادعا میکرد که ائتلافی از چهل کشور، علیه داعش بهوجود آورده است، اما این ائتلافِ سستبنیاد، نهتنها بزرگ نبود بلکه چنان برنامههای متفاوت و متضادی داشت که اقدام مشترک را ناممکن میکرد.
ظهور داعش و خلافت، برای آمریکا و بریتانیا و دیگر قدرتهای غربی، بدترین فاجعه است. قصد آنها از اشغال عراق در 2003 و تلاش برای برکناری اسد از سال 2011 تاکنون، هرچه بود، شامل بهوجودآمدن یک دولتی جهادی نمیشد که در شمال عراق و سوریه گسترده است و توسط جنبشی هدایت میشود که صدها مرتبه بزرگتر از القاعدهی بنلادن است و سازماندهی بهمراتب بهتری دارد. جنگ با تروریسم، که منجر به ازبینرفتن حقوق مدنی و مصرف صدها بیلیون دالر شده، بهصورت فاجعهباری شکست خورده است. باور به اینکه داعش تنها در پی نزاع مسلمان علیه مسلمان است، مثالی دیگر از این خوشباوری است: داعش ثابت کرده است با هرکسی که پایبند الگوی متعصب و خشکِ آن از اسلام نباشد، خواهد جنگید. آنچه داعش را از القاعده متمایز میسازد، سازمان نظامی کارآمد آن است که بسیار در انتخاب اهداف خود محتاط است و بهخوبی میداند چه زمانی به آنها حمله کند.
بسیاری در بغداد، امیدوارند که افراط داعش، سنیها را از آن دور کند –بهطور مثال، منفجرکردن مکانهایی مانند مسجد یونس در موصل، که به عقیدهی آنها یک زیارتگاه است. ممکن است این اتفاق در درازمدت رخ دهد؛ چرا که داعش هنجارهای دینی و اجتماعی بسیار کهنهی خود را بر تمام قلمروی تحت حاکمیت خود تحمیل میکند. ذکر نمونهای در اینجا، که بهخوبی روحیهی عمومی را در قلمروی تحت تسلط داعش نشان میدهد، بهجا است: زنی که شاهد عینی ماجرا بوده است مینویسد «امشب، با ماشین، همراه با مادر پیرم برای خرید ادویه بیرون رفتیم. من لباسی پوشیده بودم که فقط چشمانم دیده میشد. چه میتوانستم بکنم؟ هفتهی گذشته یک زن کنار غرفهای ایستاده بود و برای نوشیدن آب صورتش را عریان کرد. یکی از مردان داعش به او نزدیک شد و با چماق بزرگی بر سرش کوبید، بدون اینکه متوجه باشد شوهر آن خانم کنارش ایستاده است. شوهر او شروع به زدن مرد داعشی کرد. او فرار کرد و در حال فرار، فریاد میزد. مردم در حمایت از آن مرد، به دنبالش دویدند. این فقط نمونهای از وحشتی است که ما در آن زندگی میکنیم».
در سرزمینی که تعداد زیادی از مردم از سگریت استفاده میکنند، ممنوع کردن سیگرت توسط داعش، با مخالفت عمومی روبهرو میشود. اما رویارویی با داعش بسیار خطرناک است و به دلیل این وحشیگریها، این گروه توانسته است تا برای جمعیت سرکوبشدهی سنی، پیروزی به ارمغان آورد. حتا آن دسته از سنیهای موصل که از داعش رضایت ندارند، از برگشتن دولت شیعهی عراق میهراسند. تاکنون، تنها واکنش دولت، بمباران موصل و تکریت بوده است؛ چیزی که باعث شده مردم درمورد این مسئله که دولت به بهروزی و نجات آنها اهمیتی نمیدهد، تردیدی به خود راه ندهند. این هراس حتا با جایگزینی المالکی با یک نخستوزیر آشتیجوتر رفع نمیشود. یک شهروند سنی، اندکی پس از آنکه یک موشک نیروهای دولتی به شهر اصابت کرده بود، به من گفت: «نیروهای المالکی، همین حالا هم دانشگاه تکریت را ویران کردهاند. دانشگاه، مانند بقیهی شهر با خاک یکسان شده است. اگر دست المالکی به ما در موصل برسد، یا مردم را میکشد یا ما را مجبور میکند مهاجر شویم». از این دست حرفها فراوان مطرح شده است و احتمال اینکه مردم سنی علیه داعش و خلافت بهپا خیزند را کم میکند. دولتی جدید و هولانگیز بهوجود آمده است که به نظر نمیرسد به سادگی از بین برود.
