سوزان سی.هرینگ
مترجم: معصومه عرفانی
بخش سوم
ارتباط شکلگرفته به واسطهی کامپیوتر (Computer-mediated Communication)
ارتباطات شکلگرفته به واسطۀ کامپیوتر (CMC)، از جمله، دربردارندهی شیوههای تعامل فنی-اجتماعی، شامل ایمیل، گروههای مباحثه، گروههای خبری، چتکردن، پیامهای آفلاین فرستادن است. البته گروههای گفتوگو و ایمیل، از اوایل دههی 1970 وجود داشت، و چت و روشهای ارتباطی دیگر، مربوط به اواخر دههی 1980 و نیمههای دههی 1990 میشوند. تمام این شیوههای رابطهی کامپیوتری (CMC) به شکل متنی هستند و شامل کلمات تایپشدهای هستند که روی صفحههای کامپیوتر خوانده میشود.
در جولای 1993، در نشریۀ نیویورکر، کارتونی با این عبارت منتشر شد که «در اینترنت هیچکس نمیفهمد شما یک سگ هستید». اما ایدهی ناشناس و گمنامبودن در ارتباطات اینترنتی، از دهۀ 1980 در تحقیقات وجود داشت. این بحث بر این اساس پیش میرود که شما در گفتوگوهای اینترنتی نوشتاری، شما نمیتوانید کسی را که با او همسخن شدهاید ببینید یا صدایش را بشنوید، و بنابراین هیچ راهی ندارید که بدانید چه کسی در آن طرف خط حضور دارد. نمونهای از این ادعا با اشارهای بر جنسیت، در پژوهش گرادول و سوان (1989)، مورد بررسی قرار گرفت. آنها در آزمایشی با شرکت مردان و زنان در یک سیستم گفتوگوی گروهی کامپیوتری به شکل ناشناس که در «British Open University» استفاده میشد، گرایشی که به برابری جنسیتی در این شکل رابطه وجود دارد را مورد تحقیق قرار داده و مشاهدات خود در کنفرانسها و گفتوگوهای کامپیوتری-اینترنتی را با الگوی سنتی تسلط مردان در گفتوگوهای رودررو مختلط جنسیتی مقایسه کردند. البته تحقیقات نخستین درمورد این روابط، اغلب بحث جنسیت یا کنترل را در مطالعات آزمایشی خود وارد نمیکردند.
همچنان که در اوایل دههی 1990، زنان بیشتری جرات واردشدن به فضای آنلاین را یافتند، مطالعات جنسیت و روابط کامپیوتری نیز با فراوانی گستردهتری انجام میشدند. درمقایسه با خوشبینی دههی 1980، نتایج این مطالعات بیشتر گرایش داشتند تا مشکلی که در ادعای «برابری کامل جنسیتی در فضای مجازی» وجود داشت را شناسایی کنند. در یکی از نخستین و مهمترین مقالات در این زمینه که نتایج پژوهش آزمایشی دانشگاهی در رابطه با ناشناسبودن را بررسی میکند، سلفی و مایر (1991)، دریافتند که مردان و دیگر شرکتکنندگان گروه که در گفتوگوهای مستقیم، جایگاه بالاتری داشتهاند، چه در وضعیت عادی و چه در شرایطی که به شکل ناشناس حضور دارند، بر تعاملهای گروه مسلط هستند. اگرچه تعدادی از زنان گزارش دادهاند که وقتی در گفتوگوها حضور ناشناس داشته باشند، بیشتر احساس راحتی و آزادی میکنند.
محققان، خیلی زود آغاز به این بحث کردند که استفاده از شیوههای خشنتر و پرخاشگرانه توسط مردان در گفتوگوهای آنلاین، گاهی به شکلی آشکار، شرکتکنندگان زن را هدف قرار میدهند. هرینگ (1993)، بااستفاده از پرسشنامهای الکترونیک در فضای آنلاین، به این نتیجه دست یافت که زنان، بسیار بیشتر از مردان احتمال داشت تا با بیزاری به پرخاشگریها در گفتوگوهای آنلاین واکنش نشان بدهند و رفتارهایی چون ساکتشدن یا خارجشدن از گروه نشان میدهند. در همین زمان، گزارشهای دیگر در زمینههای دیگری که معمولا زنان در آن هدف مزاحمتها، اغواگریهای جنسی و ترساندن و تهدید قرار میگرفتند، منتشر شدند. این یافتهها پارادوکس آشکاری را بیان میکردند: چهگونه تفاوت و نابرابری جنسیتی، در این رابطهها و ازطریق واسطهای که گفته میشود میتواند جنسیت را پنهان کند، ادامه دارد؟
ارتباطات کامپیوتری غیرهمزمان
بخش نخست پاسخی که برای این پارادوکس ارائه شده، مربوط به مفهوم واژهی «ناشناس» میشود. درحالیکه ارتباطات کامپیوتری غیرهمزمان در اینترنت، احتمال فرضی از ناشناسماندن را پیشنهاد میکنند، درعمل، در روزهای نخستین اینترنت، ناشناسماندن تا حد زیادی دشوار به دست میآمد و نیاز به استفاده از سرویسهایی خاص برای این کار یا امکان جعل ایمیل آدرس داشت. هر دوی این کارها به دانشی نیاز داشتند که دسترسی به آن برای تمام کاربران اینترنت به آسانی در دسترس نبود. مسئلهی مهمتر اینجا بود که به نظر میآمد، کاربران، ضرورتا علاقهای به استفاده از امکان بالقوه برای برقراری ارتباطهای ناشناس ندارند –استفاده از اسم حقیقی، اعتبار و جدیتی به هدف این گفتوگوها میداد که پیامهای ناشناس عاری از آن هستند. در دهههای 1980 و 1990، بسیاری از شرکتکنندگان در بحثهای اینترنتی گروهی، با هویتهای حقیقی و بدون تلاش برای پنهانکردن جنسیت خود شرکت میکردند.
بااینحال، ارتباطات کامپیوتری که تنها ازطریق متن بودند، نسبت به ارتباطات رودررو اطلاعات شخصی کمتری را آشکار میکنند و بعلاوه، بعضی نامهای کاربران از لحاظ جنسی خنثا هستند. کاربران زن میتوانند از نامی استفاده کنند که خنثا است و با حضور در فضای آنلاین با این نام، تبعیض و آزار را به حداقل برسانند. بههرصورت، باور عمومی این است که در فضای مجازی، دیگران فقط آنچه را شما انتخاب کردهاید درمورد خود ارائه کنید راجع به شما میدانند. اینجاست که بخش دوم پاسخ برای این تناقض به میان میآید: جنسیت در اینترنت، اغلب ازطریق مشخصههای شیوهای که کاربر برای گفتوگو از آن استفاده میکند، آشکار میشود. مشخصههایی که ممکن است شخص از آن آگاه نبوده یا به آسانی قادر به تغییر آن نباشد. اینها اطلاعاتی هستند که کاربران درمورد جنسیت خود، به شکلی ناآگاهانه در این ارتباطها نشان میدهند؛ این اطلاعات الزاما نیاز به هیچ نوع ارتباط شنیداری یا دیداری ندارد: متن به تنهایی کافی است.
شاخصههای زبانی که در ارتباطات و گفتوگوهای شکلگرفته به واسطهی کامپیوتر، نشاندهندهی جنسیت هستند، شباهت به توصیفاتی دارند که پیشتر درمورد تعاملات رودررو و مستقیم از آنها سخن گفته شده است: درازنویسی، خودنمایی، بیحرمتی به مقدسات و کفرگویی، بانزاکت بودن، پررویی، فرستادن شکلهای تایپشده از خنده یا لبخند یا ناراحتی، و درجهی سهمگیری متقابل در گفتوگو.
