از ذهن پریشانت دیوانه شوم یا نه؟

اطلاعات روز

رحمت الله ارشاد

پس از حدود ده ماه تلاش، رییس جمهور غنی اذعان کرد که تلاش‌هایش در زمینه صلح به نتیجه مطلوب نرسیده است. رییس جمهور غنی در آخرین کنفرانس خبری خود گفت، پاکستان هنوز هم محل آموزش انتحاری و ساخت بمب است.

او گفت در ده ماه گذشته صادقانه تلاش کرده تا بتواند از طریق کشانیدن طالبان به میز مذاکره، گفت‌وگوهای نفس‌گیر چند سال گذشته را به فرجامی برساند اما حالا مسلم شده که: هنوز لانه‌های تربیت انتحاری و فابریکه‌های ساخت بمب‌هایی که مردم بی‌گناه ما را به خاک و خون می‌کشد، مثل گذشته در آن کشور فعال است.

اظهارات آقای غنی در قبال پاکستان چنان تند و صریح بود که شماری از روزنامه‌های پاکستانی آن را اعلام جنگ رییس جمهور غنی علیه پاکستان تلقی کرده اند.

اظهارات اخیر آقای غنی در قبال پاکستان، بخشی از افکار عمومی را قانع کرد و میزان نارضایتی مردم را که به دلیل حملات اخیر به اوج خود رسیده بود، کاهش داد. اما در عین حال سوالات مهم و جدی را بی پاسخ گذاشت.

مهم ترین سوال بی‌پاسخ مردم، سکوت غنی در برابر طالبان است.

در متنی که در سایت رسمی و صفحه فیسبوک ارگ منتشر شده، فقط اشاره کوچکی به طالبان شده و در آن از آن عده از طالبانی که نمی‌خواهند در ویرانی کشور خود سهیم باشند، دعوت به صلح شده است.

به استثنای این اشاره کوچک، آقای غنی چیزی در مورد طالبان نگفته است. ما هنوز نمی‌دانم گروه طالبان در نگاه رییس جمهور چه‌گونه گروهی است؟ گروهی که دو انفجار از سه انفجار اخیر در روز جمعه، و همه انفجارهای یک هفته اخیر و تقریبا اکثر حملات اخیر در 14 سال گذشته را رسما به عهده گرفته است. هزاران شهروند غیر نظامی به شمول زنان و کودکان در اثر حملات این گروه کشته اند، آیا این گروه یک گروه تروریستی هست یا نه؟

آقای غنی در بخشی از بیانیه خود، تاکید می‌کند که به نهادهای قضایی دستور داده است که با جنایت کاران، برخورد قاطع کنند. اما هدف او از “جنایت کاران” مشخص نیست. آیا جنایت کاران کسانی هستند که جنایات سازمان یافته‌ای چون راه‌زنی و گروگان‌گیری و سرقت‌های مسلحانه انجام می‌دهند یا منظور او از جنایت کاران، عوامل حملات و انفجارهای اخیر است.

اگر منظور آقای غنی از جنایت کاران، طالبان است، چرا این گروه را رسما یک گروه جنایت کار و اعضای آن را  افراد تحت پیگرد قانونی قرار نمی‌دهد.

تفکیک طالبان به خوب و بد، تندرو، میانه‌رو و هر طبقه بندی دیگر، همان سیاست ناکامی است که حامد کرزی سال‌ها آن را دنبال کرد اما در نتیجه‌ی آن نه تنها طالبان به دولت گوش ندادند و روند صلح را جدی نگرفتند، بلکه روز به‌روز جدی‌تر شدند و دست به اقدامات خشن‌تر و گسترده‌تر زدند.

سیاست اغماض رییس جمهور غنی در قبال گروه طالبان، دقیقا همان سیاست شکست خورده دوران حامد کرزی است و فرجامی جز شکست ندارد.

درست است که پاکستان در آموزش و تجهیز طالبان دست دارد، اما این امر در جدی‌ترین حالت یک نقش حمایتی است. به عبارت دیگر گروهی برای عملی کردن نقشه‌ها و سیاست‌های پاکستان وجود دارد که این کشور با استفاده از این گروه در افغانستان دست به جنایت و کشتار می‌زنند.

حالا جناب رییس جمهور، عوامل حمایت کننده را محکوم می‌کند و علیه آن با صریح‌ترین بیان ممکن موضع می‌گیرد، بیانه صادر می‌کند، اما به گُل روی طالبان چیزی نمی‌گوید.

این موضع رییس جمهور یک فرافکنی است. در بیانیه آقای غنی آمده است که او در روسیه نیز تاکید کرده بود که تروریستان آسیای میانه و نیز کسانی که در افغانستان علیه دولت می‌جنگند، خارجی‌اند. چنین رویکرد و چنین باوری نا امید کننده است و تنها از یک ذهن پریشان می‌تواند بیرون بیاید.

رییس جمهور غنی در نخستین روزهایی که زمام امور را به عهده گرفته بود، شماری زیادی ندا دادند که چنین با شتاب و بی محابا با پاکستان در روند صلح هزینه گزاف دارد، اما نتیجه‌ای نخواهد داشت.

رییس جمهور اما، در ده ماه گذشته، بی‌توجه به تجربه‌های دوران حامد کرزی و نیز بی‌توجه به انتقادها و اعتراض‌هایی که در میان طیف وسیع سیاست‌مداران و افکار عمومی وجود داشت. یک‌سره و یک طرفه به پاکستان امتیاز داد و این راه را با لجاجت تمام رفت، تا زمانی که به سراب رسید.

اکنون که رییس جمهور به این نتیجه رسیده است که جاده صلح با پاکستان یک‌طرفه بود و نتیجه‌ای نداشت، همین‌جا باید یادآوری کرد که: جناب رییس جمهور، سکوت در برابر طالبان و قهر و غضب بر پاکستان، نتیجه‌ای نخواهد داشت.

به همان اندازه که تکلیف با پاکستان باید روشن شود، به همان پیمانه نیاز است که دولت در قبال گروه طالبان نیز حرف و سخن روشنی داشته باشد.

طالبان که با ما می‌جنگند بسیاری‌های شان کسانی است که تابعیت افغانستان را دارند و افغان‌اند. هر چند که در میان این طالبان خارجی‌ها نیز وجود دارد و در افغانستان می‌جنگند. اما بخشی مسلم از حقیقتی به نام طالبان این است که آن‌ها افغان‌اند و محصول همین جامعه؛ هر چند که با حمایت پاکستان دست به انتحار و ترور وخشونت می‌زنند.

اگر کارخانه بمب سازی در پاکستان است، کسانی که این بمب‌ها را حمل می‌کنند و می‌آورند و در قلب شهر منفجر می‌کنند، بسیاری‌های شان افغان و عضو گروه طالبان‌اند. انکار این‌که طالبان افغان نیستند، اشتباه است چون اول چنین ادعایی واقعیت ندارد و دوم اگر طالبان افغان نیستند، پس چه‌گونه می‌توان با یک گروه غیر افغان صلح کرد؟

همان‌گونه که طاهر یولداش و دیگر تندروان آسیای میانه، اهالی آن کشورها هستند، طالبان نیز افغان‌اند. چشم پوشی از جنایات آن‌ها و سکوت کردن در برابر آن به هر دلیلی که باشد، راه نجات نیست.

حالا، اگر دل‌سوزیم برای این وطن و این مردم، باید بپذیریم که با طالبان نیز باید صادق و صریح باشیم. بخشش طالبانی که افغان‌اند و ترور و خشونت می‌کنند، مدارا با آن‌ها به هر دلیلی، جنایت و خیانت است. تروریست باید نابود شود. افغان و غیر افغان بودن‌اش مهم نیست.

پس وقت آن است که برای نیروهای امنیتی موضع روشن در قبال طالبان را تعریف و از نهادهای عدلی نیز تقاضا کنیم که جنایت کار غیر قابل بخشش است.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه