زبان، جنسیت و سیاست: قراردادن واژه‌های «زنان» و «سیاست» در یک جمله – بخش ششم

اطلاعات روز

نویسنده: رابین لاکوف

مترجم: معصومه عرفانی

بخش ششم

زنی سرشناس و قدرت‌مند که رفتار و ظاهرش برای فانتزی‌های جنسی مردانه مناسب نیست، در قالب یک هم‌جنس‌گرا قرار می‌گیرد، همان‌طور که در مورد قضیه‌ی سارنوال، ژانت رینو و هم‌چنین هیلاری کلینتون پیش آمد. گاهی مردان سیاست‌مدار نیز به‌عنوان یک ابژه‌ی جنسی دیده می‌شوند اما این شباهت ظاهری نباید موجب گمراهی ما شود: این شیوه‌ی نگاه به مردان، به آن‌ها قدرت بیشتری می‌دهد اما باعث ضعف یک زن می‌شود (مثلا برای مردان واژه‌ی جذاب استفاده می‌شود و برای زنان، فاحشه).

می‌توان گفت که نگاه شیءانگارانه به زنان، از طریق بحث‌هایی که به دقت طراحی شده‌اند و با جزئیاتی که از ظاهر زنان ارائه می‌شود، به گونه‌ای غیرمستقیم، حتا بیش از نگاه جنسی، برای زنان، تضعیف‌کننده است. درست است که مردان نیز بخاطر ظاهرشان ممکن است در دیدگاه عمومی مورد انتقاد قرار بگیرند، اما زمانی‌که این کنایه‌ها درمورد مردان استفاده می‌شوند، نسبت به زنان، هم عمومیت کم‌تری دارند و هم کم‌تر برجسته می‌شوند. علاوه‌براین، نظراتی که درمورد ظاهر زنان ارائه می‌شود، نسبت به مردان، خطر بیشتری برای درک و سهم شکننده‌ی زنان از قدرت در پی دارد: آن‌ها یک زن را به نقش و جایگاه سنتی‌اش به‌عنوان یک «شیء» تنزیل می‌دهند؛ چیزی که دیده می‌شود، بیشتر از آن‌که ببیند و عمل کند. زیرا این دیدگاهی سنتی است که نسبت به زنان وجود دارد اما نه درمورد مردان. نظراتی که درمورد ظاهر بیان می‌شوند، تاثیر تضعیف‌کننده‌ی بیشتری برای زنان دارند تا مردان و بیشتر برای زنان آسیب‌زننده هستند، چراکه زنان هم‌واره تشویق شده‌اند تا ظاهر را به عنوان یک ویژگی و مشخصه‌ی اساسی ببینند اما چنین چیزی از مردان خواسته نشده است. یک شیء مفعول دربرابر نگاه‌های خیره بودن، مفروضی است که درمورد زنان وجود دارد اما این هرگز برای مردان صدق نمی‌کند.

درجریان رسوایی طولانی انتخابات در ماه‌های نوامبر و دسامبر 2000، وزیر امور خارجه، کاترین هارس، پانزده دقیقه‌ی مشهورش را رقم زد. پس از آن، میزان زیادی از مباحث بر روی ظاهر، لباس و آرایش او متمرکز شده بود و رسانه‌های نیویورک و واشنگتون، تاحدی با تحریف از آن صحبت می‌کردند. اما چند روز بعد، رسانه‌ها علیه خود برگشتند: آیا درست بود که آن همه انرژی را روی ظاهر یک زن گذاشتیم؟ مباحثی این‌چنین به‌گونه‌ای مطرح می‌شد که گویی کارشناسان برای بار اول پدیده‌ای تازه را کشف می‌کردند که تا آن زمان ندیده بودند؛ گویا که مشابه همین نوع بحث و جدل‌ها درمورد زنان دیگر وجود نداشته است. اما حداقل نتیجه‌ی این (برگشت رسانه‌ها بر خودشان) این بود که این بحث وارد گفتمان عمومی شد.

زنان در عرصه‌ی عمومی، بسیار بیشتر هدفِ ازمیان‌برداشته‌شدن دیوارهای بین شخصیت و زندگی عمومی و خصوصی قرار می‌گیرند؛ و هر مورد غیرمعمول یا نامرسومی که در زندگی‌های خصوصی‌شان وجود دارد به قضاوت‌هایی درمورد کردار آن‌ها در زندگی اجتماعی‌شان سرایت می‌کند. هیلاری کلینتون نیز، هم به‌عنوان بانوی اول و هم به‌عنوان کاندید سناتوری، مورد انتقادهایی سخت و بی‌رحمانی قرار می‌گرفت. زنان به‌شکل گسترده او را به‌خاطر شکست در خاتمه‌بخشیدن به ازدواجش پس از رسوایی مونیکا لوینسکی، سرزنش می‌کردند. زنان با این انتقاد، توانایی تأثیرگذاری او به‌عنوان یک سناتو را زیر سوال می‌بردند؛ اگرچه او در این رابطه، جانب بی گناه بود. اما واکنش‌ها و تصمیم‌های او در زندگی خصوصی‌اش از طرف زنان دیگر نادرست دانسته شده و انتقاد می‌شد.

درطول نخستین دور بانوی اول بودن، او میزان قابل‌توجهی از تمرکز رسانه‌ها را دریافت کرد که خیلی زود از نگاهی به‌شدت مثبت به نگاهی که به‌گونه‌ای خصمانه منفی بود، تغییر کرد. این توجه و تغییر دیدگاه، تنها درمورد یک بانوی اول دیگر، النور روزولت، صدق می‌کرد که به‌همین‌شکل و در زمینه‌ای مشابه مورد ستایش و سپس خشم قرار گرفت.

تصمیم هیلاری برای شرکت در انتخابات سنا، یکی از بزرگ‌ترین و از لحاظ فرهنگی، مهم‌ترین جایگاه‌ها در ایالات متحده‌ی آمریکا، مشکلات ویژه‌ای را خلق کرد. اگرچه بانوی اول بودن، هیچ وظیفه‌ی رسمی به همراه ندارد، اما کارکرد آن، نشان‌دادن سمبولی از زنان آمریکایی معاصر است. بانوی اول سنتی، اغلب خارج و دور از صحنه‌ی اصلی قرار دارد، مگر برای فرصت‌هایی که برای عکاسی و نشان‌دادن رفتارهای نجیبانه و اعمال خیریه نیاز است. او درکنار همسرش می‌ایستد و در زمان ضرورت از او دفاع می‌کند، اما حرفی از جانب خود به زبان نمی‌آورد. هیلاری کلینتون، با موافقتش با ریاست برنامه‌ی مراقب‌های سلامتی، در اوایل نخستین دور ریاست جمهوری شوهرش، به این قوانین تجاوز کرد. بااین‌حال، میزان محبوبیت او حداقل برای چند ماه نخست، بسیار بالا بود. تنها پس از شکست این برنامه بود که او مورد انتقادهایی سخت بخاطر «جاه‌طلب»بودن قرار گرفت؛ اتهامی که تا امروز نیز او را دنبال می‌کند.

عجیب است که می‌بینیم «جاه‌طلب» به عنوان انتقادی برای یک زن سرشناس استفاده می‌شود؛ چرا که در جامعه‌ی آمریکایی، معمولا «جاه‌طلب» بار معنایی مثبت دارد و به‌عنوان تجسمی از فضیلت آمریکایی دیده می‌شود: انرژی و انگیزه‌ی بالا برای انجام‌دادن کارها، اعتمادبه‌نفس، خودباوری و استقلال. یک سیاست‌مدار (مرد) که به‌نظر برسد از جاه‌طلبی کافی برخوردار نیست، اعتبار خود را از دست می‌دهد و انتظار این است که او موفق نخواهد شد. بااین‌حال، زنی که تلاش می‌کند به مقامات دولتی بلندی دست پیدا کند، «جاه‌طلب» خواندن او، عدم صلاحیت او برای احراز این جایگاه را می‌رساند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه