زبان، جنسیت و سیاست: قراردادن واژه‌های «زنان» و «سیاست» در یک جمله – بخش پنجم

اطلاعات روز

نویسنده: رابین لاکوف

مترجم: معصومه عرفانی

بخش پنجم

کارول، سزاوار ملامت بود، چرا که صحبت‌های او –هم در محتوا و هم به دلیل فصاحت بیان او- خارج از قاعده، و برای کسی (زنی) مانند او نامناسب دانسته می‌شد.

واکنش و پاسخ تماشاچیان به این نمایش به این دلیل بود که آن‌ها شخصیت‌ها و طرح داستان را غیرمناسب و غیرموجه می‌دانستند. نویسنده، تحت فشار انتقادها، در نهایت پاسخ داد که این نمایش یک افسانه است و نباید جدی گرفته شود. با این حال، این نمایش تأثیر قدرت‌مندی داشت زیرا که تماشاگران باور داشتند وحشتی که کارول در جان ایجاد کرده بود می‌توانست در واقعیت نیز، در یک دانشگاه بزرگ در آمریکا اتفاق بیفتد: عجوزه‌های بدخلق، آن‌قدر سروصدا به راه می‌اندازند که می‌تواند شغل یک مرد بی‌گناه و لایق و باکفایت را نابود کند. کسانی که حتا مدتی کوتاه در این نهادها گذرانده‌ باشد می‌دانند که این می‌تواند به اندازه‌ی اسطوره‌های یونان، یک افسانه باشد: اتهامی مبهم و غیرمشهود است که نه براساس رفتاری واقعی، بلکه براساس برداشت‌هایی از رفتارهایی است که نمی‌تواند دلیلی بر رخ‌دادن عملی باشد. اما نمایش اولینا تحلیلی بیش از حد ساده از زندگی در آن زمان نشان داده است.

اکنون دیگر ما نمی‌توانیم غول چراغ جادو را به داخل بطری برگردانیم تا شرایط، به دوران پیش از فمنیسم بازگردد، اما می‌توانیم از کتک‌خوردن کارول از جان خوش شویم!

سیاست عملی و تجربی: زنان به عنوان موجودات سیاسی

درنهایت، از «سیاست» به معنای خاص‌تر آن صحبت می‌کنیم: چه‌گونه در مورد زنان، به‌عنوان رای‌دهندگان، توسط کارشناسان و سیاست‌مداران سخن گفته می‌شود؛ نگاه به زنان سرشناس و دارای جایگاه‌های برجسته چه‌گونه است و چه‌گونه مورد گفت‌وگو قرار می‌گیرند؛ و سرانجام، درمورد یک نمونه‌ی قابل توجه بحث خواهد شد: گفت‌وگوی رسانه‌ها از هیلاری کلینتون، بانوی اول سابق ایالات متحده و سپس سناتور نیویورک.

ممکن است این امید وجود داشته باشد که بیش از هشتاد سال پس از به‌دست‌آوردن حق رأی در آمریکا، زنان به‌عنوان رای‌دهندگان، به رسمیت شناخته شده و این امری معمول، خالی از ایراد یا صدمه باشد؛ اما وسواس ذهنی کارشناسان با زنان رأی‌دهنده، در سال‌های اخیر تنها قوی‌تر شده است. از طرف دیگر، می‌توان با نگاهی خوشبینانه این امر را تشویق‌کننده دانست: کسانی که نظرشان اهمیت دارد، درنهایت باور کرده‌اند که زنان دارای قدرت هستند و نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت. بااین‌حال، شیوه‌ای که زنان مورد توجه آن‌ها قرار می‌گیرند، اغلب نگران‌کننده است.

زمانی که یک گروه، به‌عنوان گروهی دارای قدرت و خواسته‌های مشخص شناخته می‌شوند، از سیاست‌مداران آگاه و روشن‌فکر انتظار می‌رود که درمورد آن گروه و نیازهایش صحبت کنند. گاهی این اتفاق درمورد زنان پیش می‌آید. در آمریکا، حزب دموکرات، همواره «حق زنان برای انتخاب» را تکریم می‌کنند (سپس در دوران انتخابات از صحبت در این مورد، خودداری می‌کنند). در سیاست ایالات متحده، آموزش، بخصوص در مراحل نخستین، به طور سنتی به عنوان یک «مسئله‌ی زنانه» در نظر گرفته شده بود؛ اگرچه اخیرا کاندیدان مرد ریاست جمهوری آغاز به شناسایی و مطرح‌کردن خود به عنوان شخصی که تحصیلات برای او در اولویت قرار دارد، کرده‌اند.

توسل و توجه به زنان در تبلیغات، اغلب اوقات به شکلی آشکارا توهین‌آمیز انجام می‌شود. به طور نمونه، در یک برنامه‌ی تلویزیونی، مجری «زن» برنامه از جرج دبلیو بوش سوال کرد که ساندویچ مورد علاقه‌اش چیست. بوش پاسخ داد: کره‌ی بادام زمینی و ژله روی نان سفید. به این پاسخ فکر کنید: این تنها می‌تواند ساندویچ مورد علاقه‌ی یک کودک پیش‌دبستانی باشد. افراد گروه تبلیغاتی بوش باور داشتند که کودکانه رفتارکردن همان چیزی است که زنان می‌خواهند.

کلیشه‌ای که درمورد دیگر گروه‌ها وجود دارد و دلیل پرداختن به آن‌ها این است که ممکن است یک مانع باشند اما تنها زنان هستند که به عنوان کودکانی سبک‌سر، که علاقه‌مند به هیچ موضوعی غیر از لباس و مسایل کودکانه نیستند، به آن‌ها پرداخته می‌شود.

یکی از منتقدین، در نشریه‌ی نیویورک تایمز، در طول کمپیاین در سال 2000، چندین ستون مطلب درمورد این موضوع نوشته بود که هرکدام از دو طرف چه کار‌هایی را برای جلب رضایت زنان انجام می‌دهند و قضاوت سیاست‌مداران درمورد آن‌چه زنان می‌خواهند چیست. به عنوان مثال، یکی از مباحث جدی و شدید درمورد مادرانی است که در حومه‌های شهر زندگی می‌کنند و اکثریت وقت آن‌ها به انتقال فرزندان‌شان به محیط‌های آموزشی و ورزشی می‌گذرد و این‌که اولویت‌های انتخاباتی آن‌ها چیست.

سوزان استریش که یکی از مشاوران برای سیاست‌مداران حزب دموکراتیک بود، از دشواری‌هایش برای این‌که به تیم انتخاباتی‌اش بفهماند که حداقلِ آن‌چه که به‌عنوان یک زن می‌خواهد چیست، صحبت می‌کند: حضور زنان (جمع)، در سر «میز»، جایی که تصمیمات کمپاین به بحث گرفته می‌شده است. یکی از اعضای مرد درنهایت به (انتقاد) استریش پاسخ داد که در میان تعداد زیادی از مردان، او تنها زنی بوده که در گروه حضور داشته است، و همین باید برای او قناعت‌بخش باشد.

بنابراین، باعث تعجب نیست که درک عمومی از زنان برجسته و قدرت‌مند دارای ابهام است. زنان قدرت‌مند به شیوه‌های متعددی مورد قضاوت‌هایی مربوط به جنس خود قرار گرفته‌اند، مانند شیء با آن‌ها رفتار شده است یا مورد استهزا قرار گرفته‌‌اند. یکی از نمونه‌ها، متنی در نشریه‌ی کرونکیل سانفرانسیسکو است که بدون درنظرگرفتن عواقبش، می‌توانست متن جالبی باشد. گارشیک گزارشی درمورد گفته‌ی وزیرخارجه‌ی کوریای جنوبی، لی جونگ بینس (مرد) پس از دیدارش با وزیر دولت ایالات متحده‌ی آمریکا، مادلین آلبرایت (زن)، ارائه می‌دهد. لی می‌گوید: «من و آلبرات تقریبا هم‌سن هستیم. بنابراین ما دو نفر، با هم احساس صمیمیت داریم… (زمانی که او را در آغوش گرفتم) به نظرم آمد اندام خوبی دارد…».

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه