منبع: دیپلمات
نویسنده: Akhilesh Pillalamarri
برگردان: حمید مهدوی
اکنون تایید شده است که ملا محمد عمر، رهبر سابق طالبان افغانستان، دیگر در این دنیا نیست. علاوه برآن، او بیش از دو سال پیش مرده است و در «جایی در افغانستان» دفن شده است که برای بسیاری از طالبان ناشناخته است. مرگ ملا عمر محاسبات را در افغانستان تغییر میدهد چون بر گفتوگوهای جاری میان طالبان و حکومت افغانستان تاثیر میگذارد. گفته شده است که گروههای ناهمسازی چون حکومت افغانستان، حکومت چین و غرب دلتنگ ملا عمر خواهند شد؛ چون او چسبی بود که طالبان را باهم نگهداشته و به گفتوگوها معنا داده بود.
در واقع، طالبان اکنون هم در حال تجزیه است و این چیز خوبی است. این دقیقا بخاطری است که فرماندهان ارشد نمیخواستند این جنبش تجزیه شود و به همین خاطر مرگ ملا عمر را مخفی نگهداشتند؛ اما مسئله آشکار شده است، دیگر برای جمع کردن آن بسیار دیر شده است. علاوه بر ملاعمر، خبر مرگ جلال الدین حقانی، رهبر شبکه حقانی، که متحد طالبان مستقر در وزیرستان پاکستان بود، نیز نشر شد که بیش از یک سال قبل مرده است و (او نیز در جایی در افغانستان دفن شده است). اکنون که این رهبران مهم رفته اند، طالبان بیرهبر اند. گلبدین حکمتیار، متحد این گروه و جنگ سالار بدنام، نیز ماه گذشته حمایتاش را از داعش اعلام کرد.
یکی از رهبران جدید طالبان اختر محمد منصور است؛ کسی که حمایت از فرماندههان طالبان یا خانواده ملا عمر را با خود ندارد. عبدالمنان، برادر کوچکتر ملاعمر روز یک شنبه در یک بیانیهای گفت که خانواده او با ملا منصور بیعت نکرده است. در عوض، گفته شده است که آنها و برخی دیگراز فرماندهان طالبان از ملا یعقوب، پسر ملا عمر، برای ایفای نقش به عنوان رهبر طالبان حمایت کرده است. گزارش شده است که ملا یعقوب نشست رهبری طالبان در کویته پاکستان را ترک کرده است.
در حال حاضر احتمال آن وجود دارد ک جنبش طالبان به جناحهای متعدد از هم بپاشند؛ جناحهایی که دیگر چیزی بیش از [گروههای] راهزن و اراذل و اوباش نخواهند بود و مشروعیت این جنبش را بسیار پایین خواهد آورد. علاوه برآن، بعید است آنهایی که به دولت اسلامی اعلان وفاداری کرده اند در درازمدت موفق باشند؛ همانگونه که چند هفته قبل در نوشتهام برجسته کردم با توجه به عوامل مختلف قومی و جیوپولیتیکی منحصر به فرد این منطقه، دولت اسلامی به موفقیت دست نخواهد یافت. بنابراین اکنون زمان مناسب برای حکومت افغانستان است تا طالبان را واقعا شکست بدهد و کنترولش را بر جنوب و شرق مستحکم کند؛ هرچند این کار مستلزم بازی قوم در برابر قوم است؛ چیزی که حامد کرزی در انجام آن نظر به اشرف غنی بسیار بهتر بود. عطا محمد نور، والی ولایت شمالی بلخ، که افکار بسیاری از مجاهدان شمال و اغلب تاجک را در زمینه گفتوگو با طالبان انعکاس میدهد، گفت که «در حال حاضر شکست دادن طالبان یک احتمال بسیار واقعی است و حال زمان مناسبی برای جنگ علیه طالبان است».
طالبان، به عنوان یک کل، برای حکومت یک تهدید بود و قبلا این توانایی را نشان داده بود که میتواند بسیاری از [مناطق] کشور را تحت کنترول خود درآورد. اما اگر حالا این گروه به جناحها تقسیم شود و برخی از جناحها علیه هم بجنگند و حمایت طالبان را با خود نداشته باشند، آنها از نظر نظامی شکست خواهند خورد. این امر در حال حاضر گفتوگوها را، که بدون شک مستلزم آن بود که حکومت افغانستان بخاطر آن از برخی از دستآورهای اخیرش چشم پوشی کند، تا حد زیادی غیر ضروری میسازد. پس از آن که حکومت موضع قدرتاش را تقویت کند، برخی از جناحهای طالبان در آینده به حکومت آورده شده میتوانند.
گفتوگوها قبلا مفهوم داشت؛ چون به شامل ساختن طالبان در روند سیاسی و رسیدن به صلح پایدار در افغانسان کمک میکرد. اما شرایط تغییرکرده است. فرصت تجزیه طالبان و شکست بسیاری از جناحهای آن فرارسیده است، بدون این که لزوما مدیون جنبههایی از ایدیولوژی طالبان باشیم. حکومت افغانستان نباید در تسریع این روند و بهره برداری از این وضعیت فرصت را از دست بدهد.
