زبان، جنسیت و سیاست: قراردادن واژه‌های «زنان» و «سیاست» در یک جمله – بخش دوم

اطلاعات روز

نویسنده: رابین لاکوف

مترجم: معصومه عرفانی

بخش دوم

فیشمن بیان می‌دارد که در رابطه‌های صمیمی، از آن‌جا که زنان گفت‌وگوهای «بی‌مفهوم» را پیش می‌برند، درنتیجه کم‌ترین پاسخ را از مردان دریافت می‌دارند. پژوهش‌های قدیمی‌تر (مثلا زیمرمن و وست 1975)، نشان دادند که یکی از شیوه‌هایی که مردان تسلط خود را در گفت‌وگوها حفظ می‌کنند این است که با تندی سخن زنان را قطع می‌کنند. این یافته‌ها مورد سوال قرار گرفته‌‌اند (جیمز و کلارک 1993)، گرچه مشکلات شناسایی‌شده بیشتر از خود این پدیده، مربوط به روش‌شناسی و تحلیل هستند.

درحالی‌که هم مردان و هم زنان، در ابراز احساسات‌شان تابع محدودیت‌هایی هستند؛ محدودیت‌هایی که بر هر دو جنس تحمیل می‌شود اما به نظر می‌آید به گونه‌ای طراحی شده‌اند تا نابرابری موجود در توزیع قدرت میان دو جنس را شدیدتر کنند. تا همین اواخر، مردان اجازه‌ی نشان‌دادن اندوه خود یا گریستن را نداشتند و زنان نمی‌توانستند عصبانیت خود را به هیچ شکلی، از جمله با استفاده از دشنام و واژه‌های خشن، نشان بدهند. بروزدادن اندوه، نشانی از ناتوانی، عدم قدرت و نیازمندبودن دارد و خشم، نشانی از قدرت است. بنابراین اگرچه ممکن است این قوانین در ظاهر بین دو جنس برابری ایجاد کنند اما درواقع عملا قدرت مردان و بی‌قدرتی زنان را تشدید می‌کنند. حتا زمانی که زنان خشم خود را ابراز کنند، قدرت آن‌ها انکار می‌شود (وقتی عصبانی هستی چقدر جذاب به نظر می‌رسی).

هم‌زمان با این‌که زنان (و دیگران مانند کودکان) روی حق خود برای استفاده از زبان «نامطلوب» اصرار می‌کنند، نگرانی روزافزونی از سوی مخالفان و موافقان درمورد «خشن‌شدن» یا «گستاخی» افزاینده‌ی موجود در گفتمان عمومی اظهار می‌شود. اگرچه این کلمات (خشونت و گستاخی) به گونه‌های رفتاری مختلفی اشاره می‌کنند، یکی از استفاده‌های معمول، انتقاد از شیوع روزافزون واژه‌هایی است که در گذشته ممنوع بوده‌اند. و در حالی که بعضی از مخاطبان این انتقاد، مردان سفیدپوست بالغ هستند، من گمان قوی دارم که یکی از نیروهای محرک شکایت از «خشن‌شدن» زبان این است که امتیاز دشنام‌دادن –ابراز عصبانیت در شکل آشکار-، به زنان توسعه پیدا کرده است و با این وضعیت، امتیاز و قدرت گفت‌وگو‌های قدرت‌مند نیز عمومی شده است.

پیچیدگی رابطه‌ی میان «زنان» و «قدرت»، در این متن با بررسی نمونه‌هایی از نهادهای عمده‌ی آمریکایی و بطور ویژه حوزه‌ی هنر و سیاست‌ورزی نشان داده شده است. در حوزه‌ی آکادمیک، نشریات تعیین‌کننده‌ی موفقیت هستند و می‌توان آن را با انتخابات در سیاست عمومی مقایسه کرد. چه کسی یا معیاری تعیین‌کننده‌ی قابل انتشاربودن متنی است؟ چه کسی یا معیاری، رشته‌های دانشگاهی را تعریف و حد و مرز آن را تعیین می‌کند؟

اغلب مشاجراتی نهانی در رابطه با این سوالات صورت می‌گیرد اما به ندرت این میدان جنگ به نشریه منتقل می‌شود. زمانی که مسئله‌ی جنسیت و تحلیلی مناسب آن نیز، هم متن و هم معنای تلویحی این مشاجره را شکل می‌دهد، موردی مناسب برای مطالعه به دست می‌دهد. در یک سری از متونی که در 1997 و 1998 در «گفتمان و جامعه» منتشر شد، ایمانوئل شگلوف  برخلاف تمام متون در تحلیل‌های مبتنی بر جنسیت به جز تعداد کمی از آن بحثی را آغاز کرد. (برای مثال، استفاده از اطلاعات تحلیل گفت‌وگو برای بررسی روابط قدرت میان مردان و زنان در مکالمات). احتمالا اگر انسان زنده‌ای حقی برای تعیین حدود گزینه‌های تحقیقی تحلیل مکالمه داشته باشد، آن شخص ایمانوئل شگلوف است؛ اما این، «اگر» بزرگی است. مباحث شگلوف خیلی سریع و شدید توسط مارگارت ودرل و آن ویدرال به چالش کشیده شدند.

هنر، غالبا به شکل ایده‌آل، با هدف و کارکردی غیرسیاسی دیده می‌شود؛ اما می‌تواند به عنوان ابزاری سیاسی برای متقاعدساختن استفاده شود. مرز میان هنر و تبلیغات می‌تواند نامشخص باشد. با این حال، میزان زیادی از آثار برجسته‌ی ادبی جهان، به شکلی آشکار، هدفی سیاسی دارند.

نمایش اولینا از دیوید مامت، از آثاری است که مشخصا سیاسی است و سیاست آن، سیاست جنسیتی است. اولینا در بهار 1992 روی صحنه رفت، حدود هفت ماه پس از افتضاح کلارنس توماس و آنیتا هیل و کمی کم‌تر از یک سال پیش از پیش‌‌نمایش فیلم تلما و لویس. در آن زمان «تو اصلا نمی‌فهمی» از دبورا تانین هنوز پرفروش‌ترین بود. اولینا به سادگی به عنوان پاسخی به تهدیدات دریافت‌شده به جنسیت خالقان این نمایش‌هاست. این نمایش نه تنها در دو قاره کاملا موفق بود، پایه‌ای برای صنعتی از تجزیه و تحلیل، پاسخ‌های سریع، حمایت و هشدار بنا نهاد.

موضوع دیگری که بررسی خواهم کرد، سیاست ورزی است: کنش زنان به عنوان رای‌دهندگان و به عنوان مردم به شکل عام، و به طور خاص، در مبارزات انتخاباتی و انتخابات هلاری رودهام کلینتون به عنوان سناتور نیویورک. کلینتون برای هشت سال نقش «معیارساز» در جنگ جنسیت را به عهده داشت؛ بازیگر زنی در نقشی سنتی که برای بازتعریف آن نقش و خودش، و در نتیجه «زنانگی»، تلاش می‌کرد. نفرت عمیق و عجیبی نسبت به هر دو کلینتون وجود داشت که در جلسات استیضاح ریاست جمهوری در 1998 به اوج خود رسید؛ این نفرت را می‌توان تا حدی با این حقیقت توضیح داد که آن‌ها هم به تنهایی، و هم به عنوان یک زوج، نقش‌های (سنتی) جنسیتی را به هم ریخته بودند. بنابراین، در شیوه‌ای اصیل، جنگ هیلاری کلینتون برای صندلی سنای آمریکا، می‌تواند به عنوان رفراندومی در گزینش‌های جنسیتی جدید دیده شود. رقیب او آدمی بی کفایت بود و شیوه‌ی کمپاینش، هویت او را به عنوان «ضد هیلاری» تعریف کرد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه