گزارشگر: احسان عنان
سال ۱۴۰۵ برای مهاجران افغانستانی در ایران، نه با نوید گشایش، که با سایه سنگین تعرفههای نجومی اقامتی آغاز شده است. در حالی که سایه شوم جنگ در این کشور و بیکاری گسترده و رکود حاکم بر بازار کار، نان را در سفرهی مهاجران به حداقل رسانده است، افزایش خیرهکنندهی هزینههای تمدید کارتهای آمایش، توازن لرزان معیشت این قشر را به کلی در هم شکسته است. ارقام اعلامی برای تمدید کارت و هزینههای اجباری بیمه سلامت، نشان از تقویت چند برابر پارادایم تاریخی فشار و محرومیت در سیاستهای مهاجرتی دارد؛ تغییری که در آن، مهاجر نه بهعنوان یک انسان آسیبپذیر برآمده از ناامنی ریشهدار در افغانستان، بلکه بهعنوان یک منبع درآمد بیپایان برای تأمین بودجههای اداری دیده میشود.
این جهش قیمت، در شرایط تورم افسارگسیخته، توان خرید حتا اقشار بومی را تحلیل برده است. مهاجرانی که غالبا در ردههای پایین بازار کار، درگیر مشاغل سخت و ناپایدار هستند، با بنبستی مواجه شدهاند که خروج از آن تنها با استقراض سنگین یا فروش داراییهای ناچیز زندگیشان ممکن است. خانوادههایی که نانآورانشان ماهها است بهدلیل رکود اقتصادی بیکار ماندهاند یا در تقلای یافتن کار هستند، خشم و استیصال عمیقی را تجربه میکنند. آنها باور دارند که سیستم اداری در ایران قصدا با تحمیل این بار مالی مضاعف بر دوش کسانی که از وطن رانده و در غربت درماندهاند، در حال تولید فقر و ناتوانسازی سیستماتیک مهاجران است.
هزینهی بقا یا بار مضاعف؟
وقتی صحبت از تمدید کارتهای آمایش و مدارک اقامتی به میان میآید، برای نهادهای متولی، این تنها یک پروسهی اداری روتین و تعریفشده است؛ اما برای مهاجر افغانستانی که در پیچوخم روزگار در ایران دستوپنجه نرم میکند، این کارتها بستری برای زیست اضطراری است. وقتی به جدول تعرفههای سال ۱۴۰۵ مینگریم، با اعداد سرد و سنگین روبهرو میشویم. هزینههایی که با واقعیت جیبهای خالی کارگران مهاجر سر سازگاری ندارند. برای یک خانوادهی پنج نفره، پرداخت بیش از ۱۵ میلیون تومان تنها برای تمدید کارت، فارغ از هزینهی بیمه سلامت، معادل یک ناامیدی کامل و بحران تمامعیار است.
| تعداد اعضای خانواده | هزینههای تمدید کارت، اداری و عوارض شهرداری (تومان) | هزینه بیمه سلامت (تومان) | جمع کل هزینهها (تومان) |
| ۲ نفر | ۴,۳۰۰,۰۰۰ | ۱۷,۶۰۰,۰۰۰ | ۲۱,۹۰۰,۰۰۰ |
| ۳ نفر | ۵,۵۹۳,۰۰۰ | ۲۶,۴۰۰,۰۰۰ | ۳۱,۹۹۳,۰۰۰ |
| ۴ نفر | ۷,۲۸۸,۰۰۰ | ۳۵,۲۰۰,۰۰۰ | ۴۲,۴۸۸,۰۰۰ |
| ۵ نفر | ۸,۷۰۳,۱۰۰ | ۴۴,۰۰۰,۰۰۰ | ۵۲,۷۰۳,۱۰۰ |
| ۶ نفر | ۱۰,۱۳۲,۵۰۰ | ۵۲,۸۰۰,۰۰۰ | ۶۲,۹۳۲,۵۰۰ |
جدول هزینههای تمدید وضعیت اقامتی و بیمه سلامت (سال ۱۴۰۵)
منبع: مصاحبهشنوندگان
وقتی هزینهای تحت عنوان «بیمه سلامت» با سرانهی ۸.۸ میلیون ایران برای هر فرد به لیست هزینهها اضافه میشود، گویی سد راهی بزرگتر در برابر این خانوادهها کشیده شده است. در ظاهر راهحل مثبت برای دسترسی به خدمات درمانی عنوان میشود اما در عمل چنان فشار مالی خردکنندهای بر خانوادهها وارد میآورد که آنها را از تأمین هزینهی زندگی و سایر ضرورتهای اولیه بازمیدارد. وقتی سرپرست یک خانواده مجبور میشود برای تمدید کارت و بیمه، قرضهای سنگین بگیرد، یا داراییهای ناچیزش را بفروشد، عملا در تب ناامنی و سرگردانی میسوزد. موضوعی که «قدیر» نیز به آن اشاره میکند.
قدیر ۵۲ سال سن دارد. در بازار شوش در جنوب تهران به کارگری ساده مشغول است. او سرپرست خانوادهای شش نفره است و این هزینهها را فراتر از توان یک کارگر روزمزد میداند؛ «شما حساب کنید، برای من که روزی 8۰۰ یا نهایتا یک میلیون تومان کار میکنم، وقتی شنیدم باید برای تمدید کارت و بیمه سلامت شش نفر، نزدیک به ۵۵ میلیون تومان بپردازم، بسیار متأثر شدم. این پول کمی نیست. با این وضعیت بیکاری در بازار من از کجا بهدست بیاورم؟ سالهای قبل، هزینهها این اندازه نبود، کاروبار هم خوب بود. امروز بیکاری را ببینید، قیمت کالاها سه-چهار برابر قیمت سال قبل بلند رفته است.»
مریم، خانمی که پس از ازدستدادن همسرش حالا مسئولیت چهار فرزند را به دوش میکشد، روایت مشابهی دارد. او هم روایت تلخی از بیعدالتی سیستمی و چرخش هزینهها در سال جدید دارد. مریم که در «ورامین تهران» به خیاطی خانگی مشغول است، از تبعیضهای ناعادلانه در تعرفهها به هدف بهرهبرداری از مجبوریت مهاجران گلایه دارد. او، از هفتخوان رستم برای اثبات وضعیتش میگوید: «به من اول گفتند بیمه برای افراد خاص رایگان است. چندین روز بین دفترهای کفالت و مراکز درمانی سرگردان شدم. هر کدام مدارک جدیدی میخواهند که تهیه کردنشان خود هزینهای جداگانه دارد. سیستم آنقدر غیرشفاف است که عمدا طراحی شده تا مهاجران سرگردان و در آخر ناامید شوند. من فکر میکنم این یک رویه فرسایشی است. برای هر مهاجری استرس این سرگردانی، ناامیدکننده و کشنده است.»
بیمه سلامت؛ وقتی درمان خود به درد تبدیل میشود
بیمه سلامت برای بسیاری از مهاجران، نه یک چتر حمایتی، که یک سنگ بزرگ در مسیر زندگی است. وقتی هزینهی ۸.۸ میلیون تومان برای هر سرانه تعیین میشود، سیستم ناخواسته در حال تعریف یک فیلتر طبقاتی است: سلامت، نه بهعنوان یک حق انسانی، بلکه بهعنوان کالای لوکس که تنها توانگران مهاجر از عهدهی خرید آن برمیآیند. برای درک عمق این بحران، باید از لایهی اعداد خارج شد و به روایت کسانی گوش داد که مشکلات را با گوشت و پوست خود لمس میکنند. وقتی این موضوع را از قدیر میپرسم او چنین بیان میکند:
«بیمهای که نیمی از حقوق سالانهی سرپرست یک خانواده را میبلعد، چطور میتواند به سلامت کارگر و خانوادهاش کمک کند؟ وقتی توانایی پرداخت برای من وجود ندارد، هزینههای تعیینشدهی دولت، سلامت روح مرا نشانه میگیرد. برای خانوادهی من که با هزار مشکل معیشتی روبهرو هستیم، پرداخت نزدیک به نُه میلیون تومان تنها برای بیمه، غیرممکن است. اکثریت مهاجران مثل من هنوز برای نان شب و کرایه خانه در جنگ هستیم. صادقانه بگویم: این بیمه برای ما، درمان درد نیست، خودش دردی است که بر دردهای دیگر اضافه شده است.»
مریم نیز یادآوری میکند که هزینه به این بزرگی برایش قابل تأمین و پرداخت نیست. مریم گفت: «چطور میتوانم بالاتر از هشت میلیون تومان برای خودم و هر کدام از بچههایم تنها برای بیمه سلامت بدهم؟ این یعنی من برای تمدید کارت، نصف سال کار کنم و هیچچیز نخورم تا فقط هزینهی این مدارک را بدهم. آیا این منصفانه و عادلانه است؟ اگر هزینهها را پرداخت نکنیم، اقامتمان باطل میشود و اگر پرداخت کنیم، باید از شکم فرزندان و اعضای خانواده بزنیم. این چه نوع حمایتی است که ما را بین بیخانمانی و گرسنگی مخیر میکند؟ واقعیت این است که برای مهاجران افغانستانی که نگران فردای خود در این شهر غریب هستند، بیمهای که به قیمت جان معیشت خانوادهیشان تمام شود، هیچ رنگوبویی از سلامت ندارد.»
این دو روایت، مؤید یک حقیقت تلخ است که هدف «بیمه سلامت»، در ظاهر «ارتقای سلامت» عنوان میشود، اما خروجی واقعی آن، تولید ناامنی روانی و فقر مضاعف است. در سیستم اجتماعی مهاجران، سلامت تنها به معاینهی طبی محدود نمیشود؛ سلامت، حاصل امنیت مسکن، تغذیه مناسب و آرامش خاطر از وضعیت قانونی است. وقتی دولت با یک فشار مالی هدفمندانه، امنیت اقامتی مهاجران افغانستانی را تهدید میکند، کل سیستم سلامتی آنها را فرو میریزد.
از تعرفههای منطقی تا تورم تحمیلشده
وقتی به حافظهی تاریخی وضعیت مهاجران افغانستانی در ایران نگاهی بیندازیم، تمدید کارتهای آمایش، همواره فرآیندی دشوار بوده است؛ اما تفاوت امسال (۱۴۰۵) با سالهای گذشته، تنها در افزایش عدد و رقم نیست، بلکه در جهش ساختاری هزینهها است. در سالهای پیش، اگرچه دغدغهی نوبتدهی و بروکراسی وجود داشت، اما هزینههای اداری معمولا با توان اقتصادی خانوادههای متوسط مهاجر همخوانی حداقلی داشت. در سال جدید، ظاهرا نگاه سیستم به مهاجر، به یک «منبع درآمد» تغییر جهت داده، هزینهها برای سال جدید، پنج تا شش برابر افزایش یافته است. این افزایش، در بخشهایی مثل عوارض شهرداری، بیمه سلامت و هزینههای پشتیبانی فنی، به شکل غیرشفاف نمود پیدا کرده است.
با این همه، در حالی که تورم عمومی در ایران امروز زندگی را بر همه سخت کرده است، مهاجران با یک تورم مضاعف روبهرو هستند. تورم کالاها از یکسو، و تورم مجوز اقامت از سوی دیگر. مهاجری که دیروز میتوانست بخشی از درآمد خود را صرف آموزش فرزندان یا بهبود کیفیت زندگی خانوادهاش کند، امروز تمام درآمد خود را در چرخدندههای اداری دفترهای کفالت میریزد تا فقط برای اینکه از سوی پولیس خشونت نبیند و اخراج نشود. این رویکرد تاریخی دولت ایران، عملا مهاجران افغانستانی را مستأصل و ناامید میسازد.

چرافقط از مهاجر افغانستانی هزینه میگیرید ولز عراقی هانه خون اونها رنگینتره
مرز اسلام ترمز بریده مسولین خوابید ترمز دستی بکشید با درودو احترام حقوق بشری که نقض کننده حقوق بشر ی شود و جامعه کارگری ایرانیان را به خاک وخون بکشد وامنیت شغلی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و سیاسی و فرصت های شغلی و شکاف طبقاتی وترکیب جمعیت ایرانیان وکیفیت تحصیل وباعث بیثباتی وتنش درمسکن واقتصادواشتغال وزاد وولد ورفاه ایرانیان وتورم وگرانی وکنبود سوخت و گاز و برق واب ومعضلات اجتماعی و حاشیه نشینی در شهر هاومهاجرت روستاییان به شهر شود و حتی مهاجرت به کشور های دیگر وتجاوز به حد مرز کارگران واقشار آسیب پذیر وفقرا وتنگ دستان جامعه کارگری ایران شود وحق آب و خاک هموطنان را بگیرد حق الناس ووطن فروشی وظلم وستم وتاراج کردن سفره ایرانیان است یک چهارم مردم افغانستان سرگردان مدیریت نشده در همه عرصه های کشور برابر با چند استان کشور یا چند کشور حاشیه خلیج فارس نگاهی به هزینه جمع آوری زباله های این چند کشورکه به ایران اضافه شده نگاه کنید چه برسد به خورد و خوراک وزیر ساخت ها وسوخت ومسکن ومواد یارانه ای ودارو ووو.. همه از جیب وخون وکار ومیعشت وامرار معاش ایرانیان با رها کردن میلیون افغانستانی سرگردان در ایران مایه گذاشته میشود و با این زاد وولد وو ورود اتباع افغانستان آینده کشور مثل فلسطین میشود وما کارگران فصلی شیراز وکشور واقشار آسیب پذیر وفقرا وتنگ دستان و ایرانیان قربانیان حقوق بشر و رحم و انسانیت و احساس بیجا وغیرت وسیاست و ایرانی نژاد پرست نیست واورگان و پناهندگان ودین واسلام و گرفتن پول ودلار وارز از سازمان ملل متحد و نهادها و… مسولین ومیز نشینان و مردمانی هستیم که با رحم و انسانیت و احساس بیجا باعث ورود میلیون افغانستانی به کشور شده واز خون ونان و کار وامرارمعاش ومیعشت ومسکن وکاهش زاد وولد وترکیب جمعیت ایرانیان وکیفیت تحصیل ووو.. میخواهند بزرگی و همسایگی واجرا حقوق بشر وکمک بشر دوستانه کنند مسولین اگر اتباع افغانستان سود آور است چرا بار آنان بر دوش مردم وفقرا وتنگ دستان جامعه کارگری ایران است ارز ودلار از سازمان پناهندگان به کام دولت ومیز نشینان و اختلاس گران مایه از امرار معاش وامنیت مردم این عدالت است یا وطن فروشی یا خیانت یا حق الناس وتجاوز به حد مرز وحق آب و خاک ایرانیان فقرا تنگ دستان جامعه کارگری است مسولین از نان زن بچه خود مایه بگذارید با این بیکاری وتورم وگرانی و شکاف طبقاتی و.. شما که گره گشایی در کار کارگران واقشار آسیب پذیر وفقرا وتنگ دستان جامعه کارگری ایرانیان نمی کنید حداقل با میلیون افغانستانی سرگردان مدیریت نشده در همه عرصه ها کشور سنگ اندازی واز خون ونان وکار وامرار معاش ایرانیان مایه نگذارید با تشکر قربانیان حقوق بشر با درودو احترام حقوق بشری که نقض کننده حقوق بشر ی شود و جامعه کارگری ایرانیان را به خاک وخون بکشد وامنیت شغلی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و سیاسی و فرصت های شغلی و شکاف طبقاتی وترکیب جمعیت ایرانیان وکیفیت تحصیل وباعث بیثباتی وتنش درمسکن واقتصادواشتغال وزاد وولد ورفاه ایرانیان وتورم وگرانی وکنبود سوخت و گاز و برق واب ومعضلات اجتماعی و حاشیه نشینی در شهر هاومهاجرت روستاییان به شهر شود و حتی مهاجرت به کشور های دیگر وتجاوز به حد مرز کارگران واقشار آسیب پذیر وفقرا وتنگ دستان جامعه کارگری ایران شود وحق آب و خاک هموطنان را بگیرد حق الناس ووطن فروشی وظلم وستم وتاراج کردن سفره ایرانیان است یک چهارم مردم افغانستان سرگردان مدیریت نشده در همه عرصه های کشور برابر با چند استان کشور یا چند کشور حاشیه خلیج فارس نگاهی به هزینه جمع آوری زباله های این چند کشورکه به ایران اضافه شده نگاه کنید چه برسد به خورد و خوراک وزیر ساخت ها وسوخت ومسکن ومواد یارانه ای ودارو ووو.. همه از جیب وخون وکار ومیعشت وامرار معاش ایرانیان با رها کردن میلیون افغانستانی سرگردان در ایران مایه گذاشته میشود و با این زاد وولد وو ورود اتباع افغانستان آینده کشور مثل فلسطین میشود وما کارگران فصلی شیراز وکشور واقشار آسیب پذیر وفقرا وتنگ دستان و ایرانیان قربانیان حقوق بشر و رحم و انسانیت و احساس بیجا وغیرت وسیاست و ایرانی نژاد پرست نیست واورگان و پناهندگان ودین واسلام و گرفتن پول ودلار وارز از سازمان ملل متحد و نهادها و… مسولین ومیز نشینان و مردمانی هستیم که با رحم و انسانیت و احساس بیجا باعث ورود میلیون افغانستانی به کشور شده واز خون ونان و کار وامرارمعاش ومیعشت ومسکن وکاهش زاد وولد وترکیب جمعیت ایرانیان وکیفیت تحصیل ووو.. میخواهند بزرگی و همسایگی واجرا حقوق بشر وکمک بشر دوستانه کنند مسولین اگر اتباع افغانستان سود آور است چرا بار آنان بر دوش مردم وفقرا وتنگ دستان جامعه کارگری ایران است ارز ودلار از سازمان پناهندگان به کام دولت ومیز نشینان و اختلاس گران مایه از امرار معاش وامنیت مردم این عدالت است یا وطن فروشی یا خیانت یا حق الناس وتجاوز به حد مرز وحق آب و خاک ایرانیان فقرا تنگ دستان جامعه کارگری است مسولین از نان زن بچه خود مایه بگذارید با این بیکاری وتورم وگرانی و شکاف طبقاتی و.. شما که گره گشایی در کار کارگران واقشار آسیب پذیر وفقرا وتنگ دستان جامعه کارگری ایرانیان نمی کنید حداقل با میلیون افغانستانی سرگردان مدیریت نشده در همه عرصه ها کشور سنگ اندازی واز خون ونان وکار وامرار معاش ایرانیان مایه نگذارید با تشکر قربانیان حقوق بشر
بزرگوار زحمت بیخودی کشیدی برا مقاله
چونکه وقتی بزگواران افغانستانی با نرخ نصف اجرت معقول کار رو قیول میکردند و یه ایرانی بیکار میموند شما مقاله ای تهیه نکردی. وقتی چند خانواده در یک خانه زندگی و در همه ی کارها بدون مالیات رخنه کرده بودند شما ساکت وقتی بدون محاسبه از یارانه یه ایرانی اونا هم استفاده میکرندگگدند و ایرانی مالیات میداد شما ساکت بودی
با سلام عرض خسته نباشید به شما به همکارانتون نمیدونم چیکار کنیم. نه کالا برگ نه برگه حمایتی نه هیچی دیگر نه کار درست. بدون حق کار بدون هیچ گونه حمایتی باید ساخت حتا خود بیمه ای سلامت تو بیشتر جاها میگن سیستم قطع باید آزاد پرداخت کنید. حتا شده الکی. گفته میشه که مجبور. بشی آباد پرداخت کنی تو درمانگاه مخصوصا شیفت شب