[یادداشت اطلاعات روز: اطلاعات روز دیدگاههای مختلف در مورد مسائل گوناگون جامعهی افغانستان را بازتاب میدهد. این دیدگاهها لزوما منعکسکنندهی نظر و موضع اطلاعات روز و گردانندگان آن نیستند. اطلاعات روز فقط مجالی برای بیان دیدگاهها فراهم میکند و دربارهی دیدگاههای وارده نفیا و اثباتا موضعگیری نمیکند. تمام دیدگاههای بیانشده در مقالات و یادداشتها و صحتوسقم ادعاهای مطرحشده به خود نویسندگان مربوط است. اطلاعات روز از نقد دیدگاههای منتشرشده در بخش مقالات وارده نیز استقبال میکند]
نویسنده: نعمتالله اکبری
افغانستان زیر حاکمیت طالبان یگانه کشور در جهان است که دختران در آن به آموزش رسمی دسترسی ندارند و زنان از اشتراک در همه عرصههای اجتماعی باز داشته شدهاند. تا زمان نگارش این متن، هزار و ۶۵۰ روز است که آموزش رسمی برای دختران بالاتر از صنف ششم ممنوع است و بیش از هزار و ۲۵۰ روز است که دروازهی دانشگاهها نیز بهروی دختران بسته است. پیآمدهای اجتماعی، اقتصادی و حتا صحی چنین سیاست سرکوبگرانه برای جوامع افغانستان بهصورت عموم و برای دختران بهصورت خاص، جبرانناپذیر است.
در چنین بستری، آموزش آنلاین بهعنوان یک راهحل بدیل به نظر میرسد. سازمانهای بینالمللی، نهادهای غیردولتی و نهادهای حامی حقوق بشر، پلتفرمهای آموزش از راه دور را بهمثابهی پل ارتباطی میان دختران افغانستان و آموزش محرومشدهای که حق طبیعیشان است معرفی میکنند. اما این رویکرد پرسشهای بنیادی را برمیانگیزد: آیا آموزش آنلاین واقعا یک بدیل کارآمد است؟ یا بیآنکه بدانیم، به عادیسازی و نهادینهسازی منع آموزش کمک میکند؟
ابعاد بحران: اعداد و ارقام چه را بازتاب میدهند؟
برای درک درست این پرسش، نخست باید وسعت فاجعه را دریافت. براساس گزارشهای سازمان ملل متحد و یونیسف، بیش از ۲.۲ میلیون دختر از دسترسی به آموزش بالاتر از صنف ششم محروم شدهاند. نسلی که در نبود آموزش بزرگ میشود، نهتنها در سطح فردی آسیب میبیند، بلکه پایههای انکشاف یک جامعه را برای چند دههی آینده فرومیریزد. پیآمدهای این بحران را میتوان در چند بعد بررسی کرد:
در سطح اقتصادی، از دست رفتن نیروی کار زنان تحصیلکرده، تولید ناخالص داخلی را بهشدت کاهش میدهد. بانک جهانی تخمین زده است که محرومیت دختران از آموزش، سالانه میلیاردها دالر خسارت اقتصادی به افغانستان وارد میکند. براساس تحلیل یونیسف (۲۰۲۶)، محرومیت دختران از آموزش سالانه ۸۴ میلیون دالر خسارت اقتصادی بهبار میآورد. یونسکو نیز هشدار داده که اگر این وضعیت تا سال ۲۰۶۶ ادامه یابد، زیان انباشته به ۹.۶ میلیارد دالر، یعنی دوسوم تولید ناخالص داخلی کنونی، خواهد رسید.
در سطح اجتماعی، ازدواجهای اجباری و زودهنگام افزایش یافته و دختران بدون ابزار آگاهی و مهارت، در چرخهی فقر و وابستگی محبوس میشوند.
در سطح صحی، کمبود قابلهها و پرستاران زن تحصیلکرده، مرگومیر مادران و نوزادان را به شکل بیسابقهای بالا برده است؛ چرا که در بسیاری از مناطق، زنان بیمار بهدلیل محدودیتهای فرهنگی تحمیلشده، به داکتران مرد مراجعه نمیکنند.
آموزش آنلاین: امید در دل تاریکی
در برابر این واقعیت تلخ، آموزش آنلاین نقش یک شمع کوچک را در تاریکی شب بازی کرده است. هزاران دختر از طریق گوشیهای هوشمند، لپتاپها و پلتفرمهای مختلف، پنهانی و با احتیاط به یادگیری ادامه میدهند. مؤسسههایی چون «خانهی آموزش افغانستان»، «افغان سیتادل» و دهها نهاد دیگر دورههای آنلاین ریاضی، علوم، زبانهای خارجی و حتا دورههای دانشگاهی را برای دختران افغانستان فراهم ساختهاند.
برخی دانشگاههای بینالمللی نیز بیتفاوت نماندهاند. تعدادی دانشگاههای اروپایی و امریکایی مثل دانشگاه امریکایی افغانستان (اییوایاف) و دانشگاه مردم با اعطای بورسیههای آنلاین، به دختران افغانستان این امکان را دادهاند که در برنامههای رسمی آکادمیک اشتراک کنند و تحصیلات عالی دریافت نمایند.
مزایای این رویکرد انکارناپذیر است:
یادگیری مستمر: دختران به جای آنکه کاملا از چرخهی آموزش خارج شوند، به یادگیری مستمر ادامه میدهند.
مقاومت فرهنگی: یادگیری در برابر ارادهی نظام سرکوبگر، به خودی خود یک عمل مقاومت است که روحیه و اراده را زنده نگه میدارد.
آمادگی برای آینده: دخترانی که امروز آنلاین میآموزند، فردا که شرایط تغییر کند، آمادهتر اند تا نقش خود را در جامعه بازیابند.
چالشهای بنیادی آموزش آنلاین:
اما مسألهی واقعی بسیار پیچیدهتر از این است. آموزشِ آنلاین در افغانستان با موانع ساختاری روبهرو است که کارآیی آن را بهشدت محدود میکند.
الف، زیرساخت ضعیف دیجیتال
براساس آمارهای موجود، بیش از ۷۰ درصد جمعیت افغانستان در مناطق روستایی زندگی میکنند که یا دسترسی به اینترنت ندارند یا این دسترسی بسیار محدود و پرهزینه است. برق ناپایدار، نبود گوشیهای هوشمند و هزینههای بالای اینترنت، موانع جدی هستند که بسیاری از دختران را از دسترسی به آموزش آنلاین محروم میسازند.
ب، خطرهای امنیتی
طالبان به صراحت هر نوع آموزش رسمی و غیررسمی برای دختران را ممنوع اعلام کردهاند. دخترانی که پنهانی درس میخوانند و خانوادههایی که این کار را تسهیل میکنند، با خطر مجازات جدی مواجهاند. این فضای ترس و تهدید، آموزش را به یک عمل زیرزمینی تبدیل کرده که نه میتواند آشکار باشد و نه میتواند نهادمند شود.
ج، شکاف دسترسی به دیجیتال
در بسیاری از خانوادههای افغانستان، دسترسی به تکنولوژی اساسا در اختیار مردان است. دختران نه مالک گوشی هوشمند هستند، نه اجازه دارند آزادانه از اینترنت استفاده کنند. بنابراین، حتا در خانوادههایی که دسترسی تکنیکی وجود دارد، هنجارهای اجتماعی تحمیلشده مانع استفادهی دختران از ابزار دیجیتال میشود.
کیفیت آموزش و اعتبار علمی
آموزش آنلاین در شرایط بحران، اغلب نمیتواند استانداردهای لازم را بر آورده کند. درسهای ناپیوسته، نبود تعامل مستقیم با استاد، کمبود منابع درسی به زبان دری و پشتو و فقدان مدرک رسمی قابلقبول، از جمله مشکلاتی اند که کیفیت این نوع آموزش را زیر سؤال میبرند.
