شفیقالله حفیظی، یکی از افراد قاری فصیحالدین فطرت، رییس ستاد ارتش طالبان، از ادارهی ریاست معادن طالبان در ولایت بدخشان برکنار شده و به جایش عبدالمتین رحیمزی، فرد معتمد دفتر رهبر طالبان، منصوب شده است. عبدالمتین رحیمزی براساس پیشنهاد وزارت معادن و پترولیم طالبان و تأیید ملا حسن آخوند، نخستوزیر طالبان، به این مسند منصوب شده است؛ تغییری که در بطن رقابت بر سر کنترل عواید معادن، بهویژه طلا، در بدخشان معنا پیدا میکند. این تحول در حالی رخ میدهد که پس از رویکارآمدن مجدد طالبان، تمامی ادارههای ملکی و نظامی در بدخشان در اختیار نیروهای قاری فصیحالدین فطرت قرار داشت، اما با گذشت زمان، فرماندهان ارشد نظامی وابسته به او یکی یکی از سمتهایشان برکنار و به ولایتهای دیگر منتقل شدند. این روند نهتنها توازن قدرت را تغییر داد، بلکه مسیر کنترل عواید معادن طلا را نیز به تدریج از دست شبکههای محلی طالبان خارج کرد.

اعزام نیرو؛ آغاز تغییر در کنترل طلا
پیش از برکناری رییس معادن طالبان در بدخشان، اسماعیل غزنوی، والی طالبان در این ولایت، اعلام کرده بود که یک قطعه هزار نفری برای محافظت و تأمین امنیت معادن از سوی ملا هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، منظور شده است. او تأکید کرده بود که با اعزام این قطعهی نظامی، زمینه برای افزایش سرمایهگذاری در بخش معادن فراهم خواهد شد.
اما برخی ناظران بر اوضاع افغانستان معتقد اند که این اقدام در عمل به معنای ایجاد سازوکار جدید برای کنترل مستقیم معادن و عواید طلا توسط رهبران قدرتمند طالبان قندهاری بود.
پیش از این، تأمین امنیت معادن بدخشان عمدتا در اختیار طالبان تاجیکتبار وابسته به قاری فصیحالدین فطرت و فرماندهان نزدیک به او بود؛ نیروهایی که نهتنها امنیت معادن را مدیریت میکردند، بلکه بر چگونگی جمعآوری و توزیع عواید آن نیز نفوذ قابل توجهی داشتند. اما با اعزام قطعهی محافظتی تازه و افزایش حضور نیروها و فرماندهان طالبان در بدخشان، این موازنه دستخوش تغییر شد. این تحول، همزمان با گماشتن طالبان پشتونتبار در سمتهای کلیدی، به تدریج موازنهی قدرت در کنترل عواید معادن -بهویژه طلا- را به نفع فرماندهان پشتونتبار تغییر داد.

قدرت طلا و طلای قدرت
معادن طلای بدخشان بهصورت زرشویی و بیشتر توسط چینیها استخراج میشود؛ روشی که در مقایسه با بسیاری از معادن دیگر افغانستان، به ماشینآلات پیشرفته و تخصص بالا نیاز ندارد. همین ویژگی، در کنار بازار مناسب خرید طلا، باعث شده است که این معادن به منبع درآمدی سریع و قابل دسترس برای طالبان تبدیل شود و در نتیجه، رقابت برای کنترل آن شدت بگیرد.
در ماههای نخست حاکمیت دوبارهی طالبان، طالبان تاجیکتبار و افراد نزدیک به قاری فصیحالدین فطرت از طریق استخراج زرشویی طلا، عواید قابل توجهی جمعآوری میکردند. این وضعیت باعث شد که برخی از این فرماندهان به ثروتهای هنگفت دست یابند، اما این موارد حساسیت مرکز قدرت طالبان در قندهار را برانگیخت و زمینهساز تغییر در نحوه توزیع و کنترل این عواید شد.

استراتژی جابهجایی؛ بازتوزیع قدرت و عواید
طالبان با استفاده از استراتژی تضعیف فرماندهان نظامی از طریق جابهجایی جغرافیایی، تلاش میکنند نفوذ فرماندهان محلی را در مناطق اصلیشان کاهش دهند و از شکلگیری مراکز قدرت مستقل جلوگیری کنند؛ استراتژیی که در بدخشان، در پیوند مستقیم به کنترل عواید معادن طلا عملی شد.
در گام نخست، رهبر طالبان با توجه به اینکه فرماندهان تاجیکتبار در بدخشان دارای نیرو و تجهیزات نظامی بودند، با اعطای مسندهای بلند در ساختار حکومت، آنان را به کابل فراخواند و سپس در سمتهای مختلف در پایتخت گماشت؛ روندی که بهطور همزمان، آنان را از منبع اصلی قدرت اقتصادیشان یعنی معادن طلا دور کرد.
در ماههای نخست حاکمیت مجدد طالبان، قاری فصیحالدین فطرت بهعنوان رییس ستاد ارتش طالبان منصوب شد و مولوی امانالدین منصور، از افراد نزدیک به او، به فرماندهی نیروی هوایی رسید. همزمان، بخشی از فرماندهان و نیروهای تاجیکتبار بدخشانی به کابل منتقل و در ساختار وزارت دفاع جذب شدند؛ تغییری که در عمل به کاهش نفوذ آنان بر منابع عایداتی بدخشان، بهویژه طلا، انجامید.
از امانالدین تا جمعهخان؛ حذف از معادن
مولوی امانالدین منصور در ماههای نخست حاکمیت مجدد طالبان بهعنوان فرمانده نیروی هوایی منصوب شد و حدود یک سال در این سمت باقی ماند. در این دوره، شماری از طالبان بدخشانی به وزارت دفاع، بهویژه نیروی هوایی، منتقل شدند. اما با انتصاب او بهعنوان والی بدخشان، بسیاری از طالبان تاجیکتبار از ساختار نیروی هوایی کنار گذاشته شدند؛ تغییری که با بازآرایی کنترل بر معادن و عواید طلا همزمان شد. منصور پس از برکناری از بدخشان، به فرماندهی قول اردوی ۲۱۷ عمری در قندوز و سپس بهعنوان والی هلمند گماشته شد.
جمعهخان فاتح، دیگر فرمانده تاجیکتبار طالبان، که بهعنوان آمر ولسوالیهای پنجگانه «درواز» بدخشان فعالیت میکرد، نیز ماه گذشته از سمتش برکنار و بهعنوان معاون والی طالبان در زابل منصوب شد.
او بهعنوان آخرین فرمانده نظامی برجستهی طالبان تاجیکتبار در بدخشان شناخته میشد و اکنون با برکناری او، تقریبا تمامی مسندهای کلیدی نظامی و اداری در این ولایت در اختیار طالبان حوزه قندهار قرار گرفته است. جمعهخان فاتح پیش از برکناری، کارزار تغییر مذهب اجباری برای پیروان مذهب اسماعیلیه در بدخشان راهاندازی کرده بود و حتا در برخی سفرهایش از چرخبالهای ارتش طالبان استفاده میکرد؛ بااینحال، نقش او در گردآوری عواید طلا و سنگهای قیمتی نیز از عوامل مهم در حساسیت طالبان قندهار نسبت به موقعیتش عنوان میشود.

بدخشان؛ تقاطع مرزها و منبع طلا
در حالی که قاری فصیحالدین فطرت همچنان بهعنوان رییس ستاد ارتش طالبان فعالیت میکند، بهباور بسیاری، جایگاه او در ساختار قدرت طالبان عملا به سطحی «نمادین» تقلیل یافته است. این در شرایطی است که فرماندهان ارشد وابسته به او نیز به تدریج از ساختار قدرت کنار زده شدهاند و نفوذ نظامیشان کاهش یافته؛ روندی که همزمان با ازدسترفتن کنترل آنان بر منابع عایداتی، بهویژه طلا، پیش رفته است.
بدخشان از نظر استراتژیک برای طالبان اهمیت ویژهای دارد؛ این ولایت با پاکستان، چین و تاجیکستان مرز مشترک دارد و کنترل آن برای طالبان، بهویژه رهبر طالبان در قندهار، اهمیت امنیتی و اقتصادی دارد. در این میان، معادن طلا یکی از مهمترین منابع درآمدی این ولایت به شمار میرود و کنترل آن به معنای دسترسی طالبان به یکی از منابع نقدشوندهی سریع در شرایط تحریم و محدودیتهای مالی است.
براساس روایت باشندگان بدخشان، برخی از طالبان حوزه قندهار و هوادارانشان در قراردادهای استخراج طلا سهیم هستند و بخشی از عواید این معادن را بهدست میآورند. بااینحال، بهگفتهی باشندگان محل، در زمینه اجرای پروژههای توسعهای و زیربنایی در مناطق اطراف معادن، اقدام قابل توجهی از سوی طالبان صورت نگرفته است و عواید طلا بیشتر در شبکههای محدود توزیع میشود.
مولوی عبدالقدیر سعد، از فرماندهان تاجیکتبار طالبان در ولایت بلخ، بهتازگی در یکی از سخنرانیهای خود از تعصب و حذف تدریجی طالبان غیرپشتون در ولایتهای شمالی انتقاد کرده و گفته است که بهخاطر «امارت اسلامی طالبان» اقوام خود و حتا اعضای خانوادهیشان را کشتهاند: «متعصب کسانی هستند که از نظام اسلامی نظام خویشخوری جور کردند. متعصب کسانی هستند که نظام اسلامی را به نظام قبیلهای و قومی بدل کردند. متعصب کسانی هستند که چوپان و دهقانها و بیسوادها را به نام حاجی مولوی و شیخالحدیث معرفی کردند.» با این وجود، آنچه در بدخشان جریان دارد بیش از یک جابهجایی اداری است- نشانهای از تغییر جهت قدرت بهسوی کنترل متمرکزتر بر منابع اقتصادی این ولایت. انتصاب چهرهای نزدیک به مرکز قدرت در رأس معادن، همزمان با کنار رفتن تدریجی فرماندهان تاجیکتبار و برنامه اعزام نیروی تازه، بیانگر تلاشی است برای بازتعریف میدان نفوذ در یکی از مهمترین منابع عایداتی طالبان؛ تلاشی که نشان میدهد رقابت بر سر طلا، بهگونهای خاموش در حال شکل دادن به آرایش جدید قدرت در بدخشان است.
