مقدمه‌ای کوتاه بر فمینیسم (Feminism: A Very Short Introduction)

اطلاعات روز

نویسنده: مارگارت والترز

انتشارات: آکسفورد

مترجم: معصومه عرفانی

بخش چهل و چهارم

فمنیسم در سراسر جهان-5

در ایران، حتا در قرن 19 میلادی، زنانی بودند که به روشنی راجع به آنچه خودشان به عنوان وضعیت اسف‌بار بسیاری از زنان ایرانی می‌نامی‌دند، نوشتند؛ یکی از آنها مقاله‌ای با عنوان «ضعف‌های مردان» منتشر کرد. در اوایل قرن 20 میلادی، زنان در کنار مردان، خواستار حقوق اساسی و نیز حقوق برابر جنسیتی شدند. هم‌چنین زنان در میان اعتصاب کنندگانی بودند که در 1906 به سفارت بریتانیا پناهنده شدند. اما فرضیۀ آنها نادیده گرفته شد و در قانون اساسی جدید 1906، آنها از فعالیت‌های سیاسی منع شده و به آنها اعلام شد که «تحصیلات و آموزش زنان باید محدود به بزرگ کردن کودکان، اقتصاد خانواده و محافظت از شرافت و حرمت خانواده باشد.» با این حال مدارسی برای دختران تاسیس شد و اتحادیه‌های زنان آغاز به فعالیت کردند. در 1911، کتاب «آزادی زنان» از یک فعال مصری به نام قاسم امین به فارسی ترجمه شد –و شدیدا توسط مقامات مذهبی مورد حمله قرار گرفت. در 1931، زنان تحت شرایطی خاص به حق طلاق دست یافتند. در دهۀ بعدی، یک سیستم ملی آموزشی (مشترک) برای پسران و دختران بوجود آمد. در 1936، نخستین زنان دانشجو به دانشگاه تهران وارد شدند و در سال 1978، زنان بیشتر از  33% نیروی کار را تشکیل دادند. در 1962، زنان نهایتا حق رای را به دست آوردند و توانستند برای مقام‌های دولتی کاندید شوند. در کویت، زنان نهایتا در 2005 به این حقوق دست یافتند.

زنان ایرانی نقشی فعال در جریان انقلاب اسلامی‌1978 داشتند و در آن زمان چند سازمان زنان تشکیل شد. اما پس از آن دوران، رویکرد رسمی‌به زنان دشوارتر شد. در 1979، آیت الله خمینی تاکید کرد که زنان ایرانی کارمند در اداراتی دولتی باید از حجاب استفاده کنند، زنان را از قضاوت منع کرد، قانون حمایت خانواده فسخ شد که در نتیجه زنان از حق طلاق محروم شدند، و پیشگیری از بارداری و طلاق ممنوع شد. زنان در صورت مخالفت با پوششی که برای آنها تعیین شده بود، ممکن بود جریمه شوند یا شلاق بخورند. زنان متاهل مجبور بودند برای کار کردن رضایت همسرشان را بگیرند. قوانین حضانتی تصویب شد که حقوق مادران بر فرزندانشان را انکار کرد. اما حتا در همان دوران تاریک نیز، تحصیلات زنان و مردان چندان تفاوتی با هم نداشت. زنان هنوز می‌توانند رای بدهند، عضو پارلمان شوند، در سیاست و ادارات دولتی سهم بگیرند و خارج از خانه کار کنند. در 1998، زنان بیشتر از 52% دانشجویان را تشکیل دادند.

پس از انقلاب اسلامی، زندگی بسیاری از زنان در ایران دشوارتر شد. درخواست طلاق و دستیابی به حضانت کودکان سخت‎تر شد و حداقل سن ازدواج دختران در ابتدا تا 13 و بعد تا 10 پایین آمد. زنان تنها با رضایت‌نامه‎ای کتبی از پدران و همسرانشان امکان گرفتن پاسپورت داشتند. استفاده از حجاب اجباری شد، گرچه هنوز بعضی از زنان حجاب را بعنوان نماد عدم پذیرش شیوۀ زندگی غربی و سکولار استقبال می‌کنند.

تعدادی از فمنیست‌های سکولار کشور را ترک کردند. دیگران در روز جهانی زن در 1979 علیه شیوۀ جدید اعتراض کردند. بسیاری تحمل قاعدۀ سختگیرانۀ پوشش را رد می‌کردند. این مشاجره اغلب غیر رسمی، گسترده و تاثیرگذار بود و با پخش جزوه‌ها و رساله‌های زیراکس شده، کاغذ دیواری‌ها، بحث‌های خیابانی و مجلات زنان انجام می‌شد. گرچه فمنیسم به فعالیتی زیرزمینی تبدیل شد، در دهۀ 1990، حداقل توسط زنان طبقۀ متوسط و مرفه، از لحاظ سیاسی بیشتر اثبات شد.

فعالان اخیر حقوق زنان به تلخی از این حقیقت که طلاق گرفتن هنوز برای زنان بسیار دشوار است و یک پدر حضانت قانونی پسرانش را بعد از سن 2 سالگی و دخترانش را بعد از 7 سالگی دارد، انتقاد کردند. به علاوه، سنگسار هنوز مجازاتی قانونی است و زنان بحث می‌کنند که اغلب خیلی بیشتر از مردان، علیه زنان استفاده می‌شود. در سال 2000، زنی متهم به زنا و قتل همسرش با همکاری معشوقش، محکوم به سنگسار شد. زن دیگری که متهم به فعالیت در فیلم‌های پورنو و روابط جنسی خارج از ازدواج بود در یکی از زندان‌های تهران سنگسار شد. گزارشاتی وجود دارد که زندانیان (زن)، اغلب مورد تجاوز و شکنجه قرار می‌گیرند.

بعضی از فمنیست‌ها بحث کرده اند که روابط موجود میان دو جنس، در حکومت اسلامی‌ایران، در حقیقت کاملا «غیر اسلامی» است چرا که اسلام، براساس سنت، به زنان احترام گذاشته و برای آنها حیثیت و مقامی‌والا اعطا کرده است. بسیاری از زنان مسلمان اصرار می‌کنند که قرآن علاوه بر وقار شخصی، برای زنان حقوق اقتصادی قابل توجهی در نظر گرفته است و این برداشت‌های بعدی است که اغلب با تعصب، به نفع مردان بوده و شریعت که قوانینی است برای هدایت رفتارهای انسان‌ها توسط خداوند، در اصل خصومتی با زنان ندارد. بعضی از فمنیست‌های مسلمان، از همسر پیامبر، خدیجه، یاد می‌کنند که سنش از همسرش بیشتر بود. او شخصیتی مستقل و قدرت‌مند بود که در ابتدا پیامبر را به عنوان نماینده‌ای تجاری استخدام کرد و بعد به او درخواست ازدواج داد.

دیگر فمنیست‌ها بحث جدایی دین و حکومت را مطرح کردند. اما به جای توسل به «حقوق بشر»، مانند فمنیست‌های غربی، بسیاری از گروه‌ها برای تعریف یک فمنیست مشخصا اسلامی‌که ریشه در فرهنگ‌ها و سنت‌های منطقه‌ای دارند که به گفتۀ آنها همواره با زنان با احترام رفتار کرده است، بحث کرده اند. آنها با وجود مخالفت‌های شدید و روز افزون، همچنان موضع خود را حفظ کرده اند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
1 دیدگاه