زمان برای مذاکره فرا رسیده است؛ چگونه با طالبان گفت‌وگو شود؟

اطلاعات روز

منبع: فارین افیرز

نویسندگان: جیمز دوبین و کارتر مالکایشن

برگردان: حمید مهدوی

بخش دوم

این داستان تا سال 2013 ادامه یافت؛ زمانی که طالبان به واشنگتن سگنال‌هایی فرستادند که آماده اند گفت‌وگوهای صلح را دوباره آغاز کنند و هم چنین با مقام‌های حکومت افغانستان دیدار کنند. طالبان از طریق واسطه‌ها در قطر برنامه ریزی کردند تا یک دفتر سیاسی را به هدف پیشبرد گفت‌وگوها در دوحه افتتاح کنند. با این حال، این ابتکار عمل در آخرین لحظات به دلیل سوء ارتباطات ناکام شد. رهبران طالبان می‌دانستند که مقام‌های ایالات متحده و افغانستان حاضر نشدند با آن‌ها به عنوان نمایندگان امارت اسلامی افغانستان گفت‌وگو کنند. اما آن‌ها قسما براساس بحث‌های شان با مقام‌های قطری باور داشتند که می توانند از این عنوان برای توصیف خودشان به جهان خارج استفاده کنند. وقتی این دفتر افتتاح شد، پرچم امارت اسلامی همراه با نام آن به نمایش گذاشته شد. ایالات متحده، که توسط حکومت قطر اطمنان داده شده بود که  این دفتر بخشی از امارت اسلامی نخواهد بود، خواستار آن شد که مقام‌های قطری این پرچم و نشان را بردارند. در پاسخ، طالبان این دفتر را بستند و تمام تماس‌ها با واشنگتن و کابل را قطع کردند.

تجربه به هردو طرف آموخت که هنگام برقراری ارتباط از طریق اشخاص/گروهای سومی باید محتاط تر باشند. در سال 2014، ایالات متحده و طالبان بار دیگر از طریق واسطه‌های قطری توانستند زمینه‌ی رهایی برگدال را در بدل انتقال پنج مقام پیشین طالبان از زندان گوانتانامو به دوحه فراهم کنند؛ جایی که آن‌ها برای یک سال خواهند ماند. این توافق کامل نبود و در ایالات متحده بحث داغی را روی مشروعیت نرخ تبادله پنج [زندانی] در بدل یک [زندانی] و این که آیا کانگرس باید قبل از قبل در مورد این معامله آگاه ساخته می شد، باعث شد. اما این معامله به هردو طرف نشان داد که اگر یک بار توافق حاصل شود، طرف دیگر به وعده‌اش عمل می کند. با این حال هیچ یک از طرف‌ها هیچ تلاشی در راستای دنبال کردن این موفقیت به خرچ ندادند و گفت‌وگوهای صلح یک بار دیگر متوقف شد.

یک فرصت طلایی

پس از یک دوره سکوت، فرصت گفت‌وگوهای صلح در ماه فبروری سال جاری به طور ناگهانی ظهور کرد – و این بار، چشم انداز موفقیت ممکن است بهتر باشد. در آن ماه، جنرال راحل شریف، فرمانده ارتش پاکستان به کابل رفت و به رئیس جمهور تازه منتخب افغانستان گفت که طالبان مایل است دیدارهای رسمی را در حدود اوایل ماه آینده آغاز کنند و مقام‌های پاکستان به طالبان گفته اند که ادامه‌ی جنگ دیگر قابل قبول نیست.

هرچند ماه‌ها گذشته که میانه‌روان و تندروان طالبان تصمیم گرفتند که چه بکنند ولی در اوایل ماه می، اعضای بلند پایه طالبان با اعضای شورای عالی صلح افغانستان به گونه صریح و غیر رسمی در قطر ملاقات کردند. در جریان این دیدار، شرکت کنندگان طالبان بر تمایل شان به گفت‌وگوهای صلح و بازگشایی دفتر شان در دوحه تاکید کردند.

عوامل مختلف این فرصت ویژه را در مقایسه با فرصت‌های گذشته امیدوار کننده‌تر ساخت. عامل نخست رهبری جدید در کابل است. کرزی با ایالات متحده روابط تند و تلخی داشت. او در زمینه‌ی تلاش برای دستیابی به موافقت با طالبان نزدیک به یک دهه از واشنگتن جلو بود؛ اما زمانی که مقام ها در واشنگتن با او هم نظر شدند، او دیگر به آنها اعتماد نداشت. کرزی که متقاعد شده بود ایالات متحده می‌خواست با طالبان به‌صورت جداگانه معامله کند؛ معامله‌ای که افغانستان را تجزیه خواهد کرد، تلاش کرد هرگونه گفت‌وگو با این گروه را انحصاری بسازد. او به این باور رسیده بود که ایالات متحده در تلاشی به منظور به درازا کشاندن جنگ و حضور حضور نظامی امریکا در منطقه، عمدا گفت‌وگوها را تخریب می‌کرد. کشورهای دیگری چون فرانسه و جاپان تلاش کردند گفت‌وگوهای بین الافغانی را راه اندازی کنند؛ اما کرزی به این گردهم آیی‌ها اعتراض کرد؛ گردهم‌آیی‌هایی که وی احساس می‌کرد حکومت او را به یک جناح دیگر افغانستان تقلیل داد.

غنی که در اواخر سال 2014 به‌جای کرزی رییس جمهور شد، وعده می‌دهد که رهبری از نوع متفاوت باشد. او و عبدالله عبدالله، رئیس اجرایی کشور، بر حمایت شان از دستیابی به صلح از طریق گفت‌وگوها کمپاین کردند و برخلاف کرزی، به نظر می‌رسد که آنها به سازش و کار با دیگر کشورهای دیگر برای دستیابی به آن راضی اند. غنی، در حریان سفرش به پکن در ماه اکتوبر گذشته، دیگر کشورها را تشویق کرد تا از روند مصالحه در کشورش حمایت کنند و به طور ضمنی از تمایل چین برای کمک به آغاز گفت‌وگوهای صلح پشتیبانی کرد. غنی در ادامه با نمایندگانی از چین، پاکستان و ایالات متحده روی روند صلح بحث کرد.

عامل امیدوار کننده‌ی دیگر نگرش مثبت پاکستان نسبت به مذاکرات است. از سال 2002 بدین‌سو، پاکستان برای طالبان پناهگاه – محلی برای استراحت، سازماندهی دوباره و مخفی شدن – فراهم کرده است. پرویز مشرف که از سال 2001 تا 2008 رییس جمهور پاکستان بود، پذیرفته است که حکومت او عمدا به‌خاطر تامین منافع کشورش در افغانستان و مقابله با نفوذ هند در منطقه از طالبان حمایت کرد. در سال‌های اخیر، رهبران ملکی و نظامی پاکستان قول داده اند به این کار شان پایان دهند؛ اما تغییرات چندانی رونما نشده است. هرچند پاکستان گاهگاهی در روند مصالحه نقش مثبت ایفا کرده است – مثلا آزادی ملا برادر – اما این کشور هرگز رهبران کلیدی طالبان به میز مذاکره نه آورده است.

به‌نظر می‌رسد که این وضع در حال تغییر است. مطابق به وعده شریف، مقام‌های پاکستان از ماه فبروری بدین‌سو با رهبران طالبان دیدار داشته اند و گفت‌وگوها را تشویق کرده اند. هرچند رهبری پاکستان روی میزان فشار بر طالبان برای دستیابی به صلح اختلاف دارند؛ اما به نظر می‌رسد که اسلام آباد احساس می‌کند که منافع این کشور در یک افغانستان آرام بیشتر تامین خواهد شد تا آنچه در ابتدا تصور می‌کرد. خروج نیروهای امریکایی، در نبود برنامه‌ای برای دستیابی به صلح از طریق گفت‌وگوها، نمی‌تواند برای پاکستان فرجام خوبی داشته باشد. خروج این نیروها به طالبان فرصت خواهد داد تا مناطق بیشتری را تصرف کنند؛ چیزی که نفوذ پاکستان را در افغانستان بیشتر خواهد ساخت. اما در آن صورت به طور قطع حکومت افغانستان برای پول و اسلحه به هند رو خواهد آورد و باعث خواهد شد پاکستان یک جنگ نیابتی طولانی را علیه رقیبش بجنگد، یا بدتر از آن، به نفوذ هند بر شمال افغانستان تن بدهد. برای پاکستان، در مقایسه با افغانستان طبیعی است که به دوری از رقابت هند و پاکستان متعهد باشد، این یک برآیند بدتر است.

پیروزی طالبان در میدان نبرد می تواند زیان‌های دیگری نیز داشته باشد. تهدید بنیادگرایی به پاکستان رشد خواهد کرد. طالبان افغانستان که با چنین پیروزی‌هایی بیشتر جسارت می‌یابند، همکاری‌هایش را با طالبان پاکستان بیشتر خواهند کرد و پناهگاه‌های امن برای تروریست‌های پاکستانی می‌تواند در طرف افغانستان نیز پیدا شود؛ چیزی که حکومت پاکستان از دیرگاه بدین‌سو از آن هراس دارد. این خطر در 16 دسامبر 2014 زمانی برملا شد که طالبان پاکستانی بر یک مکتب دولتی ارتش در شهر شمال غربی پیشاور پاکستان حمله کردند و 132 کودک را کشتند. اگر پاکستان دارد درک می‌کند که منافع این کشور در یک افغانستان به رهبری اشرف غنی نظر به یک افغانستان به رهبری طالبان بهتر تامین می‌شود؛ پس حکومت جدید افغانستان شایسته تقدیر است. در حالی که کرزی اجازه داد روابط افغانستان و پاکستان تلخ بماند – او درسال 2011 حتا موافقت نامه همکاری‌های استراتیژیک با هند امضا کرد- غنی تلاش کرده است به اسلام آباد اطمینان بدهد و تا سرحد روی دست گرفتن اقدام نظامی علیه طالبان پاکستانی و لغو معامله اسلحه با هند پیش رفته است. هنوز خیلی زود است بگوییم که پاکستان کاملا از صلح حمایت خواهد کرد. مقام های پاکستانی و افسران نظامی، همه، توافق ندارند که روابط حسنه با افغانستان بهترین راه حفظ کشورشان در برابر هند است.

چین نیز نقش مهمی در حمایت پاکستان از گفت‌وگوهای صلح داشته است. پس از دیدار غنی از پکن، حکومت چین از هیات‌های طالبان میزبانی کرد و به پاکستان کمک‌های اضافی پیشنهاد کرد تا طالبان را برای پیوستن به روند صلح تشویق کند. درخواست برای پاکستانی‌ها اهمیت دارد. این دو کشور روابط دوجانبه دیرینه و نزدیک دارند. چین، به نوبت خود، تمایل شدید به یک افغانستان با ثبات دارد، چون می‌خواهد از گسترش افراط گرایی به منطقه غربی سین کیانگ این کشور، که جمعیت کلانی از مسلمانان در آن زندگی می‌کنند، جلوگیری کند. چین هم چنین در افغانستان روی معادن و انرژی سرمایه گذاری کرده است و در صورت وقوع یک جنگ داخلی در این کشور، چین [در سرمایه گذاری‌اش روی معادن و انرژی افغانستان] شکست خواهد خورد. به‌صورت گسترده تر، از آنجایی که چین جایگاهش را به عنوان یک ابرقدرت جهانی مستحکم می‌کند، این کشور مایل بوده است در تقویت ثبات منطقه‌ای، به‌ویژه زمانی که ایالات متحده عقب نشینی می‌کند، نقش کلان‌تری بازی کند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه