منبع: دیلی تایمز
نویسنده: دکتر قیصر رشید
برگردان: حمید مهدوی
پاکستان درک کرده که حمایت از گروه طالبان در افغانستان دیگر یک گزینه نیست و بیثباتی در افغانستان باعث بیثباتی در پاکستان میشود.
در دوازدهم ماه می سال جاری، نواز شریف، نخستوزیر پاکستان همراه با جنرال راحیل شریف، فرمانده ارتش و جنرال اختر رضوان، رییس آی.اس.آی به دنبال یک دعوت رسمی از کابل دیدار کردند و فصل جدیدی در سیاست پاکستان در قبال افغانستان را آغاز کردند. آنها گفتند که پاکستان «حملههای بهاری» طالبان را به شدیدترین الفاظ محکوم میکند. پاکستان برای اولین بار در تاریخ حملههای بهاری را محکوم کرده است. همچنان نخستین بار است که پاکستان اقدامهای تروریستی علیه حکومت کابل را که بهتازگی آغاز به کار کرده، تهاجم میخواند. مسلماً برای پاکستان مهم بود که این پیام را به حکومت افغانستان برساند. دیدار هیأت پاکستانی نشان داد که رهبران نظامی و غیرنظامی این کشور در بارهی سیاست پاکستان در قبال افغانستان همرای هستند. پیشنویس این سیاست تهیه شده و دو طرف بر سر آن به توافق رسیدند که نیاز بود برای جلب اعتماد حکومت افغانستان، به کابل فهمانده شود. زمان آن فرارسیده بود که موقف پاکستان در قبال طالبان افغانستان واضح میشد.
این یک چرخش کلان [در سیاست پاکستان در قبال افغانستان] است که پاکستان آن را علنی و رسمی ساخته است. در گذشته، دقیقاً از سال 2001، پاکستان به حمایت از اینگونه حملههای بهاری متهم بود. پاکستان کشوری فرض میشد که حرف قاطع در امور کابل داشت. همچنان پاکستان علناً میگفت که حکومتی را در کابل میخواهد که با پاکستان روابط دوستانه باشد. ظاهراً این بار پاکستان از چرخش حکومت کابل به نفع پاکستان، حداقل در برابر هند، راضی است. این چرخش مهم است؛ چون به نظر میرسد که پاکستان واقعیتهای پس از سال 2001 افغانستان را درک کرده است که در آن افغانستان نه تنها به کمک مالی، بلکه به حمایت معنوی کشورهای همسایهاش، بهویژه پاکستان، برای نجات از تروریسمی که جهان را به ستوه آورده است، ضرورت دارد. پاکستان درک کرده که حمایت از گروه طالبان در افغانستان دیگر یک گزینه است و بیثباتی در افغانستان باعث بیثباتی در پاکستان میشود.
همانگونه که رسانهها گزارش دادهاند، پاکستان با انتقال پیامی به طالبان مبنی بر متوقفساختن تلاش برای واژگونکردن حکومت کابل و پذیرفتن پیشنهاد صلحی که توسط کابل مطرح شده، یک قدم پیشتر رفته است. علاوه بر آن، پاکستان به طالبان در بارهی همدستیاش با حکومت کابل در زمینهی راهاندازی ضدحملات، در صورتی که به اصطلاح حملههای بهاری متوقف ساخته نشود، هشدار داده است. به این ترتیب، پاکستان تلاش کرده به شورشی که توسط طالبان علیه حکومت کابل راهاندازی شده است، اعتراف کند. این وضع دو بُعد دارد. نخست اینکه میزان بیاعتمادی میان اسلامآباد و کابل محکومکردن حملههای بهاری طالبان از سوی اسلامآباد را یک گزینه نگذاشت. رهبران نظامی و غیرنظامی باید با هم از کابل بازدید میکردند تا نه تنها اتحادشان در بارهی سیاستشان در قبال افغانستان را نشان بدهند، بلکه عزمشان در حمایت از حکومت نوپای کابل را بیان کنند. دوم اینکه پاکستان به موجودیت پناهگاههای طالبان در ولایتهای جنوبی و شمالشرقی افغانستان، که با پاکستان هممرزند، اعتراف کرده است. این مخفیگاهها زمینهی لازم را برای راهاندازی حملهها علیه حکومت کابل و همچنان پاکستان فراهم میکنند. در حال حاضر، پاکستان با طرفداری از کابل، به برچیدهشدن این پناهگاهها تمایل نشان داده است. با این وجود، هدف حملههای بهاری برای بیثباتکردن حکومت کابل خنثا شده است.
قتل عام در مکتبی در پشاور در ماه دسامبر سال 2014، یادآور این واقعیت است که تروریسم از مرزهای فیزیکی فراتر میرود و حمایت از آن نتیجهی معکوس میدهد. تروریستان به دین یا گروه سِنی احترام نمیگذارند. هر سیاستی که از تروریسم برای اهداف خاص استفاده کند، ملزم به سقوط است و دستآوردهایش به ضرر تبدیل میشود. صلح و ثبات در افغانستان نه تنها برای افغانستان، بلکه برای پاکستان نیز مهم است. افغانستان قلمرو مطلق نفوذ پاکستان نیست. دیگر کشورهای منطقه و جهان نیز باید در راستای آوردن حالت عادی در افغانستان نقش حمایتی ایفا کنند. به نظر میرسد که پاکستان در نهایت درک کرده که این کشور بیش از حد نیاز به افغانستان وابسته است. حالا زمان بازگشت به عقب فرارسیده است. با اینحال، فرایند جداشدن نیز پر از درد است.
بازدید هیأت پاکستانی از کابل بعد دیگری نیز دارد. طالبان در دو جبهه نقش ایفا میکنند: جبههی دیپلماتیک، برای گفتوگو با حکومت کابل از طریق جناح سومی از قبیل ایالات متحده و در یک کشور بیطرف مانند دوحه در قطر و جبههی جنگ، برای اعمال فشار بر حکومت کابل تا به خواستههای آنان تن بدهد. دیدار هیأت پاکستانی از کابل جبههی دومی آن را تضعیف کرده است. اکنون، طالبان در موقعیت قویای قرار ندارند تا بر حکومت کابل برای تندادن به خواستههایشان اعمال فشار کنند. تنها گزینهای که برای آنها باقی مانده تا خواستههایشان پذیرفته شوند، جبههی دیپلماتیک است، یعنی در گفتوگوهای صلح با حکومت کابل شرکت کنند، نگرانیهای مشروع آنها شنیده شوند و تقاضاهایشان پذیرفته شوند.
