فرهاد خراسانی
رییس جمهور با فرستادن نامهای به حکومت پاکستان خواستار پیگرد قانونی رهبران طالبان افغانی در این کشور شده و از دولت پاکستان خواسته است که باید این کشور پناهگاههای طالبان را در خاک این کشور نابود کند و امکانات و وسایلی که طالبان از آن برای ساختن بمب و عملیات انتحاری استفاده میکنند، در اختیار این گروه قرار نگیرد. همچنین رییس جمهور از دولت پاکستان خواسته که باید تمامی زخمیهای طالبان در این کشور مورد تداوی قرار نگیرد.
این خواستها در حالی از سوی رییس جمهور به پاکستان علیه طالبان پیشنهاد شده است که گفته میشود پیمان همکاریهای امنیتی میان امنیت ملی کشور و سازمان استخباراتی پاکستان به امضا شده است. اما، رهبری دولت میگوید که این پیمان هنوز نهایی نیست. امضای تفاهمنامه امنیتی با سازمان استخباراتی پاکستان واکنش شدید و منفی را به دنبال داشت.
مهمترین نکته، در پیوند به این خواستهای رییس جمهور از پاکستان این است که این خواهش میتواند آزمونی باشد برای ادعای همکاری دولت پاکستان. حال دیده شود که پاکستان در برابر این خواست چه پاسخ میدهد، این خواستها را عملی میسازد و یا خیر؟ به راستی اگر پاکستان میخواهد با افغانستان همکاری کند تطبیق این خواستها اولین گامهای میباشد که باید پاکستان در راستای همکاری با افغانستان آنرا بردارد. اگر دولت پاکستان به این خواستها پاسخ مثبت ندهد تمامی ادعاهای این دولت را در همکاری با افغانستان باطل به اثبات میرساند و نیز میتواند خوش بینی بهبود روابط با پاکستان را خدشه دار ساخته از ریشه باطل سازد.
نکته مهم دیگر این است؛ خواست رییس جمهور از پاکستان در مورد پیگرد قانونی رهبران طالبان و از بین بردن پناهگاههای آنها یک اقدام نیکو و پسند است. باید در داخل کشور نیز با طالبان با مسامحه برخورد نشود و در برابر این گروه با قاطعیت بیشتر مبارزه شود. این واقعیت دارد که طالبان در پاکستان آموزش میبینند و رهبران این گروه در آن کشور پناهگاه دارند و مدارس افراطگرایی در خاک پاکستان باز میباشند. اما، این امر نیز نباید از نظر رییس جمهور و رهبری دولت افغانستان نادیده گرفته نشود که باید با طالبان در داخل کشور نیز مبارزه همه جانبه و صادقانه صورت بگیرد.
رویکرد برخورد در برابر طالبان در چهارده سال گذشته واقع بینانه نبوده است، با «برادر ناراضی» خواندن طالبان، ماهیت مدنیت ستیزی این گروه کتمان شده است و تلاش شده با تلقی اینکه پاکستان از طالبان حمایت میکند، زمینهها و بسترهای پرورش این گروه در داخل کشور نادیده گرفته شود. بارها شنیده ایم که افراد خطر ناک طالبان و انتحاریهای این گروه که توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده اند دوباره رها گردیده اند و دستور رهایی آنها از سوی عالیترین مقام دولتی داده شده است.
واقعیت دیگر این است؛ ما نباید پاکستان را که خود در ایجاد گروه طالبان نقش داشته و از این گروه به عنوان وسیله برای اهداف سیاسی و نظامی خویش کار میگیرد، مکلف بدانیم که برعلیه طالبان مبارزه صادقانه کند، اما خود با رویکرد محافظ کارانه، جنایتهای این گروه را در تحت عنوان «مخالفان سیاسی» کتمان نماییم.
این نوع برخورد دوگانه نشان میدهد که هنوز هم رویکرد مقابله با طالبان تغییر نکرده است. رییس جمهور پیش از این که به دنبال مبارزه با طالبان در خاک پاکستان باشد باید زمینههای قدرتگیری و نفوذ گروه طالبان را در داخل کشور محدود کند. اگر نه خواهش رییس جمهور از دولت پاکستان که باید رهبران طالبان را مورد پیگرد قانونی قرار دهند و این کشور پناهگاههای طالبان را در خاک خویش ببندد، توجیه و الزام عملی را برای دولت پاکستان ایجاب نمیکند.
