نویسنده: اشرف حیدری
برگردان: جواد زاولستانی
منبع : THE DIPLOMAT
آیا داشتن دین مشترک در تعامل افغانستان با جهان اسلام کمک کرده است؟
هند با وجود نیازمندیهای بیشمار داخلیاش، به تنهایی مبلغ 2 میلیارد دالر را به اشکال گوناگون برای بازسازی افغانستان کمک کرده و اینگونه دل مردم افغانستان را به دست آورده است. در ماه مارچ سران حکومت وحدت ملی به امریکا سفر کردند تا از همکاریهای مردم ایالات متحده و حمایت دوامدار شان از تلاشها برای استحکام و حفظ دستآوردهای دموکراتیک مردم افغانستان در یک دههی گذشته سپاسگزاری کنند.
به لطف کمکهای بینالمللی که پیش از آن هرگز افغانستان شاهد این اندازه توجه بینالمللی نبود، شمار مکتبها، دانشگاهها، کلینیکها، بیمارستانها، خدمات تلفن، بانک، شبکههای تلویزیونی و کانالهای رادیویی، روزنامهها، فروشگاههای بزرگ و تأسیسات ورزشی در سراسر کشور به شکل بیسابقهای افزایش یافته است. شمار دختران و پسرانی که در روستاها و شهرهای افغانستان به مکتب میروند، هیچگاهی در تاریخ افغانستان سابقه نداشته است. و شمار فزایندهی زنان، توانایی آن را یافتهاند که در حکومت افغانستان و پارلمان آن خدمت کنند و در عین زمان، در جامعهی مدنی پویای افغانستان نقش رهبریکننده را بگیرند و برای آرمانهای گوناگون اجتماعی به شمول حقوق زنان و کودکان مبارزه کنند.
اینها فقط بعضی مثالهایی اند از پیشرفتهای چشمگیر مردم مقاوم و خطرپذیر افغانستان، که تنها در یک دهه به آن دست یافته اند. اما، این دستآوردهای سرنوشتساز که به قیمت جان هزارها سرباز بینالمللی و بیشتر از سهصدهزار شهروند افغانستان در جریان 14 سال گذشته به دست آمده اند، هنوز هم در معرض تهدید طالبان (شاگردان علوم اسلامی) کذایی قرار دارند. در یک تلاش حسابشده و استفادهجویانهی دولت- ملت، طالبان پس از شکست و فروپاشی شان دوباره بازسازی و تجدید نیرو شدند تا افغانستان را بیثبات بسازند. هدف آنان این بود که در برابر ثبات، بازسازی و توسعهی کشور بیشتر از 30 ملیون مسلمان شدیدا دینباور، مانع ایجاد کند. این مسلمانان کسانی بودند که در جهاد اصغر بیشترین قربانی را برای جهان اسلام در برابر یک ابرقدرت ایدیولوژیک و خداناباور داده بودند.
تروریزم
متاسفانه اما، مانند دورهی پس از 1989 که نیروهای شوروی افغانستان را ترک کردند، امروز نیز، برای شنیدن تقاضای مکرر مردم افغانستان برای پایان بخشیدن به بحران و منازعهی تحمیلی بر کشور شان، گوش شنوایی وجود ندارد. در دقیقههای نوشتن همین سطور، شهروندان غیرنظامی افغانستان که اکثرا مسلمانان پارسا و نیازمند هستند، در سراسر این کشور توسط ماشین کشتار تروریزم از بین برده میشوند، کسانی که هر روز ادعا میکنند که به خاطر اسلام میجنگند. با وجود تراژیدی انسانی جاری که تمام اصول و موازین اسلامی در آن زیر پا میشوند، حکومت افغانستان تلاش کرده است که بازیگران کلیدی منطقه را با این استدلال به پایان بخشیدن به رنجهای مردم افغانستان متقاعد سازد که ثبات در درازمدت به سود خود آنهاست.
با وجود تلاشهای بیوقفهی مردم افغانستان برای رسیدن به صلح، آنان هرگز از دست مبارزه و تلاش شان در برابر متجاوزان- مسلمان یا نامسلمان- دولتها یا مزدوران آنها، دست بر نخواهند داشت تا از تمامیت ارضی و حاکمیت ملی شان در مطابقت با منشور ملل متحد دفاع کرده باشند. آنان پس از سالها تجربه، با سختترین روش، آموختهاند که حتا زمانی که آنان از آموزههای اسلامی که محدود به زمان نمیشوند، پیروی کردهاند، دیگران بارها آن را نقض کردهاند، از آن آموزهها به نفع خود و علیه افغانستان و خود اسلام استفاده کردهاند.
همزمان با اینکه مردم افغانستان از دستآوردهای 14 سال اخیر شان با تداوم همکاری جامعهی بینالمللی دفاع میکنند، آنان صادقانه دست دوستی و برادری را به سوی همسایههای مسلمانشان نیز دراز خواهند کرد و از آنان خواهند خواست که بگذارند صلح و ثبات در افغانستان ریشه بگیرد و در سراسر منطقه گسترش یابد، چون، تنها با صلح است که منطقه به سعادت، آرامش و همزیستی مسالمتآمیز خواهد رسید. این چیزیست که اسلام واقعی به ما میگوید؛ این چیزیست که محمد پیامبر آن را تبلیغ و تمرین کرد؛ و این چیزیست که مردم دلیر افغانستان برای آن مبارزه خواهند کرد تا بر نیروهای شر و اسلام تحریفشدهی آنان فایق آیند.
