فرهاد خراسانی
به مناسبت روز جهانی کارگر
اول «می» روزجهانی کارگر است همه ساله، از این روز در سطح جهان تجلیل میشود. کارگران در این روز از چگونگی وضعیت کار و شرایط کاری شان سخن میگویند. کارگران در کابل نیز از این روز گرامی داشتند و به خیابانها آمدند و از شرایط کاری شان سخن گفتند، این درحالی است که بازارکار در کشور بیش تر از دو سال میشود که به دلیل ناامنی و کشمکشهای سیاسی به شدت افت کرده است. در این میان، بیشتراز همه وضعیت کارگران ساده بد تر از همه است، این کارگران هرروز در چهار راهیهای شهر برای یافتن کار میآیند و روز را تا شب بدون یافتن کاری سپری مینمایند و دوباره به خانههای شان بر میگردند. همینگونه، وضعیت کاری درشرکت ها و موسسات خصوصی نیز خوب نیست و فعالیت های اقتصادی و تولیدی شان به خاطر راکد بودن بازار داد و ستد و فعالیتهای اقتصادی و نیز افزایش قیمتها به حالت راکد درآمده اند. همه میدانیم، افغانستان به خاطر بیش از سی و پنج سال جنگ، شیرازههای نظام اجتماعی، اقتصادی و سیاسی آن فروپاشیده است و اقتصاد آن شدیدا آسیب دیده و حتا بودجهی عادی این کشور به کمک کشورهای جهانی وابسته است و از منابع داخلی این نیازمندیها تامین نمیشود. این کمکهای جهانی از چهارده سال گذشته تاکنون به افغانستان صورت گرفته است. بخش بزرگ این کمکها برای بازسازی و تقویت حکومت داری در بخش های تقویت معارف، تحصیلات عالی و تجهیز نیروهای امنیتی اختصاص یافته و به مصرف میرسد. بخش دیگر این کمکها از طریق نهادهای غیردولتی و موسسات خیریه به مصرف میرسند.
با آنکه تاکنون، به واسطهی این کمکهای بزرگ جامعهی جهانی، نیازمندیهای دولت تامین میشود و برنامههای توسعهی که توسط دولت و نهادهای خیریه تطبیق گردیده از همین کمک ها می باشند و در بخش نظامی نیروهای اردو و پلیس تشکیل شده و در بخشهای معارف، تحصیلات عالی و صحت بیشترین دست آورهای مثبت را به دست آورده ایم. اما، در عرصهی اقتصادی و بخصوص در زمینهی اشتغال زایی تاکنون برنامهها و فعالیتهای چشمگیری صورت نگرفته است. باوجودی که هزاران نیروی انسانی در بخشهای ساده و در بخش های مسلکی در کشور وجود دارد. اما، بخاطر نبود کار و زمینهی اشتغال آنها، این نیروها یا در کشور بیکار میباشند و یا برای یافتن کار به کشورهای همسایه و اروپایی میروند. هرسال صدها جوان از دانشگاه ها و نهادهای تحصیلی و آموزشی فارغ میگردند، باوجودی که این جوانان سالها تحصیل کرده اند، برای آنها درکشور زمینه کار وجود ندارد و سالها درجستجوی کار میشوند، اما نمیتوانند برای شان کار بیابند مجبور میشوند با وجودی که تحصیل کرده اند، برای کارگری درکشورهای همسایه بروند و تعدادی از آنها از راه های غیرقانونی و قاچاقی به کشورهای اروپایی میروند. آنهایی که نمیتوانند به کشورهای خارجی بروند در داخل کشور به بیکاران جامعه افزوده میشوند. اگر بخواهند که در ادارات دولتی کاربگیرند به خاطر فساد اداری و واسطهگرایی استخدام نمیشوند. چند روز پیش، تحصیل کردگان جوان در اعتراض به بیکاری و استخدام نشدن شان در ارگانهای دولتی، موسسات و شرکتهای خصوصی، همایش اعتراضی برپاکردند و سندهای تحصیلی شان را آتش زدند و از دولت خواستند که به مشکل بیکاری در کشور رسیدی نمایند.
برعلاوهیی اینها، جوانانی که از تحصیل محروم بوده اند و یا به دلایلی نتوانسته اند تحصیل کنند، بسیاری از آنها که در مناطقی که طالبان قدرت دارند جذب گروه طالبان و سایرگروههای مخالف دولت میشوند. اگر زمینهی کار در کشور وجود داشته باشد این جوانان درصف این گروه قرار نمیگیرد و تعدادی از این ها به خاطر باور و انگیزه های دیگر جذب طالبان شده باشند اما، تعدادی بیشتر آنها بخاطر فقر و بیکاری جذب این گروه ها میشوند.
بیکاری و نبود زمینهی اشتغال یک مشکل جدی افغانستان است و هر روز این مشکل به خاطر افزایش فاصله طبقاتی و نبودن زمینهی کار، ضعف اقتصادی جامعه و نبود برنامههای اشتغال زایی از طرف دولت بزرگتر میشود و بر ابعاد و دامنهی آن افزوده میشود و مشکلات دیگر اجتماعی مانند دوزدی، بزهکاری و انحراف های اجتماعی را بار میآورد.
