مناسبات پرمخاطره‌ی افغانستان-پاکستان

جواد زاولستانی
جواد زاولستانی
جواد زاولستانی دانشجوی سال آخر ادبیات در دانشگاه کابل است و از سال 1390 بدینسو با سازمانهای مختلف در بخش ترجمه کار کرده است. در کنار...

نویسنده: افراسیاب ختک، سناتور پیشین پاکستانی از ایالت خیبر پختونخوا  

برگردان: جواد زاولستانی

منبع: روزنامه‌ی پاکستانی نشن

طالبان تبدیل به یک ماشین خطرناک جنگی شده‌است اما هیچ ظرفیت سیاسی ندارد.

بخش‌های قانون‌گذاری و اجرایی دولت و نیز رسانه‌های پاکستانی در هفته‌های اخیر آنقدر زیر تأثیر فشارهای بحران خاور میانه رفته است که ناظران سیاسی برای بحث روی مسئله‌ی مهم‌تر که رابطه‌ی پاکستان-افغانستان است،‌ فرصتی نیافتند. این موضوع برای سیاست خارجی پاکستان از هرمسئله‌ی دیگری مهم‌تر است (به یاد داشته‌ باشید که وزیر پیشین خارجه‌، حنا ربانی کهر می‌گفت که کابل مهم‌ترین پایتخت یک کشور خارجی برای پاکستان است). موضوعی که قبلا از آن یاد شد، نشان‌دهنده‌ی تناقض در پاکستان کنونی است: این کشور در جنوب آسیا و در نزدیکی آسیای میانه واقع شده، ‌اما به ساز سیاست و ایدیولوژی خاور میانه می‌رقصد.

چنانکه انتظار می‌رفت، 2014 سال امیدهای بلند برای ایجاد نقطه‌ی عطف در روابط پاکستان-افغانستان بود. انتخابات ماه می 2013 در پاکستان حکومتی را به وجود آورد که با صراحت خواستار عادی‌سازی روابط با کشورهای همسایه بود و توجه خاص به بهبود روابط اقتصادی داشت. منصفانه باید یک نکته را اضافه کرد که سیاست حکومت قبلی در رابطه با افغانستان با این حکومت زیاد متفاوت نبود،‌ اما امیدهای بلند برای عملی‌ساختن چنان سیاستی با این حکومت گره خورده بود و دلیل آن این بود که نواز شریف از پنجاب است و تأسیسات امنیتی این کشور به این ایالت متعلق است. مهم‌تر از همه، رهبری ارتش پاکستان نیز تغییر یافته بود و این موضوع آشکار است که نظامیان پاکستان در ساختن و شکل‌دهی سیاست پاکستان در رابطه با افغانستان نقش کلیدی دارند. پیام‌های که از نهادهای امنیتی بیرون داده می‌شدند و بیانیه‌های دفتر نخست وزیر،‌ به ویژه پس از رویداد اندوه‌بار پشاور، حکایت از آن داشتند که سیاست دولت در رابطه به برخورد با پیکارجویان به طور واضح تغییر کرده و بر خلاف گذشته،‌ تفاوتی بین طالبان «خوب» و «بد» گذاشته نخواهد شد. این توقع ایجاد شده بود که نظامیان پاکستانی به شکل واضح از سیاست‌های گذشته‌ی شان فاصله بگیرند و در برابر هر نوع افراط‌گرایی و پیکارجویی سیاست واضح طرح کند. بدبختانه،‌ چنین اتفاقی نیفتاد و پدیده‌ای به نام طالبان «خوب» هم‌چنان به زندگی و فعالیتش ادامه می‌دهد. هیچ نوع زبان‌بازی نمی‌تواند آن را پنهان کند و عمل بالاتر از حرف صدا ایجاد خواهد کرد.

در عین زمان، در سال 2014 در افغانستان انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد که سر انجام منجر به تشکیل حکومت وحدت ملی گردید که اشرف غنی ریاست آن را بر عهده دارد. اشرف غنی پیشینه و تجربه‌ی یک رهبر سنتی را ندارد و این نکته در هنگام مبارزات انتخاباتی از سوی رقبیبانش علیه او استفاده می‌شد. جالب اینکه، همین موضوع نقطه‌ی قوت او نیز بود و رییس جمهور جدید گذشته‌ی سیاسی نامطلوبی نداشت. او در جنگ داخلی کشورش دست نداشت و به این دلیل عضو هیچ گروه خشونت‌آفرین و فساد نبود و نیز متهم به راه‌انداختن جنگ‌های نیابتی از سوی کشورهای دیگر نمی‌شد. او دارای یک وجهه‌ی پاک برای آغاز نو با ابتکارهای بزرگ بود.

یکی از این ابتکارهای دکتر غنی دیدار او از پاکستان در ماه نومبر 2014 بود. به نظر می‌رسید که هر دو کشور برای رفع نگرانی‌های یک‌دیگر آماده است. هر دو طرف نه تنها موافقه کردند که منابع مالی و پناه‌گاه‌های دهشت‌افگنی را که برای حمله بر دو سوی مرز استفاده می‌شوند از بین ببرند، بلکه تصمیم گرفتند که یک نبرد هماهنگ را با تروریست‌ها در دو سوی خط دیورند آغاز کنند. ناظران سیاسی زیر تأثیر فکر روشن رییس جمهور افغانستان درباره‌ی همکاری کامل بین دو کشور قرار گرفته بودند. تنها چیزی که او از پاکستان می‌خواست عمل متقابل و همکاری در آوردن صلح در افغانستان بود. پاکستان به طور آماده وعده‌ی این همکاری‌ها را به او داد. برای مدتی همه چیز به خوبی پیش رفت. رهبران ارتش از هر دو طرف تماس‌های فعال ایجاد کردند و برای شریک ساختن اطلاعات استخباراتی و مبارزه‌ی مشترک علیه تروریست‌ها گام‌های عملی برداشتند. در اواسط ماه فبروری سال جاری، رهبری افغانستان اطمینان داده شده بود که پاکستان زمینه‌های آغاز گفت‌وگوهای صلح را مساعد می‌سازد. انتظار می‌رفت که این روند در اواسط ماه مارچ آغاز شود اما حتا در نیمه‌ی دوم ماه اپریل نشانه‌ای از آغاز گفت‌وگوها به چشم نمی‌خورد. این وضع در میان مردم افغانستان نگرانی‌های جدی خلق کرده است. با توجه به سپری کردن زمستان پر از جنگ که حتا با معیارهای افغانی یک مسئله‌ی غیرعادی است، این نگرانی‌ها قابل درک‌اند. پیش از عملیات ضرب عذب و در جریان آن، یک گروه بزرگ تروریستان از مرز گذشتند و به طالبان افغان پیوستند. در شرایط کنونی که رقیبش به خاطر آغوش باز کردنش برای پاکستان بدون هیچ ضمانت برای صلح او را مقصر می‌داند، اشرف غنی با انتقادهای فراوانی روبروست. آغاز حمله‌های تابستانی نه تنها برای صلح در افغانستان فاجعه‌بار خواهد بود بلکه تمام تلاش‌های پاکستان در شرق خط دیورند را نقش بر آب خواهد کرد. طالبان در حمله‌های تازه‌ی شان بر شمال افغانستان تمرکز کرده‌اند تا این برداشت را ایجاد کنند که آنان از مرزهای جنوبی یا شرقی وارد نشده‌اند. اما پس از چندین سال استفاده از پناه‌گاه‌های شان در پاکستان برای حمله در افغانستان، پنهان کردن ردپای شان نیز ناممکن است. پیش از آنکه از یاد ما برود، باید به این نکته توجه کنیم که شماری از بازیگران سیاسی بین‌المللی، به ویژه قدرت‌های دوست با پاکستان مانند چین، ترکیه و روسیه از نزدیک این پیشرفت‌ها و روی‌دادها را زیر نظر دارند. گسترش حمله‌های تروریستی به آسیای میانه نگرانی‌های تازه ایجاد خواهد کرد. برای بخش‌های ذیدخل پاکستانی اکنون بهترین فرصت برای بازبینی انتقادی پالیسی این کشور در قبال افغانستان است. آنان باید از این واقعیت آگاه باشند که سیاست کهنه‌ی آن کشور در برابر افغانستان ناکام شده و تصویر پاکستان را تخریب کرده‌است. سیاست‌گذاران ما باید اندکی به خود اعتماد داشته باشند. هیچ کشوری در دوستی با افغانستان نمی‌تواند با پاکستان رقابت کند. اما شرط آن این است که ما باید در قبال افغانستان یک سیاست سالم داشته باشیم. هیچ کشوری با یک کشور دیگر، به اندازه‌ی این دو کشور مشابهت و وابستگی‌ متقابل ندارد. طالبان بدون در نظرداشت نام‌های متفاوت شان، عین ایدیولوژی تندروانه را دارند. بسیاری از مردم افغانستان یک سوال خیلی اصلی را مطرح می‌کنند. آنان می‌گویند که اگر پاکستانی‌ها طالبان را برای حکم‌روایی کشور شان مناسب نمی‌دانند، پس چرا باید آنان از حکومت طالبان در کشور همسایه‌شان حمایت کنند؟ طالبان به طور دایمی تبدیل به ارتش آزادی ایرلند (Irish Liberation Army) بدون شاخه‌ی سیاسی آن (Sien Fin) شده است. طالبان تبدیل به یک ماشین خطرناک جنگی شده‌است اما هیچ ظرفیت سیاسی ندارد. با وجود تهدیدهای طالبان مردم افغانستان در انتخابات سال گذشته شرکت کردند. پس ما چه کار می‌توانیم؟ ما باید در قبال افغانستان یک سیاست ملایم و بی‌خطر داشته باشیم، مانند سیاست چین در قبال پاکستان. ما باید به جای دوستی با گروه‌های معین، با دولت افغانستان دوست شویم. زمانه‌ی جنگ سرد گذشته است. ما به جای سیاست‌گذاری جغرافیایی-استراتژیک سیاست‌گذاری جغرافیایی-اقتصادی را در پیش گیریم. نکته‌ی آخر این که، هرج‌ومرج در افغانستان سبب رشد تروریزم شده است. خدای نخواسته، اگر هرج‌ومرج در افغانستان تکرار شود، افغانستان تبدیل به مرکز زلزله‌های قومی در منطقه خواهد شد. نیاز به گفتن ندارد که طوفان‌ها و زلزله‌ها بدون روادید و گذرنامه (ویزا و پاسپورت) به چهار طرف سرازیر خواهد شد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه