دیدگاه روزنامه‌ی گاردین در باره‌ی جنگ افغانستان: مأموریت موفق نشده، فقط پایان یافته است

جواد زاولستانی
جواد زاولستانی
جواد زاولستانی دانشجوی سال آخر ادبیات در دانشگاه کابل است و از سال 1390 بدینسو با سازمانهای مختلف در بخش ترجمه کار کرده است. در کنار...

سرمقاله‌ی روزنامه‌ی گاردین

برگرداننده: جود زاولستانی

جنگ سیزده ساله در افغانستان جان 453 مرد و زن از اعضای ارتش بریتانیا را گرفت و این بیش‌ترین تلفات سربازان بریتانیایی در مأموریت‌های نظامی بیرون از کشور در نیم سده‌ی اخیر بوده است. با آن هم، چهارمین جنگ بریتانیا در افغانستان در 180 سال اخیر، هیچ‌گاهی مانند جنگ عراق یا جنگ فالکلندز در یک نسل پیش، میان مردم بریتانیا تفرقه‌انگیز نبوده. با این وجود، زخم‌های به‌‌جا‌مانده از آن و درس‌هایی که به ما می‌آموزد، نباید فراموش گردند.

نگاه پریشان مردم نسبت به بحران افغانستان در فضای بغض آلود مراسم یادبود در کلیسای جامع اس تی پاول بازتاب یافته بود و این نگاه به صورت خاص، در تفاوت فاحش رویداد روز جمعه و مراسم‌های که بعد از دو جنگ قبلی برگزار شده بودند، مشهود است. در کلیسای متذکره در سال 1982، بعد از جنگ فالکلندز، اسقف اعظم، روبرت رونسی، در خطابه‌اش برای کشته‌شدگان ارجنتاینی دعا کرد و در تقبیح ملی‌گرایی و تجارت جهانی اسلحه سخن راند و جنگ را «نشانه‌ی شکست انسان» دانست. با هیجان کمتر، در مراسم یادبود پایان جنگ عراق در عین کلیسای جامع در سال 2009، اسقف اعظم، روان ویلیامز، در باره‌ی شکست پیش‌بینی‌شده و هزینه‌ی جنگ با احتیاط صحبت کرد. در روشنایی تجربه‌ی پرونده‌ی حقیقت‌یابی شیلکات (Chilcot inquiry) او با هوش‌مندی گفت که هنوز زمانی زیادی لازم است تا خوبی‌ها و بدی‌های این جنگ حل شود.

خطابه‌ی اسقف اعظم، جستین ویلبی، در مراسم یادبود جنگ افغانستان متفاوت بود. این خطابه در مقایسه با خطابه‌های پیشینیانش، حاوی نکات قابل توجه بود. پیام سنجیده‌شده‌ی او بر ایمان‌داری افرادی که در افغانستان رزمیده بودند و خانواده‌های که منتظر برگشتن آنان نشسته بودند، تمرکز داشت. در میان این قدردانی از ایمان‌داری و شجاعت، حس پیروزی یا حق‌به‌جانب‌بودن ملی خیلی ضعیف بود؛ اما این جنگ و میراث به‌جامانده از آن، در پس‌زمینه‌ی تمام مدت صحبت اسقف اعظم حضور داشت.

این رویکرد برای خانواده‌ها و سربازان سابق که در کلیسا جمع شده بودند، خوب بود و نیز، نشان‌دهنده‌ی یک نوع تمایل عمومی ملی برای حرکت به پیش بود. عامه‌ی مردم مانند سیاست‌مد اران و فرماندهان جنگ، از این‌که جنگ را در صندوقی بگذارند و در باره‌ی آن حرفی نزنند، احساس رضایت می‌کنند. این حالت ترکیبی از احساس آسودگی از پایان جنگ، ناراحتی دوامدار در باره‌ی قربانی‌های افراد و شکاکیت پوشیده در باره‌ی کل منطق جنگ –چگونگی جریان و مؤثریت جنگ- است. چنین حالتی قابل درک است و اسقف اعظم برای چنین فضایی صحبت کرد. اما در کل، چنین حالتی گمراه‌کننده ‌است.

صبح پس از 11 سپتامبر، این روزنامه نیاز به دادن پاسخ را تشخیص داد؛ اما از واکنش بیش ‌از اندازه زیاد، به‌ویژه واکنش نظامی، هشدار داد. یک روز بعد، گاردین گفت که گم کردن افغانستان زیر گرد و خاک «هیچ مؤثریتی در فرونشاندن تهدید تروریزم بین‌المللی ندارد» و خواستار آن شد که حمله‌ی نظامی باید آخرین گزینه باشد. ما گفتیم که حمله‌ی نظامی تلفات غیرنظامیان، شعله‌ور ساختن بدبینی مسلمانان و دادن بهانه برای جهاد به دست تروریستان را به دنبال خواهد داشت. تروریست ها همواره در تلاش بوده‌اند که مردم را به جهاد علیه غرب تحریک کنند. این‌ها باعث می‌شد که بحران خون‌بار و دامنه‌دار گردد. اهداف مأموریت، محدودیت‌ها و قواعد دخالت در این جنگ از همان اول روشن نبود.

پس از آن، پیچیدگی‌ها و چرخش‌های زیادی در جنگ افغانستان رونما شدند. اما همان هشدارها و نگرانی‌های نخستین، به شکل چشم‌گیری در گذر زمان امتحان شدند. سال گذشته، بعد از تلاش‌ها و مصرف‌های زیاد و نیز، اشتباهات سیاسی و نظامی فراوان، جنگ با عقب نشینی غرب پایان یافت و افغانستان را تقریبا همانطوری که در زمان حکومت طالبان غیرقابل حکمرانی و شکننده‌بودند، به حال خودش رها کردند. اما امیدواری وجود دارد که اساس یک حکومت کارامد گذاشته شده و امکان آغاز یک زندگی معمولی در صلح، ایجاد شده باشد. اما تا کنون «مأموریت به موفقیت نینجامیده‌ است». در بهترین حالت، مأموریت فقط پایان داده شده است. هیچ رسم گذشت پیروزی نمی‌تواند وجود داشته باشد.

احساس آسودگی از پایان جنگ کافی نیست یا نباید این احساس که جنگ می توانست بدتر از این باشد، احساس آرامش کنیم. باید یک ارزیابی همگانی از آنچه در افغانستان به دست آمده انجام شود. این به معنای شیلکات ( ارزیابی و بررسی دخالت بریتانیا در جنگ عراق توسط شیلکات، محقق بریتانیایی) دوم نیست. هیچ‌کسی آن را نمی‌خواهد، نه فقط به خاطر این‌که مخالفت مردم با جنگ افغانستان در مقایسه با عراق همیشه مشروط بود، بلکه حکومت باید کمیسیون مستقلی را برای تدوین درس‌‌های که ملت از این جنگ‌ها آموخته به کار گمارد. طرح چنین کمیسیون در سال گذشته توسط کمیته‌ی دفاعی مجلس عوام پیشنهاد گردید. دولت انگلیس برای ماه‌ها، در این رابطه دو پهلو حرف زده است. جنگ افغانستان شاید پایان یافته باشد، اما نباید فراموش گردد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه