حضرت وهریز
روسها زبانزدی دارند از این قرار: «دندان اسبی را که هدیه گرفتهای، نشمار» و این زبانزد، کنایه از آن است که اگر چیزی به رایگان یا از سر خیرخواهی به شما داده شده، بپذیرید و با بهانهگیری، صاحب کرم را پشیمان نکنید. اما من براینم که دندان این اسب را بشمارم و اگر با دقت نمیشمارم، حداقل تا آنجا که به «صاحب کرم» بگویم: اسبی که هدیه آوردهای، ارزانی خودت باد! تشکر من خیلی گرانتر از چنین اسبی است. سخن من بر سر وبسایت رادیو «صدای روسیه» است. بماند این سخن که دولتها به منظور معرفی کردن دیدگاههای خود نسبت به مسایل جهانی، دست به نشرات به زبانهای خارجی میزنند و خیر مخاطبان آن زبان در اولویت کارشان نیست. با آنهم، اهانتآمیز است اگر دیدگاههایش را طوری معرفی میکند که همراه با انجام این کار، بر روی دستور زبان مادری ما پا میگذارد.
دو بار به این سایت نگاه انداختهام و هردو بار فقط عنوانهایش را دیدم و یکی دو گزارش را تا آخر خواندم. در هردو بار متوجه شدم که گردانندگان این سایت:
1. آشنایی ابتدایی با زبان فارسی دری دارند؛
2. تصویر روشنی از مخاطبان سایت و نیازمندی آنها ندارند؛
3. با حرفهی روزنامهنگاری آشنا نیستند.
نشر وبسایتی با این کیفیت، خواه ناخواه این پرسش را در ذهن ایجاد میکند که آیا روسها عمدی در تلاش نابودی زبان فارسی در افغانستان استند؟ آیا این سیاست رسمی حکومت روسیه است یا ناتوانی شاگردانی که با سواد بیکیفیت از دانشگاههای گوناگون روسیه در رشتهی زبان دری فارغ میشوند؟
این موارد را در نمونهی عنوانهای مطالب این وبسایت در دو روز بررسی میکنیم و نشان میدهیم، چطور سواد بیکیفیت دستاندرکاران وبسایت صدای روسیه، اهانت آشکار به زبانی است که ریشهی بیش از هزار سال تاریخ تدوین شده دارد.
الف. ناآشنایی با زبان یا عمد در ویرانسازی زبان
وقتی انتشاراتی غلطها را به کرات نشر میکند، به این معناست که این غلطها را به عنوان معیار پذیرفته است و آن را درست میداند. حرف ربط «به» را در فارسی معمولاً جدا مینویسیم، ولی وبسایت صدای روسیه یکجا با اسم مینویسد:
در همینجا میبینیم که برای وبسایت صدای روسیه هیچ مسألهای نیست اگر «محاربوی» را «ماحربوی» بنویسد. «بردمن» یا «انسان پرنده» را «بریدمن» بنویسند و…
ب. ما برای اکثر واژههای انگلیسی که وبسایت صدای روسیه استفاده میکند، واژههای بومی داریم. واژههای «چلنج»، «پلان»، «پروگرام»، «بمبارد»، «سپورت» و… را به کار میگیرند و از واژههایی مانند «چالش»، «برنامه»، «بمباران»، «ورزش» و… اجتناب میکنند. این کار را احتمالاً به این دلیل میکنند که واژههای معادل آنها را ایرانی تلقی میکنند و نظر به تشخیص آنها، انگلستان و زبان انگلیسی نزدیکتر است به افغانستان و زبان فارسی کابلی تا ایران.
ج. دستاندرکاران وبسایت صدای روسیه نوشتن به زبان فارسی را نمیدانند. آنها نمیدانند که «توانایی» واژهی فارسی است و نمیتوان آن را با همزه نوشت؛ همینطور است نوشتن صفت «امریکایی» که نمیتوان آن را امریکائی نوشت.
از کامهی وارونه در نمونهی سوم و اشتباه تایپی در نمونهی اول بگذریم.
د. جملهها در این وبسایت به زحمت قابل فهمند. این جملهها نشانههای آشکاری از تقلای ناکام کسی را دارند که از درک درستی از متن در زبان مبدا و انتقال درست آن به زبان مقصد عاجز است.
2. وبسایت صدای روسیه با آنکه مدعی نشرات برای افغانستان است؛ اما به نظر نمیرسد دستاندرکاران آن متوجه اولویتهای مخاطبانش باشند. در این وبسایت اولویت به مطالب تبلیغاتی داده میشود که ممکن است برای شهروندان روسیه جالب باشند که در حال رویارویی با غربند و بحران اوکراین برایشان مهم است؛ اما نه برای افغانها. چنین وضعی وبسایت صدای روسیه را به یک دستگاه تبلیغاتی محض تبدیل کرده است و طبیعی است که دوران چنین نوع رسانهها مدتهاست به سر رسیده است.
گاهی هم ممکن است شکستن پای افسر ترافیک در ولادیوستوک در اول صفحهی این وبسایت بیاید و مسایل خیلی مهمتر از آن در پایین. در همین دو روز که مطالب این وبسایت را دیدم، چند خبر مهم در افغانستان داشتیم: گروگانگیری سیویک هزاره در شاهجوی ولایت زابل؛ برفکوچ در پنجشیر و ولایتهای دیگر مرکزی و شمالی، مسایل مربوط به امکان مذاکره با طالبان و حزب اسلامی و بلندشدن سروصدای گروه داعش در افغانستان. تنها خبری که در روز دوم بررسی این سایت قابل ملاحظه است، لغو سفر اشرف غنی به ایران است و افزایش تعداد کشته شدن برفکوچ پنجشیر که به بیش از 300 نفر رسیده است. بنابراین، این وبسایت میتواند برای کسان دیگر جالب باشد، ولی افغانها در میان این کسان نمیتوانند باشند.
3. ناشناختن مخاطبان به خودی خود نشانهی بزرگی از غیرحرفهای بودن دستاندرکاران وبسایت صدای روسیه است. اما این وبسایت کمبودهای فراوان دیگری هم به لحاظ حرفهای دارد:
الف. خبر نزدیک شدن بشر به سیارهی «سریس» از راست و چپ و بالا و پایین در میان این خبرها قرار گرفته و زیر عنوان «اخبار جهان»: امتناع شیخنشینهای عرب از کمک به مصر، افزایش تعداد کشته شدگان برفکوچ پنجشیر، اعلامیهی شورای جهانی حقوق بشر در رابطه با قتل نیمتسف و تعویق انتخابات پارلمانی مصر. حالا کسی بپرسد، جایی بهتر از این نتوانستند پیدا کنند؟
ب. اکثر عنوانهای گزارشها و خبرهای این وبسایت، جملهی بیانی است و همین جملهی بیانی در آغاز پاراگراف خبر نیز تکرار میشود:
کشورهای زیادی اند که «صدایی» برای افغانستان ندارند و هیچکس از آنها گلایهای ندارد. اما وقتی کشوری برای افغانستان نشرات ایجاد میکند، مهمترین اصلی را که باید رعایت کند، احترام به مخاطبانش است. این کاری است که وبسایت صدای روسیه نکرده است. کیفیت پایین خبر و گزارش- غیرحرفهای بودن دستاندرکاران آنها را نشان میدهد و تولید خبر و گزارش توسط کسانی که سه-چار سال زبان دری را در دانشگاههای روسیه خواندهاند، اهانت نابخشودنی به دریزبانهای افغانستان است. سواد به کار رفته در مطالب این وبسایت نشان نمیدهد که نویسندگان آن گزارشها و خبرها به زبان مادریشان نوشتهاند یا آموزش حرفهای در زبان مادریشان داشتهاند.
مسلم است که روسها ناراحت میشوند اگر کسی با اشتباه املایی و انشایی و مطابق دستور زبان و معیارهای زبان اوکراینی بیاید و برایشان خبر و گزارش و تفسیر سیاسی نشر کند. ما چرا باید خوشحال باشیم؟
وبسایت صدای روسیه میتواند به عنوان نهادی که صدا و دید متفاوتی را در مورد دنیا ارائه میکند، منبع خوبی برای افغانها باشد. به این شرط که کار را به دست آدمهای حرفهای که روزنامهنگاری میدانند و افغانستان را میشناسند و بر زبان فارسی تسلط دارند، بسپارند، در غیر این صورت، برای نویسندهی این سطرها این پندار به یقین تبدیل میشود که همین سیاست رسمی روسیه است و این کشور در پی نابودی زبان فارسی و ایجاد تفرقهی زبانی در کشورم است.
