جنگ سری خطرناک بین ایران و پاکستان که توسط مواد مخدر تمویل می‌شود

اطلاعات روز

منبع: www.thedailybeast.com

نویسنده: عمر فاروق

برگردان: جواد زاولستانی

بخش سوم و پایانی

جاده‌ی تربت به‌سوی مرز، از وسط دشت تفتیده‌ای می‌گذرد که توسط بوته‌های علف و درخت‌های کوچک نقطه‌گذاری شده است. گرد و غبار هم‌قد آسمان‌خراش‌هایی است که در دوردست ظاهر می‌شوند. گه‌گاه باغستان‌های خرما در دوردست از افق تاریک پیدا می‌شوند و زمانی را به‌ یاد می‌آورند که خرما میوه‌ی صادراتی مشهور این منطقه بود.

جاده‌ی ناهموار و بدون علامتی به طرف شمال‌غرب جدا می‌شود و ما با گذر از تپه‌های زموران، به شهرستان مرزی- سراوان- ایران می‌رویم، جایی که جیش‌العدل در ماه سپتامبر 2014 بر یک پایگاه ارتش ایران حمله کرد.

در این تپه‌ها شهرک‌های کوچک تجارتی مانند شهرک بولیده ساخته شده‌اند که اکثر باشندگان آن را بلوچ‌ها تشکیل می‌دهند که با قاچاق دیزل و مواد مخدر زندگی می‌گذرانند. سه سال پیش، سربازان گارد جمهوری بر این تپه‌ها حمله کردند و یک آخوند محلی متهم به پناه دادن ‌جنگ‌جویان جندالله را به قتل رساندند.

ظهور بولیدی، یک وزیر ایالتی پیشین گفت: «نیروهای ایرانی با مردمی که در مناطق مرزی با پاکستان زندگی می‌کنند، دشمنی همیشگی دارند. آنان همیشه ما را به‌خاطر همکاری با جندالله مقصر می‌دانند؛ چون جندالله عملیات‌هایش را از نزدیکی این مناطق انجام می‌دهد. بمباران و موشک‌باران شدن، موضوعات معمولی اند.»

صدها خانواده‌‌ زموران را به‌خاطر موشک‌باران شدن، ترک کرده و در جاهایی مانند تربت اقامت گزیده‌اند. اما جنگ در آن‌جا نیز آنان را دنبال کرده است.

یک مرد در مسجد تربت به من گفت: «ایران می‌داند که در هر خانه‌ی این‌جا‌، که زندگی می‌کند. آن‌ها می‌توانند این‌جا حتا در شهر تربت بیایند و هر‌کدام ما را بگیرند. اما حکومت ما [پاکستان] هیچ کاری نمی‌کند.»

در یک خانه‌ی یک‌اتاقه در حاشیه‌ی شهرک، مردی به‌نام عبدالله خاموشانه داستان گم‌شدن برادر 26 ساله‌اش را بازگو می‌کند. برادرش، تنویر، در یک شهرک مرزی پاکستان ناپدید شد. به تاریخ 11 جنوری 2013 چهار سرباز لباس مخفی ایران سوار بر دو موتر بارکشی ایرانی خود را تاجران دیزل معرفی کردند و با فریب، مرد جوان را داخل یکی از موترها بردند. عبدالله می‌گوید: «وقتی تنویر فهمید که چه اتفاقی افتاده است، از موتر پایین پرید. اما سربازان ایرانی او را با تیر کشتند. جسد او را دو هفته بعد به ما آوردند و گفتند که آن‌ها تنویر را اشتباهی کشته‌اند.» آن‌ها به‌دنبال تنویر نامِ دیگری بوده‌اند.

در کنسول‌گری ایران در کویته، سید حسن یحیاوی با تعارف چای، شیرینی ترکی و واژه‌های دیپلماتیک به من می‌گوید: «ما به نیت نیک پاکستان، برادر و همسایه‌ی ما، کاملا اعتماد داریم. اما از مقام‌های پاکستان توقع کمک بیش‌تر داریم.» سپس او با خط رسمی تهران هم‌نوا می‌شود و می‌گوید که جیش‌العدل توسط اداره‌ی استخبارات ایالات متحده (CIA)، عربستان سعودی و قدرت‌های «منطقه‌ای» که هدفش آی‌اس‌آی است، پشتیبانی می‌شود.

مسجدها و مدرسه‌هایی که توسط بلوچ‌های سلفی فعال شده‌اند، در منطقه‌ی اطراف تربت در یک دهه‌ی گذشته افزایش یافته‌اند. بعضی از این بلوچ‌های سلفی در عربستان سعودی و دیگر کشورهای خلیج درس خوانده‌اند و توسط آن‌ها تمویل می‌شوند. این باعث شده است که بعضی‌ها به این باور برسند که گروه‌هایی مانند جیش‌العدل از کانال آن‌ها تمویل می‌شوند.

توضیح مقام‌های امنیتی پاکستان اختلافات بیش‌تر را آشکار می‌سازد. خان واسع، سخنگوی لوای سرحدی پاکستان‌ ادعا می‌کند که در واقع جیش‌العدل در بلوچستان پایگاه ندارد. او می‌گوید که سربازان آن‌ها برای جلوگیری از قاچاق و جهادی‌ها کار می‌کنند، «اما قدرت‌های دیگر در این بازی نقش دارند.»

در واقع، بیش از 55000 سرباز پاکستانی در بلوچستان، خود‌شان جنگی را به‌راه انداخته‌اند. در جریان 9 سال گذشته، آنان با ملی‌گرایان سکولار بلوچ که خواهان استقلال بلوچستان اند، جنگیده‌اند. شبه‌نظامیان بلوچ، نظامیان پاکستان را که اکثرا پنجابی هستند، مقصر به سودجویی از منابع عظیم گاز طبیعی، طلا و مس می‌دانند. با وجود آن‌که این منابع در ایالت بلوچستان واقع شده‌اند، این ایالت به‌جای این‌که ثروت‌مندترین ایالت پاکستان باشد، فقیرترین ایالت این کشور است. جنگ بین ارتش و ملی‌گرایان بلوچ در همان جاده‌های خاکی ‌جریان دارد که پیکارجویان جیش‌العدل برای حمله بر ایران از آن استفاده می‌کنند. اما آشکار است که آنان دشمن اصلی سربازان پاکستانی نیستند و از بی‌نظمی به سود اهداف خود‌شان استفاده می‌کنند.

ساختمان جیش‌العدل در کوهلهو در مسیری قرار دارد که سه گروه جدایی‌طلب بلوچ و دست‌کم یک گروه مرگ که مظنون به دریافت حمایت از حکومت است، هر‌کدام برای خود ایستگاه‌های بازرسی ایجاد کرده‌اند. با آن‌که ایران صدها کیلومتر دیوار و خندق ایجاد کرده است، رشوه‌ستانی سرازیرشدن دیزل و تریاک را آسان کرده است.

مقام‌های محلی پولیس، مانند بشیر بروهی، رییس پولیس نرم‌گو و آراسته‌ی تربت، می‌گوید که احتمالا جیش‌العدل می‌تواند فعالیت‌هایش را با قاچاق مواد مخدر تمویل کند و اعتراف می‌کند که «اساسا کار حکومت در داخل خط شهری تربت پایان می‌یابد.»

تازه‌ترین هدف او حاجی حسن بوده است. او ارباب قاچاق مواد مخدر است که به ایران فرار کرد و در سال 2000 در تربت اقامت گزید. شهرت حاجی حسن در این‌جا افسانه‌ای است. در ایران، زمانی او شنید که ایرانی‌ها بر روستایی که افراد او اقامت دارند، حمله خواهند کرد. یکی از افراد مهم او گفت: «زمانی که سربازان ایرانی وارد یک دره شدند، افراد حاجی حسن بر آن‌ها آتش گشودند و بیش‌تر از 50 تن آنان را کشتند. پس از آن، او مجبور شد که ایران را ترک کند.»

حاجی حسن در محله‌ی ثروت‌مندنشین تربت (‌Overseas Colony) زندگی می‌کند. خانه‌های مجلل این محله با خانه‌های سنتی گِلی، تفاوت خیره‌کننده و فاحش‌ دارند. تعداد زیادی از اربابان قاچاق مواد مخدر در این‌جا زندگی می‌کنند. آنان بر تجارت چندین میلیارد دالری قاچاق مواد مخدر در امتداد مرز کنترول دارند و بلوچ‌های تبعیدی ایران هستند. گفته می‌شود که آن‌ها گروه‌هایی مانند جیش‌العدل را تمویل می‌کنند. مردم محل نزدیک به حاجی حسن می‌گویند که او در گذشته از رهبران جندالله، به‌شمول عبدالمالک ریگی، میزبانی کرده است و شاید حالا نیز از جنگ‌جویان ملا عمر (رهبر جیش‌العدل) پذیرایی کند.

چنین پندارهایی باعث شده‌اند که ایرانی‌ها از بروهی و لوای سرحدی پاکستان بخواهند که این محله‌ی مجلل را برای پیدا کردن پنج سرباز ایرانی که در ماه فبروری 2013 توسط جیش‌العدل اختطاف شدند، جست‌وجو کنند. سلسله‌ای از حمله‌ها در جریان ام‌سال، ده‌ها تانزانیایی، نایجیریایی، یمنی و ایرانی را که برای تضمین معاملات مواد مخدر در بازارهای جهانی نگه‌داری می‌شدند، پیدا کردند. اما هیچ سربازی پیدا نشد. چهار تن از پنج سرباز اختطاف شده، سر‌انجام‌ در ایران در نزدیکی تپه‌های زموران پیدا و با میانجی‌گری یک ملای بلوچ ایرانی، از قید رها شدند.

مقام‌های پاکستانی این تبادله را ثبوتی برای حضور نداشتن جیش‌العدل در پاکستان می‌دانند. اما تعدادی هنوز هم باور دارند که آی‌اس‌آی با حمایت از مهره‌های قاچاق که آنان را تمویل می‌کند، به‌طور غیر‌مستقیم از شبه‌نظامیان پشتیبانی می‌کند.

برای مقام‌هایی مانند بروهی، تعقیب قاچاق‌چیان مواد مخدر در تربت مانند گذشتن از میدان ماین سیاسی است. یکی از مشهورترین قاچاق‌چیان مواد مخدر نیز از تربت است و از پشتیبانی حزب حاکم ایالت بلوچستان برخوردار. امام بهیل در سال 2009 در فهرست قاچاق‌چیان بین‌المللی شامل تحریم‌های ایالات متحده قرار‌ گرفت. پسرش، یعقوب بیزنجو، تا سال 2013 به حیث عضو حزب اسامبله‌ی ملی کار می‌کرد.

با توجه به تمام مشکلات امنیتی داخلی که این بخش پاکستان از آن رنج می‌برد، احتمال این‌که دولت پاکستان بتواند گروه‌هایی مانند جیش‌العدل‌ یا مهره‌های قاچاقی‌ را که را تمویل می‌کند، سرکوب کند، دور از انتظار است. ‌

ریگی اهداف جندالله را مبارزه‌ی یک اقلیت قومی برای خودمختاری در درون یک دولت فدرال ایرانی تعبیر می‌کرد. برخلاف او، ملا عمر و دیگر جانشینان او،‌ بر منطق ستیزه‌جویانه‌ی شیعه-سنی تکیه کرده‌اند که توسط دولت اسلامی خودخوانده یا داعش در سوریه و عراق به‌کار گرفته می‌شود.

زمانی که جیش‌العدل پنج نگهبان مرزی ایران را در ماه فبروری 2013 گروگان گرفت، تقاضای جیش‌العدل برای تبادله‌ی آن‌ها، شامل آزاد کردن 300 زندانی سنی می‌شد که آن‌ها ادعا کردند، بعضی در سوریه نگه‌داری می‌شوند. یک حمله که در سال گذشته جان 16 سرباز ایرانی را گرفت، به عنوان «پاسخی به جنایت‌های گارد انقلابی ایران در سوریه» تبلیغ شد.

این گروه اکثر بیانیه‌هایش را در صفحه‌ی تویتر یا و‌ب‌سایت‌های متعددش به زبان عربی (به‌جای زبان بلوچی یا فارسی) منتشر می‌کند. شبکه‌هایی که این بیانیه‌ها را بیش از همه پوشش می‌دهند، ایستگاه‌های خبری عربی در کشورهای خلیج است. این گروه، در پاکستان نیز‌ ستایش‌گرانی دارد.

رمضان منگل، رییس ولایتی حزب اهل سنه و الجماعه که از دهه‌ها بدین‌سو‌ متهم به قتل شیعه‌ها در پاکستان است، می‌گوید: «در ایران، سنی‌ها اجازه‌ِ‌ی ساختن مسجد را ندارند، مسجدهای آنان ویران و حق‌شان گرفته می‌شود.» دو پولیس پیش دروازه‌ی مدرسه‌ی کوچک او که در حاشیه‌ی شهر کویته قرار دارد، برای نگهبانی ایستاده‌اند. او می‌گوید، به این دلیل این سربازان برای او داده شده‌اند که «عوامل ایران» یازده آخوند سنی را در این شهر به قتل رسانده‌اند. او گفت: «جندالله و جیش‌العدل «در واکنش به این‌گونه ستم» سر برآوردند. آنان گروه‌های کوچکی بودند که به فعالیت آغاز کردند [اما] اکنون خارهای بزرگی در زیر بغل ایران اند.»

جنرال کنسول ایران در شهر کویته، یحیاوی، گفت: «جنگ سوریه اثراتش را در این‌جا نیز گذاشته است. مردمانی تلاش دارند که به آن رنگِ جنگِ فرقه‌ای جهانی بدهند.» یحیاوی و دیگر مقام‌های ایرانی هراس دارند که مبادا جیش‌العدل تبدیل به گروهی با ارتباطات بین‌المللی شود و از همان‌ نیروهایی حمایت جذب کند که به صفوف داعش می‌پیوندند.

فعالان حقوق بلوچ‌ها؛ مانند بولیدی- ناراضی بلوچ که در سویدن زندگی می‌کند،‌ نیز چنین نگرانی‌هایی دارند. ایرانی‌های جوان برای گرفتن مشوره با او که مدافع مشهور حقوق بلوچ‌ها در ایران است، تماس می‌گیرند. او گفت: «پانزده سال است که من از یک شماره‌ی تیلفون استفاده می‌کنم. به این دلیل، من گه‌گاهی از آن شبه‌نظامیان نیز تماس دریافت می‌کنم. من به آن‌ها می‌گویم، ما همه مسلمانیم؛ اما در جست‌وجوی یک حکومت اسلامی جدید نیستیم. من به آن‌ها می‌گویم، شما کسانی که بلوچ‌ها می‌خواهند، نیستید.»

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه