منبع: المانیتور
نویسنده: الیکس وتنکا
برگردان: جواد زاولستانی
در نگاه نخست، به نظر میرسد که ایران از رییس جمهور شدن اشرف غنی ناراحت باشد و غنی نیز از ایران. رییس جمهور غنی برای نخستین دیدارهایش، کشورهای عربستان سعودی، چین و پاکستان را برگزید و تا هنوز از تهران دیدن نکرده است.
دلسردی تهران از رییس جمهور شدن غنی اما نمیتواند از علاقهی ایران برای باقیماندن به حیث بازیگر مهم در افغانستان بکاهد و نباید هم چنین اتفاقی بیفتد. به هرحال، ایران یکی از بزرگترین شریکها و ذینفعان در آیندهی افغانستان است. به دلیل نزدیکی جغرافیایی، اوضاع افغانستان- چه خوب یا بد- تأثیر آنی بر ایران دارد.
با اینحال، تاریخ سیاست ایران در قبال افغانستان گذشته است. این سیاست که امنیتمحور است، بیشتر بر اقلیتهای تاجیک و شیعه تمرکز دارد و فاقد دیدگاه درازمدت و همهجانبه است. بدتر از همه، سیاست ایران از خیلی وقت، در ذهنیت یک بازی بیحاصل قالببندی شده که نه تنها ایران را با ایالات متحده، بلکه با پاکستان و عربستان سعودی نیز در تقابل قرار میدهد. برای اینکه از قافله عقب نماند، ایران نخست باید بر سر منافع درازمدت ایالات متحده در افغانستان به توافق برسد که در چند جبهه، منافع ایران را نیز تأمین کند.
موضع غنی
با آنکه تهران از تشکیل حکومت وحدت ملی استقبال کرد، ایرانیها خیلی دوست داشتند که رقیب اصلی اشرف غنی، عبدالله عبدالله، رییس جمهور افغانستان شود. روابط ایران با عبدالله عمیق است و به دههی 1990 میلادی میرسد که در آن زمان، ایران حمایتکنندهی اصلی ائتلاف شمال در برابر طالبان بود.
در سوی دیگر، اشرف غنی مردی است که بیشتر عمرش را در غرب و سالها در ایالات متحدهی امریکا سپری کرده است. او آشکارا گفته است که ایالات متحده نقش حیاتی در آیندهی افغانستان خواهد داشت و خود را مطمئن ساخته است که ایران از موضع او در این رابطه آگاه میشود.
غنی در یک مصاحبهاش با دیپلماسی ایران (Iranian Diplomacy) که جناحهای معتدل در تهران طرفدار آن اند، گفته است که سیاست خارجی کابل ستونهای کلیدی مشخص دارد. او گفت که ادارهی او در قدم اول بر روابط با همسایههای نزدیک، جهان اسلام، ایالات متحده، اروپا و ناتو تمرکز خواهد کرد. غنی نخست بر موارد متعدد مثبت در مناسبات افغانستان-ایران اشاره کرد. او گفت که هردو کشور «جمهوری اسلامی» اند و برخلاف نزاع مرزی ویرانکننده با پاکستان، «بین دو کشور نزاع مرزی وجود ندارد.» غنی در این مصاحبهاش گفته است: «تا آنجایی که به ایران ربط میگیرد، ما یک برنامهی گستردهی اقتصادی استراتژیک داریم.» او یادآوری کرده که ایران یکی از واردکنندگان اصلی مواد غذایی است و این برای کشاورزان افغانستان فرصتی است که برای بازار 80 میلیونی ایران مواد غذایی تولید کنند.
همچنان غنی خاطرنشان کرد که افغانستان یک کشور محاط به خشکه است و به ایران به دیدهی بهترین راه وصل شدن به باقی جهان مینگرد و با تشویق اظهار کرد که دولت ایران کار بندر چابهار را تکمیل کند. چابهار بندری مربوط به دولت ایران است که برای تبدیل شدن به دروازهی اصلی تجارت برای آسیای مرکزی برنامهریزی شده است. غنی با ذکر این نکته که این بندر تجارت منطقهای را آسان میکند، گفت: «چابهار برای افغانستان خیلی مهم است.»
اما گویاترین جملههای غنی، جملههایی بودند که در بارهی مناسبات آیندهی افغانستان با ایالات متحده گفته شده بود. با آگاهی از اینکه ایران نگران تأثیرات حضور دوامدار ایالات متحده است، غنی دو نکته را یادآوری کرد. او گفت که موافقتنامهی دوجانبهی امنیتی با ایالا متحده (US-Afghan Bilateral Security Agreement) تهدیدی برای ایران نیست. این موافقتنامه که در ماه سپتامبر امضا شد، به نظامیان امریکایی و ناتو اجازه میدهد که بعد از پایان 2014 نیز در این کشور حضور داشته باشند.
به اصطلاح غنی، ایرانیها نباید از موافقتنامهی دوجانبهی امنیتی ترسی داشته باشند، بلکه از آن استقبال کنند؛ چون بهتر شدن اوضاع امنیتی افغانستان برای امنیت ایران مهم است. غنی برای اطمینان دادن به همسایهی ایرانیاش، غنی تعهد کرد که افغانستان هرگز به سکوی مداخله علیه ایران تبدیل نخواهد شد. گذشته از اطمینان دادن غنی که در جای خود مهم است، پیام ضمنی غنی واضح بود: ایران باید آگاه باشد که از کابل انتظار فاصلهگرفتن از همکاریاش با واشنگتن را نداشته باشد.
واکنش تهران
از هر لحاظ، ایرانیها خاموشانه منطق موضع غنی را میپذیرند؛ اما به نظر میرسد که نمیتوانند آن را آشکارا اعلام کنند. بعضی وقتها، مخالفت تهران با حضور دوامدار نظامیان ایالات متحده در افغانستان از سوی کسانی ابراز میشود که ظاهرا متعهد به بهبود مناسبات ایران-ایالات متحده اند و برای هماهنگی بین دو کشور بر سر منافع مشترک تلاش میکنند.
در اواخر ماه اکتبر گذشته در جریان کنفرانس استانبول در بارهی افغانستان که در چین برگزار شد، محمد جواد ظریف، وزیر خارجهی ایران خواستار بیرون شدن تمام سربازان خارجی از افغانستان شد. جواد ظریف مردی است که در دیگر موارد، سرسپرده تلاش میکند بین تهران و واشنگتن روابط حسنه برقرار شود.
بر روی کاغذ، چنین موضعی ایران و دشمن بزرگش، طالبان، را در یک صف قرار میدهد. طالبان نیز خواستار بیرون شدن تمام سربازان خارجی از افغانستان هستند. با بیرون شدن تمام سربازان خارجی، سرانجام، ایرانیها شاهد بازگشت طالبان به کابل خواهند بود و به این خاطر است که مخالفت قاطع ایران با حضور سربازان خارجی در افغانستان، به دلایل متعدد، نمیتواند برای ما متقاعدکننده باشد.
نخست، هدف استراتژیک بزرگتر در میان جناحهای میانهرو حکومت ایران، یافتن زمینههای مشترک سودمند برای همکاری با واشنگتن است. سید حسین موسویان، یکی از مقامهای بلندرتبهی پیشین حکومت ایران که اکنون در ایالات متحده زندگی میکند، اما با حکومت حسن روحانی نزدیک است، در این اواخر سودمند بودن همکاری ایالات متحده-ایران را در افغانستانِ بعد از 2014 برجسته کرد.
او آشکارا از ایالات متحده خواست که ایران را «شریک استراتژیک»ش در افغانستان بسازد. با در نظرداشت ابراز نظر ظریف در کنفرانس استانبول، پالیسیسازان امریکایی را اگر در رابطه به نیت ایران در افغانستان گیج شده باشند، باید بخشید. حتا جناحهای میانهرو در تهران، هنوز هم فرصت دارند که در بارهی این مسئلهی مهم تصمیم بگیرند.
همزمان با اینکه ایران باید یاد بگیرد که با گزینههای ناخوشآیند- مانند تعهد قوی غنی به همکاری با ایالات متحده- در افغانستان بسازد، متوجهِ نه تنها از دست دادن فرصتهای اقتصادی باشد، بلکه هزینههای دیپلماتیک تبدیل شدن به عامل ضعیف در محاسبات کابل را نیز در نظر بگیرد.
در این واخر، در جریان یک مصاحبه از رییس بخش آسیا و اوقیانوسیه در وزارت خارجهی ایران پرسیده شد که چرا ایران نتوانسته است با کابل پیمانهای امنیتی امضا کند، در حالی که ایالات متحده، ترکیه و پاکستان در تلاشهایشان موفق بودهاند؟ پاسخ این مقام ایرانی که موافقتنامهها «در حال آماده شدن هستند» به هیچوجه قناعتبخش نبود.
به عبارت دیگر، وزنهی ایران در معاملات افغانستان هیچگاهی سبکتر از امروز نبوده است. دلیل آن هم، مخالفت غریزی ایران با نقش برجستهی ایالات متحده در این کشور است. با پذیرفتن این واقعیت که دستکم اکنون، مردم افغانستان همکاری استراتژیک با واشنگتن را برگزیدهاند، ایرانیها میتوانند درِ فرصتهای بیشتری را به روی خود بگشایند، هم در افغانستان و هم در مناسبات ایران-ایالات متحده.
