منبع: فارین پالیسی
نویسنده: اجمل شمس
برگردان: حمید مهدوی
اشرف غنی، رییس جمهور تازه انتخاب شدهی افغانستان اخیرا به امید اینکه فصل جدیدی از روابط میان دو کشور همسایهی افغانستان و پاکستان گشوده شود، در رأس یک هیأت بلندپایه از پاکستان دیدار کرد. اشرف غنی، برخلاف حامد کرزی، در رساندن پیامش به رهبری پاکستان، صریحتر بوده است. حکومت پاکستان و حلقههای سیاسی آن، بهطور گسترده با وضاحت دیدگاه او آشنا اند. من، به عنوان مشاور پیشین غنی، زمانی که رییس کمیسیون انتقال امنیتی بود، از مهارتهای دیپلماتیکی و فهم او بهدرستی آگاهم. با اینحال، با وجود تمام خوشبینیها، هیچ نشان واضحی مبنی بر دستیابی به موفقیت در آیندهی نزدیک وجود ندارد.
در جریان بیش از یک دهه ریاست جمهوری حامد کرزی، رییس جمهور پیشین، روابط با پاکستان سختترین چالش سیاست خارجی او باقی ماند. او متقاعد شده بود که هرگونه تلاش برای عادیسازی روابط با پاکستان انجام شده است، هرچند این تلاشها دستآوردی در پی نداشتند. رییس جمهور پیشین، بیش از حکومت ملکی پاکستان، تشکیلات نظامی این کشور را مانع اصلی میدانست. در این مدت، حکومت افغانستان بهصورت واضح یک استراتژی منسجم در رابطه به پاکستان نداشت. نقش داشتن چندین طرف سهیم در افغانستان و منافع سیاسی واگرا، بخشی از پیچیدگی در فرمولبندی یک سیاست خارجی خوب تعریف شده بودند.
اکنون همهی چشمها به غنی که پسزمینهی غنی در زمینهی اقتصاد و دولتسازی دارد، دوخته شدهاند تا روابط پیچیده با پاکستان را بازتعریف کند. از آنجایی که رهبری افغانستان قویا به رابطهی علت و معلولی بین میزان خشونت در افغانستان و درجهی خصومت پاکستان باور دارد، فرض بر آن است که روابط دوستانه و بر اساس همکاری و احترام دوجانبه با پاکستان، در نهایت به صلح دوامدار در افغانستان میانجامد.
تشکیلات نظامی پاکستان از قدیم میان طالبان «خوب» و طالبان «بد» فرق قایل شده است. تشکیلات نظامی پاکستان صرف آن دسته از گروه طالبان را دشمن میپندارد که در پاکستان عملیات تروریستی انجام میدهند و وحشت ایجاد میکنند. سرتاج عزیز، مشاور امنیت ملی پاکستان اخیرا بیانیهی بحثبرانگیزی را صادر کرد که صرف به بیاعتمادی دامن زد. وی گفت که حکومت او صرف زمانی علیه طالبان میجنگد که تهدیدی علیه پاکستان باشند. سرتاج عزیز در مصاحبهای با بخش اردوی بیبیسی گفت که قرار نیست پاکستان گروههای شورشیای را هدف قرار دهد که «تهدیدی علیه دولت» نیستند. این گفته عکسالعملهای قوی حکومت افغانستان را باعث شد و تأیید کرد که پاکستان در زمینهی برخورد با گروههای طالبان رویکرد انتخابی داشته است.
سهل گرفتن بیش از حد و اذعان نکردن به پیچیدگی سیاست طالبان، یکی از نقاط ضعف حکومت افغانستان باقی مانده است. با این حال، در زمان ریاست جمهوری اشرف غنی، به نظر میرسد که یک سلسله تلاشها در این زمینه در جریان باشند، هرچند این یک وظیفهی دشوار خواهد بود. از زمانی که حکومت جدید وحدت ملی قدرت را در اختیار گرفته است، تعداد حملات تروریستی در سراسر کشور بهشدت افزایش یافته است و در این میان کابل هدف اصلی بوده است. با اینحال، با وجود میزان بالای ناراحتی در میان افغانها، پیام غنی در صحبت با بیبیسی در جریان کنفرانس اخیر لندن، خوشبینانه بود.
اشرف غنی مطابق به وعدههای انتخاباتیاش، تلاشهایی را در راستای ایجاد چارچوب اصلی تأمین صلح در کشور راهاندازی کرده است. استفاده از یکپارچگی اقتصادی منطقهای به عنوان اساس اعتمادسازی میان افغانستان و پاکستان، استراتژی اصلی غنی برای تأمین صلح است. این اتفاقی است که غنی و نواز شریف، نخستوزیر که پسزمینهی تجاری دارد، هردو از نقش اقتصاد در افزایش اعتماد دوجانبه تقدیر میکنند. بنابراین، زمان آن فرارسیده است تا جیواکونومیک بهطور قسمی جانشین جیوپلیتیک شود تا اشتراکات به منظور روابط خوب همسایهداری فراهم شوند.
اینکه پاکستان چه اندازه از نفوذش بر طالبان برای آوردن آنها به میز گفتوگوها با حکومت افغانستان استفاده خواهد کرد، در حد حدس و گمانها است. اما جیوپلیتیک میتواند پاسخ آن باشد. ظاهرا پاکستان در گذشته گیر کرده است و هنوز بهدنبال عمق استراتژیک در افغانستان است. تا زمانی که این کشور این جاهطلبیاش را رها نکند، همچنان تداوم شورش در افغانستان را دوست خواهد داشت و وضعیت موجود ادامه خواهد یافت.
علاوه برآن، پاکستان از توافقنامهی دوجانبهی امنیتی که افغانستان اخیرا با امریکا امضا کرد نیز خوشحال نخواهد بود. از سوی دیگر، افغانستان اطمینان داده است که این توافقنامه، خطری به امنیت پاکستان نیست. زمان آن رسیده است که تشکیلات پاکستان رویکرد سنتیاش نسبت به افغانستان را بازبینی کند. برای پاکستان عاقلانهتر این است که در افغانستان یک حکومت دوست بخواهد، تا حکومتی که چاپلوس پاکستان باشد.
همچنین این برای پاکستان دشوار است که بهتدریج این واقعیت را بپذیرد که روابط افغانستان با هند، رقیب اصلی این کشور، بهشدت صمیمانه بوده است. در دورهی پس از طالبان، هند در زمینههای انکشاف و تأمین ثبات در افغانستان جنگزده فوقالعاده سرمایهگذاری کرده است. هند دوست دیرینهی افغانستان بوده است. در عین حال، نمیتوان ظرافت سیاسی روابط افغانستان و هند از دیدگاه پاکستان را نادیده گرفت. گهگاهی، پاکستان هراس دارد که حکومت افغانستان به قیمت نادیده گرفتن نگرانیهای قبلی امنیتی، هند را به عنوان شریک استراتژیکش انتخاب کند. حتا بدتر اینکه هند از خاک افغانستان علیه پاکستان استفاده خواهد کرد. از سوی دیگر، افغانستان به شکل مستقیم و غیرمستقیم به پاکستان اطمینان داده است که به روابطش با هند باید به عنوان روابط مستقلانهتر دیده شود.
حکومت جدید اشرف غنی باید از دینامیزمهای کلی منطقهای و همچنین ابعاد بینالمللی روابطش با پاکستان، باخبر باشد. بنابراین، افغانستان و پاکستان، هردو، ظرفیت باالقوه برای ارائهی تعریف جدید از روابطشان دارند که در نهایت زمینه را برای تأمین صلح واقعی در سراسر منطقه مساعد خواهد کرد. با اینحال، غنی هیچ کاری نمیتواند، مگر اینکه پاکستان با یک دید جدید آیندهنگر، به ابتکار عملهایش پاسخ مشابه دهد.
