حسین قرباغیان
افغانستان از جملهی کشورهای جوان در جهان به شمار میرود که بیشتر از نصف نفوس این کشور را جوانان تشکیل میدهند. در طول یک دههی اخیر جوانان افغانستان در برخی از عرصهها، از جمله تحصیلات، ابتکارات علمی، فرهنگ و ورزش نقش بسیار مهمی بازی کرده و باعث سربلندی کشور شدهاند. در واقع، دامنه و حوزهی این افتخارآفرینیهای جوانان گسترده میباشد؛ از میدانهای ورزشی در سطح ملی و بینالمللی گرفته تا مسابقههای علمی، از ایثارگریها و جانفشانیها در صوف نیروهای امنیتی، اعم از اردو، پولیس و امنیت ملی گرفته تا مبارزه و دادخواهیها برای تحقق عدالت و حقوق بنیادی شهروندان و همچنان حضور گسترده در انتخابات؛ چه به حیث رایدهندگان، چه در جایگاه برنامهریزان کمپاینها یا هم به عنوان بسیجکنندگان سایر طیفهای اجتماعی در راستای تقویت این روند دموکراتیک. بدون تردید، همهی این تلاشها تصویر متفاوتتری از افغانستان به نمایش گذاشته و امید بیشتری خلق کردهاند.
اما در این میان آنچه در طول یک دههی اخیر نادیده انگاشته شده است، عدم حضور قناعتبخش نسل جوان در سطوح رهبری و مدریت کلان کشوری است. در حکومتهای گذشته، دولتمردان و مدیران ارشد دولتی از جوانان تنها استفادهی نمادین و ابزاری نموده و در عمل، کمتر به نیرو و خلاقیت آنها در سطوح مختلف مدیریتی اهمیت دادهاند. یکی از دلایل اصلی این مسئله، عدم اعتماد به ظرفیت و تواناییهای مدیریتی جوانان است. این در حالی است که انتخاب و جابهجایی جوانان در بدنهی بروکراسی حکومت، زمینهای را برای حکومتداری خوب، اصلاحات سیستماتیک، محو تدریجی فساد و ترویج خلاقیت را فراهم میکند.
یکی از چالشهای بنیادی که دولت وحدت ملی با آن مواجه است، فساد اداری میباشد. بر اساس آخرین گزارش سازمان شفافیت بینالملل، افغانستان در فهرست فاسدترین کشورهای جهان در ردهی چهارم قرار گرفته است. مطالعات در الگوی پیشرفت و توسعهی کشورهای منطقه و جهان نشان دادهاند که یکی از مؤثرترین راهها برای حکومتداری بهتر، استفادهی برنامهریزیشده از نیروهای جوان در سطوح کلان مدیریت دولتی است؛ زیرا بر اساس یافتههای ادبیات توسعه، جوانان از نظر توان فزیکی و فکری نسبت به کهنسالان در وضعیت بهتری قرار دارند، انگیزهی کمتری به ارتکاب فساد مالی و اداری داشته و به ارزش های ملی متعهدتر میباشند.
عدم تخصص، کمسوادی و عدم آشنایی مدیران ارشد دولتی با شرایط و نیازهای افغانستان و مطالبات، یکی از عوامل ناکامی دولت در ارائهی خدمات و مصرف بودجهی توسعهای وزارتخانهها میباشد. طوری که در اکثر تحقیقهایی که انجام شده، به ظرفیت پایین در ادارههای دولتی انگشت انتقاد گذاشته شده است. در کابینههای گذشته، پالیسیسازان سطح عالی از نیروی انسانی و خلاقیت جوانان بهندرت استفاده کردند و بیشترین وزیران کابینههای گذشته را افراد کهنسال، کمسواد و کهنهفکر تشکیل میدادند. در حالی که خوشبختانه امروز در کشور ما در عرصههای گوناگون جوانان تحصیلکرده، متخصص و خلاق وجود دارند که اگر برایشان فرصت داده شود، بدون شک، آنها میتوانند بهخوبی نهادهای دولتی را مدیریت کرده و فساد را در این ادارات کاهش دهند.
در این میان، خود جوانان هم ناآگاهانه دست به تخریب، اتهام و شخصیتکشی همقطاران خود پرداخته و در نتیجهی آن، زمامداران برای نادیده انگاشتن جوانان بهانهای یافته و از این ضرورت اساسی بهراحتی فرار کردهاند؛ چنانکه هرگاه یک یا چند فرد از میان نسل جوان در یکی از جریانها یا روندهای سیاسی و اجتماعی سر بلند کردهاند، تعداد دیگری ناخواسته تحت تأثیر اهداف افراد مغرض قرار گرفته و کمر به تخریب آنها بستهاند؛ بیخبر از اینکه با این کار خود منافع قشر بزرگی از جامعه را که خودشان نیز بدان تعلق دارند، به خطر میاندازند.
حال، بهخاطر جلوگیری از تکرار تجربههای تلخ گذشته، در گام نخست، لازم است که جوانان خود از نخبگان سیاسی همنسل خویش قاطعانه حمایت کرده و با طرح ضرورت جابهجایی نسلی، رهبران و نخبگان سیاسی را تشویق و ترغیب کنند و در صورت امکان، آنها را تحت فشار قرار دهند تا در ترکیب حکومت جدید از نیروی جوان در سطوح کلان مدیریتی کشور حمایت کنند. جوانان به مثابه یک کتلهی اجتماعی نیرومند با استفاده از ابزارهای دموکرایتک باید رهبران حکومت وحدت ملی را تحت فشار قرار دهند که در کابینه و تشکیلات جدید حکومت، برعلاوهی رعایت تخصص و تعهد، حضور مؤثر جوانان را در نظر بگیرند.
افزون بر آن، با در نظرداشت مصالح قشری، نیاز است که جوانان در گام نخست، به توانایی همنسلان خود اعتماد کرده و با همدیگر دست یاری دهند تا باشد که زمینهی حضور مؤثرشان در نهادهای ملی و لایههای مختلف ساختار اجرایی حکومت آینده فراهم گردد.
