منبع: نیویورک تایمز
نویسنده: جوزف گولدستین
برگردان: حمید مهدوی
خالدالدین که مثل تعداد زیادی از افغانها صرف یک نام دارد، قبلا برایش تخلص هم انتخاب کرده است تا در جمع نخستینها قرار گیرد. او تصمیم گرفته است تخلصش «معراج» باشد و با افتخار معنای آن را توضیح میدهد.
اما خالدالدین به عنوان کارمند احصائیهی حکومت افغانستان، باید چیزهایی بیش از انتخاب نام برای خودش را در نظر داشته باشد. او جلودار تلاشهای حکومت افغانستان برای تشویق همهی افغانها در سرتاسر کشور است تا برایشان نام خانوادگی انتخاب کنند.
این یک برنامهی کلان است، برنامهای که بهدنبال تغییر– و تاحدی معیاری ساختن– عرف انتخاب نام در افغانستان است و تا حدی انعطافپذیر است که رییس جمهور جدید کشور دستوری مبنی بر واضح ساختن نامی که میخواهد استفاده کند، صادر کرد. نام او به عنوان یک نامزد انتخابات ریاست جمهوری، اشرف غنی احمدزی بود. اکنون، به عنوان رییس جمهور، نامش صرف محمد اشرف غنی است.
خالدالدین فکر میکند بیست و هشت ساله است (افغانها همچنین تشویق میشوند تا برایشان تاریخ تولد انتخاب کنند) و تیمش هر روز خانه به خانه میرود و تلاش میکند خانوادهها را به پرکردن برگههای سرشماری تشویق کند. انجام سرشماری، حتا در کشورهای توسعهیافته، میتواند مشکل باشد؛ اما در افغانستان، چالشهای منحصربهفردی مانند دوری جستن از طالبان و رفت و آمد در کوههای پامیر و هندوکش که در درههای دورافتادهی آنها تعداد بیشماری از افغانها زندگی میکنند، وجود دارند.
با این وجود، فرهنگ میتواند بزرگترین مانع باشد. بسیاری از مردم نام خانوادگی ندارند. اکثریت تاریخ تولدشان را نمیدانند و زنان افغان بهصورت عموم، در صورتی که شوهرانشان در خانه حضور نداشته باشند، به پرسشها پاسخ نمیدهند و این کار اغلب در جریان روز میشود، زمانی که کارمندان احصائیه در میزنند (برای انجام سرشماری به خانهها مراجعه میکنند).
خالدالدین در حالی که در یک سرک خاکی ایستاده بود، گفت: «به آنها میگوییم، اگر نام خانوادگی ندارند، برایشان یک نام انتخاب کنند». پرچمهای رنگارنگ شیعهها بالای خانهها برافراشته بودند. در داخل آنها، خانوادههایی بودند که انتظار ثبت نام را میکشیدند. وی توضیح داد: «وقتی نام خانوادگی داشته باشید، از هرچیزی استفاده کرده میتوانید».
بزرگترین سرشماری افغانستان، پس از تأخیر طولانی، آغازهای نیمهکاره و حیفومیل شدن میلیونها کمک خارجی، سرانجام در جریان است. این روند، چیزی بیش از شمردن تعداد افراد است و مقامها امیدوار اند، از نوع تقلب انتخاباتی که دامنگیر انتخابات ریاست جمهوری سال جاری شد، نیز جلوگیری خواهد کرد.
گروههای سرشماری اغلب یک مرد و یک زن را شامل اند و معمولا زمان قابل توجهی را در انتظار پشت دروازههایی سپری میکنند که هرگز باز نمیشوند. اخیرا در یک بامداد، زمانی که تیم سرشماری در مجتمعهای مکروریان، آپارتمانهای ساخت شوروی که بسیاری از کابلیهای طبقهی متوسط در آنها زندگی میکنند، به یکی از خانهها در زد، صدای خفیفی از داخل شنیده شد. مسعود رحمانی، یکی از ناظران این سرشماری گفت: «پدر خانوادهای که در این آپارتمان زندگی میکند، در خانه نیست- پس آنها نمیتوانند برگهها را خانهپری کنند». «این مشکلی است که ما معمولا با آن مواجهیم».
در یکی از محلهای دیگر، در شمال کابل، زنی دروازه را باز کرد؛ اما صرف تیلفونی را به خالدالدین داد. پشت خط شوهر او بود و از آنها خواست بعدا بیایند. از زمانی که کارمندان احصائیه در سال جاری کارشان را آغاز کردهاند، آنها 70 هزار تن (صرف 2 درصد جمعیت کابل) را ثبت کردهاند. مقامهای خوشبین افغان میگویند که سالها زمان خواهد برد تا سروی در سراسر کشور تکمیل شود. همایون محتاط، مدیر این پروژه گفت: «ما معتقدیم در جریان پنج سال، هفتاد درصد جمعیت سروی خواهد شد».
هیچکسی نمیداند چه تعداد مردم در افغانستان زندگی میکنند. آخرین سرشماری در سال 1979 تعداد مردم افغانستان را 14.6 میلیون تن دریافت. نظر به گفتهی مقامها، ادارهی ثبت احوال نفوس افغانستان در حال حاضر 17 میلیون تن از شهروندان افغانستان را ثبت دارد.
این اداره، جایی است که سالها شهروندان بهدنبال پاسپورت، شرکت در ارتش یا تغییر حالت مدنیشان به اینجا آمدهاند. به هر صورت، قبل از انجام این کارها، صحت و سقم هویت مراجعه کننده باید در یکی از کتابهای این اداره تثبیت شود. منشیهای این اداره میگویند که آنها تقریبا هیچگاهی در یافتن و تعیین محل معلومات ثبت شده ناکام نمیمانند، به استثنای آدمهای بدشانسی که نامشان در صفحهی اول یا آخر درج شده باشند. نامها و عکسها در طول چندین دهه، عمدتا از استفاده خارج شدهاند. منشیهایی که در اینجا کار میکنند، توانایی خوبی در حدس زدن سن افراد دارند و در جایی که تعداد اندکی از افراد سن و سالشان را میدانند، این یک ضرورت است. آقای محتاط حدس میزند که نتیجهی سرشماری، چیزی در حدود 35 تا 40 میلیون افغان خواهد بود.
این در حالی است که شمردن تعداد شهروندان در مقایسه با ثبت آنها از اولویت کمتری برخوردار است. از هر بزرگسال خواسته میشود به بیشتر از 30 پرسش پاسخ بدهد تا انواع دادههای شخصی او فراهم شوند. همچنین هر افغان یک کارت هویت جدید دریافت میکند که با خود یک عدد چیپ دارد. این چیپ حاوی دادههای بایومتریک، از قبیل اسکن عنبیه (چشم) و اثر انگشت است.
بسیاریها نگرانند که کارتهای جدید، توازن ظریف و حساس قومی در کشور را برهم خواهد زد. افغانستان از لحاظ قومی متنوع است و پشتونها، بزرگترین گروه قومی، در جنوب و شرق، و تعداد قابل ملاحظهای از اقلیت تاجیک در شمال کشور بهسر میبرند. گروههای قومی دیگر این کشور هزارهها، که بارها مورد آزار و اذیت قرار گرفتهاند، ازبکها و دیگر اقوام اند.
اما برای بسیاری از افغانها، پرسشی که باید با احتیاط و مهارت به آن پاسخ دهند، احتمالا نامشان است. در حالی که برخی از کشورها، بهشمول ایران و ترکیه، نام خانوادگی را در نیمهی اول قرن بیستم بر شهروندان خود تحمیل کردند، این کار هرگز در افغانستان انجام نشد.
طبیعت دورافتاده و قبیلهای روستاهای افغانستان ممکن است با فقدان نام خانوادگی ارتباط داشته باشد. همچنین یکی از دلایل دیگر آن احتمالا ضعف تاریخی حکومت افغانستان است که بهخاطر سهولت ردیابی آنها به مقاصد سربازگیری و اخذ مالیه از آنها، بهنامهای ثابت تمایل داشته است.
برخی از افغانها در سالها اخیر هنگام درخواست ویزای کشورهای خارجی نام خانوادگی انتخاب کردهاند. دیگران با ورود سازمانهای خارجی و استخدام کنندهها، پس از سقوط حکومت طالبان در سال 2001، این کار را انجام دادهاند.
با این حال، وقتی محمد اختر، یک فرمانده بازنشستهی پولیس ماه گذشته دروازه را به روی تیم خلیلالدین گشود، گفت که آماده است یک نام خانوادگی انتخاب کند و آن را نام خانوادگی هفت کودکش بگذارد. وی توضیح داد، «محمد اختر»، صرف نام اول او بود. نایبخیل، نام قبیلهاش را به عنوان نام خانوادگیاش انتخاب کرده است. وی گفت: «من در مورد این نام فکر کردهام و حالا آمادهام آن را انتخاب کنم». خلیلالدین، کارمند احصائیه به نوبت خودش گفت که نسخهی مختصر نام پدرش، که معراجالدین نام دارد را به عنوان نام خانوادگیاش استفاده خواهد کرد، هرچند پدر و دیگر اقاربش حنیفی را به عنوان نام خانوادگیشان انتخاب کردهاند. وی گفت: «اعضای خانوادهام حنیفی را استفاده میکنند؛ اما من معراج را استفاده خواهم کرد». «من به پدرم گفتم که نام او را به عنوان نام خانوادگیام انتخاب خواهم کرد. او با وجودی که چیزی نگفت، در این مورد خوشحال است».
