علی شیر شهیر
اگر معلمى پس از اندازهگيرى و بهدست آوردن اطلاعات، کيفيت نتايج يا اطلاعات بهدست آمده را مورد توجه قرار دهد و به تحليل آن بپردازد، گفته مىشود که او عمل ارزشيابى را انجام داده است؛ بهطور مثال، هرگاه به توانايى کسى نمره بدهيم و اين نمره را يادداشت کنيم، توانايى وى را اندازهگيرى کردهايم، ولى هرگاه اين نمرهها را تفسير کنيم، يعنى آنها را با معيارهاى ويژه يا ضوابط معينى مقايسه کنيم، ديگر تنها عمل اندازهگيرى انجام ندادهايم، بلکه توانايى پيشرفت شاگردان را ارزشيابى کردهايم. پس ارزشيابى نوعى داورى در مورد فرد است، بر اساس اطلاعات معتبر.
ارزشيابي پيشرفت تحصيلي، به نمره دادن و صدور گواهينامه خلاصه نميشود، بلکه يکي از اهداف اصلي آن رفع نواقص يادگيري دانشآموزان است و همچنان کمکی است برای خود آموزگار در شيوههاي آموزشي.
با توجه به گفتههای فوق، میتوان نتایج زیر را بهدست آورد:
1 – ارزشیابی فرایندی منظم و سیستماتیک است. بنابراین، به برنامهریزی دقیق نیاز دارد.
2 – ارزشیابی بیشتر یک فرایند کلی است تا جزئی؛ یعنی کل فرایند یاددهی- یادگیری را دربرمیگیرد.
3 – ارزشیابی همواره متوجه هدفی است و هدف نهایی آن اصلاح و بهبود فرایند یاددهی و یادگیری است.
4 – ارزشیابی نیازمند ملاکهای معینی است که بر اساس آن در بارهی مطلوبیت یک امر قضاوت میشود.
5 – ارزشیابی در نهایت به نوعی عمل و تصمیمگیری میانجامد.
پس میتوان گفت، امتحان نوعی ارزشیابی است که طبق اصول معینی انجام میشود و وسیلهای است برای توصیف و اندازهگیری تغییر رفتار دانشآموزان برای اهداف آموزش و پرورش و کمک به بهبود یادگیری آنها.
در صورتي که ارزشيابي صحيح و مناسبي صورت نگيرد، تبعاتي همچون کاهش علاقهی دانشآموزان/ دانشجویان، هدر رفتن سرمايههاي مادي و انساني، افزايش نرخ مردودي و تکرار پايه، اختلال در رشد عاطفي دانشآموزان/ دانشجویان، از ميان رفتن خلاقيت و… را در پي خواهد داشت.
دانشگاه کابل یکی از دانشگاهای شهیر و معیاری دولت افغانستان است که از عمرش 80 سال میگذرد؛ اما متأسفانه شیوهی گرفتن امتحان و ارزشیابی در این دانشگاه همواره با شکایت دانشجویان همراه بوده است. دانشجویان میگویند، شیوهی گرفتن امتحان در این دانشگاه نوعی استعدادکشی است تا ارزشیابی.
دانشجویان چه میگویند؟
محمد امین رسالت، یکی از دانشجویان این دانشگاه میگوید: آزمون دانشگاه بیشتر به یک معما میماند؛ در دانشگاه فرهنگ خودخوانی و مطالعهی آفاقی موضوعی است که کمتر مورد توجه است؛ موضوعی که استادان و دانشجویان صادقانه به آن اعتراف میکنند؛ اما هیچکدام حاضر نمیشوند در این راستا تقصیری را به گردن بگیرند. برای جبران این نقیصه، آنان راهی که به ترکستان میانجامد را در پیش میگیرند. برخی استادان برای وادارکردن دانشجویان به جزوهخوانی، انتظار دارند جزوههای درسی چون وحی منزل با کامه و نقطه حفظ شوند. برای آزمودن صداقت دانشجویان در این باب، پرسشهای جاخالی در آزمونهای آخر سمستر، مناسبترین گزینه است. استادان در زمان طرح پرسش با دقت تمام نقطههایی را پیدا میکنند که برای دانشجو شباهت به گودال خاک پوشیده دارد. جای این نقطه در پرسشها خالی است و دانشجو در اثنای مواجهه با آن، از ذهن خداخبر استاد بیخبر است. در نهایت، از روی اجبار هرچه در ذهن آمد را مینویسند؛ ممکن واژهای مترادف با واژهی مورد نظر استاد باشد؛ اما این واژه، مورد پذیرش استاد نخواهد بود. او شاید واژهی «مینماید» خواسته باشد؛ اما دانشجو ممکن «میکند» بنویسد که در دایرهی قضاوت استاد نادرست است.
رسالت میافزاید، گاهی ذکاوت و لیاقت دانشجو با خردنویسی محک زده میشود. در پرسشهای جاخالی، فضای کافی برای پاسخ نوشتن نیست و پاسخ نوشته شده ممکن از خطهای تعریف شدهی ذهن استاد تجاوز کند. زمانی هم جاخالیهای پیهم یک سوال، دستکم یک پاراگراف هفت تا ده سطری را در برمیگیرد که در این موارد بیتردید قلم دانشجو در وقت پرکردن آنها خواهد لغزید. اینجاست که دانشجو از دید استاد نمرهی کامیابی نمیگیرد و بار منت استاد بر دوشش سنگینی میکند. دانشجویان برای گرفتن نمرهی کامیابی، مجبور اند کامهها و نقطهها را پاراگراف به پاراگراف دنبال کنند. در نهایت میشود گفت که شیوهی آزمون و طرح پرسش بیتردید یکی از عاملهایی است که فرصت مطالعه و تحقیق را از دانشجویان میگیرد که این خود قاتلی است برای استعدادهای دانشجویان.
داوود توانا، دانشجوی دانشکدهی روانشناسی این دانشگاه میگوید: آزمون، برعلاوهی اینکه وسیلهی ارزیابی میزان یادگیری از مواد تدریس شده در طول دورهی تعلیمی و تحصیلی است، وسیلهی ارزیابی استعداد و توانایی مبنی بر سابقهی مطالعه و کوششهای تعلیمی و تحصیلی نیز هست، یعنی نه تنها از میزان برداشت و حفظ نکات تدریس شدهی فعلی ارزیابی شود، بلکه از آنچه که یک فرد در طول تحصیلش دریافت کرده نیز ارزیابی شود. اما متأسفانه در سیستم ارزیابی دانشگاههای دولتی، آزمونها نه تنها یک ارزیابی فراسمستری نیستند، که حتا فراچپتری هم نیستند؛ یعنی استادان بهجای اینکه از میزان فهم دانشجویان امتحان بگیرند، از میزان درگیریی آنان با عبارات کلاسیک و غیردستوری جزوهها امتحان میگیرند. در این صورت، دانشجویان برای اثبات استعدادشان بهدنبال عکسبرداری ذهنی از ساختار ناجور جملات میروند، نه اینکه تلاش کنند موضوعات مورد بحث دوران تحصیل را بفهمند!
بنابراین، مشکل عمدهای که دامنگیر سیستم ارزیابی و تشخیص استعدادها در این سازمانهای تحصیلی میشود، دقیقا همین مسئله است که شیوهی ارزیابی بیشتر عبارتگراست تا اینکه مفهومگرا باشد. چنین شیوهی ارزیابی بهنوعی استعدادها را در خفا قرار میدهد و همهی افکار و انرژی ذهنی دانشجو به عکسبرداری واژههای جزوههای درسی هدر میرود.
عزیزه کریمی، دانشجوی دانشکدهی علوم اجتماعی این داشگاه میگوید: پروسهی اخذ امتحانات در دانشکدهی آنها فاقد یک روش و قانون مشخص میباشد. رابطهی «ارباب-رعیتی» که بین دانشجو و استاد دانشگاه برقرار است، عامل دیگری است که هیچ دانشجویی به خود جرئت داده نمیتواند که برخلاف روش امتحانگیری برخیزد و نقد کند. وی میگوید، وزارت تحصیلات عالی هیج نظارتی بر چگونگی طرح سوال استادهای دانشگاه ندارد.
معصومه سلطانی، دانشجوی دانشکدهی ژورنالیزم این دانشگاه میگوید: بعضی استادان سوالهای امتحان را میخواهند طوری طرح کنند که دانشجویان دقیق ندانند که منظور استاد بهطور مشخص از این پرسش چه بوده است. اینجاست که ذهن دانشجویان جام میماند. این استادان بهنوعی میخواهند دانشجو همیشه منتبار آنان باشد. وقتی میخواهیم در این مورد شکایتی درج کنیم، کسی نیست که صدای ما را بشنود. وزارت تحصیلات عالی میگوید که در هر دانشکده کمیتهای بهنام کمیتهی امتحانات تشکیل داده است که این کمتیه صرف در ورق تشکیل شده است و وجود ظاهری ندارد.
وزارت تحصیلات عالی چه پاسخی دارد؟
عبدالعظیم نوربخش، سخنگوی وزارت تحصیلات عالی میگوید که همهی امتحانهای دانشگاهها طبق لایحهی امتحانات مؤسسههای تحصیلات عالی گرفته میشود. این لایحه شامل کمیتههایی است که از چکونگی اخذ امتحانها نظارت میکند که از آن جمله کمیتهی امتحانات است. وظیفهی کمیتهی امتحانات عبارت است از بررسی نظم امتحانات، ارزیابی و تطبیق موادی که از جانب مراجع ذیصلاح به آنها سپرده میشود، ملاحظهی مطابقت سوالهای هر مضمون با شرایط پیشبینی شده در این لایحه، ارزیابی و رفع شکایت در رابطه به برگزاری امتحانات و…
هرگاه دانشجویی از روند امتحان و از چکونگی طرح سوالها شکایت داشته باشد، میتواند به این کمیته مراجعه کند و حق پایمال شدهاش را دوباره بهدست آورد.
دانشگاه کابل دارای بیش از ۱۶ دانشکده میباشد که سالانه از هر دانشکدهی آن حدود ۳۰۰ دانشجو فارغ میشود که در کل این دانشگاه سالانه بیش پنج هزار دانشجو را در مقطع لیسانس فارغ میدهد. «پنج هزار دانشجو»یی که برای اخذ گواهینامهی لیسانس، همهساله مجبور اند خودشان را در چوکات چنین امتحانهایی برابر کنند که از نتیجهی آن راضی نیستند.
