تجاوز جنسی؛ ابزار سلطه‌ی مردسالاری

اطلاعات روز

خادم‌ فایز

یکی از وظایف دولت در قبال شهروندان کشور، تأمین امنیت و آرامش و حفظ جان و مال شهروندان کشور است. دولت مسئولیت دارد امنیت فردی و اجتماعی شهروندان را تضمین کند و جامعه را به‌سوی ثبات، نظم و رفاه ‌اجتماعی رهنمون سازد؛ اما در این اواخر دیده می‌شود که تجاوز جنسی بر کودکان یکی ‌پی ‌دیگری اتفاق می‌افتد. تکان‌دهندترین آن تجاوز بر یک دختر سه‌ساله توسط سه‌ مرد در تخار است. سوال این‌جاست که چرا چنین اتفاقی می‌افتد و اگر می‌افتد، چرا اقشار مختلف جامعه با مهر سکوت بر لب‌شان، می‌خواهند از این رویدادها فرار کنند یا قفل خموشی بر آن بزنند.

ما شاهدیم که خیلی از شهروندان کشور، رگ‌های غیرت‌شان پندیدند و به عاملان تجاوز بر کودکان نفرین و لعنت فرستادند. اما با این کار‌شان حداقل احساس هم‌دردی را با قربانی نشان دادند. این رویکرد در جامعه‌، رویکرد عام، معمول و کلاسیک به قضایای تجاوز جنسی در سطح کلان اجتماعی است. با این طرز دید، «ما»‌ خود را از چنین رویدادی بیرون می‌کشیم و فقط فردی که مرتکب چنین جنایتی شده ‌است را متهم می‌کنیم. اما شاید لحظه‌ای هم به این فکر ‌نکنیم که آیا تا‌به‌حال «خودمان» برای کاهش خشونت در جامعه ‌کاری را انجام داده‌ایم؟ وقتی کسی از خودش چنین سوالی را می‌پرسد، آنگاه پی ‌می‌برد که خودش نیز گاهی در گسترش و تحکیم روابط مردسالارانه در جامعه نقش داشته است. این‌جاست که متوجه می‌شود، عمق فاجعه و دامنه‌ی جنایت‌ها و خشونت‌ها در جامعه گسترده‌تر از آن چیزی است که تصور می‌شود.

خاموشی اکثریت اقشار اجتماعی، اعم از روحانیون، جوانان، دانش‌آموزان، دانشجویان، فعالان مدنی، فعالان حقوق بشر و… نشانه‌ی فراموشی و چشم‌پوشی از قضیه است. واکنش‌ها علیه قضیه‌ی تجاوز بر دختر سه‌ساله در تخار در حد واکنش‌های فیس‌بوکی و لعنت‌گویی‌های پوپولیستی ماندند. در حالی که تجاوز بر کودک سه‌ساله، نه ‌تنها این عمل متجاوزان را غیرانسانی‌ ‌نشان می‌دهد، بلکه غیرانسانی‌ بودن زیست‌‌جهان ما را نیز به تصویر کشیده و برای تک‌تک ما یک پیام دارد: این‌که ‌ما در زیست‌جهانی غیرانسانی به‌سر می‌بریم؛ زیرا‌ وقتی دختری سه‌ساله مورد تجاوز قرار می‌گیرد، انسانیت، انسان‌گرایی، حقوق بشر، فعالیت‌های مدنی و… همه ‌و همه رخت بر‌می‌بندند.

در این دیار، «انسان» ارزان‌ترین و بی‌بهاترین موجود ممکن است؛ زیرا این‌جا شاید یکی از معدود‌ جاهایی باشد که ارزش‌های انسانی، حقوق بشری و حقوق شهروندی، انسانیت و حتا ارزشِ انسان تا پایین‌ترین حد ممکن تقلیل یافته است. اگر سری بریده می‌شود، کسی مورد تجاوز قرار می‌گیرد، کسی کشته می‌شود ‌یا کسی مورد بهره‌کشی و استثمار قرار می‌گیرد، هیچ اهمیتی ندارد. تنها واکنشی که در پاسخ به این رویدادها می‌توانیم بیابیم، ابراز تأسفی بیش نیست. در نهایت امر، می‌توانی فقط یک جمله را بشنوی، این‌که «‌این رویدادها در کشورمان نادر نیستند!»

تجاوز به مثابه‌‌ سلطه و هژمون مردسالارانه برای مهار و کنترول اجتماعی زنان، از سوی مردان است. مردان مردسالار نهایت تلاش‌شان را به شکلی از اشکال برای زیر سلطه قرار دادن زنان انجام می‌دهند و برای این کار، به هر‌نوع خشونت ممکن دست می‌زنند؛ از آزار و اذیت دختران گرفته تا تجاوز جنسی بر دختران و زنان. خشونت و مردسالاری در رگ‌رگ مردان این جامعه وجود دارد، حتا در من و تو. اما نسبت آن متفاوت است. کسی که دختران خرد‌سال یا زنان را به‌صورت گروهی یا فردی مورد تجاوز قرار می‌دهد، نسبت به کسی که فقط به آزار و اذیت دختران بسنده می‌کند، مردسالارتر است.

این سرزمین برای زنان جهنمِ تمام عیار است. جهنمی که در هیچ گوشه‌اش لحظه‌‌ای آرامش برای زنان پیدا نمی‌شود. مردان با دید مرسالارانه‌‌ی‌شان از همان آوان کودکی به کودکان می‌آموزند: «خانه‌ امن‌ترین مکان است». این جمله شاید خیلی زیبا و منطقی جلوه کند؛ اما‌ در این سرزمین خانه نه ‌تنها امن‌ترین مکان نیست، بلکه خطرناک‌ترین نیز هست‌ (به‌خصوص برای زنان کشور)؛ زیرا‌ مردمان این دیار ‌یکی از جاهایی که بیش‌ترین تحقیر، خشونت، آزار، بدبختی و فقر را در آن تجربه می‌کنند، «خانه» است. از همین مکان است که خبر‌ می‌رسد؛ کسی خودش را در خانه حلق‌آویز کرد، کسی خودش را در خانه‌اش آتش زد، یا کسی تمام اعضای خانواده‌اش را در خانه‌اش به‌ گلوله بست، کسی دخترش را در خانه‌اش مورد تجاوز قرار ‌‌داد، یا کسی در خانه‌اش مورد تجاوز قرار گرفت. همه‌ی این خودکشی‌ها و خودسوزی‌ها منشای اجتماعی دارد. این‌جاست که این مکان نه‌ تنها مکانِ امن نیست، بلکه مکان خطر و وحشت نیز هست. این خطر نه ‌فقط زنان را، بلکه کودکان، جوانان و تمام اعضای خانواده را نشانه می‌گیرد. البته نباید فراموش کرد که زنان نه ‌تنها در حوزه‌ی عمومی مورد خشونت‌های فیزیکی، روانی و کلامی قرار می‌گیرند، بلکه در حوزه‌ی خصوصی (خانه) نیز خشونت‌های مضاعف دیگری را ‌متحمل می‌شوند.

یکی از راه‌کار‌ها برای از بین رفتن مردسالاری این است که زنان برای دفاع از حقوق‌شان، با آگاهی لازم دست به مبارزه بزنند و مردانی که آرزوی جامعه‌ی انسانی‌تر را دارند، دست به اشاعه‌ی دانشِ حقوق بشری زده و هریک‌شان برای کاهش و محو نظام مردسالاری، از «خود» شروع کنند. بدین معنا که اگر مردان جامعه‌ی ما پدیرفتند که زنان و دختران‌شان حق مساوی با آنان دارند و آن را در زندگی‌شان عملی کنند و زنان نیز تشکل‌های حقوقی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برای مبارزه‌ی مشروع و مسالمت‌آمیز‌شان بسازند و عملاً در میدان ‌سیاسی، فرهنگی و اجتماعی به نبرد برخیزند، آن زمان می‌شود ‌آرزوی‌ رسیدن به جامعه‌ی ‌انسانی را داشت و امیدوار بود که نظام معیوب مردسالاری برچیده می‌شود. در غیر آن، باید دست به الاشه بگیریم بنشینیم و انتظار معجزه‌‌ی ناممکنی را بکشیم که بتواند روزی ما را از این منجلاب بیرون کند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه