رابرت زمان
عبدالاحد محمدی
انستیتوت مطالعات استراتیژیک افغانستان
برگردان: جواد زاولستانی
بخش آخر
توصیههای این پژوهش برای ساختن پالیسی
بر اساس گزارش ادارهی توسعهی بینالمللی ایالات متحده (2014)، ایالات متحده به تنهایی از سال 2001 به اینسو، بیشتر از 19 بیلیون دالر را در کمک به توسعهی افغانستان، بهشمول بخش آموزش، مصرف کرده است. در سال 2014، تخمینا بالاتر از 10 میلیون شاگرد، بهشمول 2.5 ملیون دختر، از این کمکها بهره بردهاند و اکنون شامل مکتب هستند. این در حالی است که در سال 2002، 900000 پسر به مکتب میرفتند و تقریبا مکتبی برای دختران باز نبود. همزمان با اینکه این آمارها امیدوارکننده و نشاندهندهی جنبههای مثبت دخالت ایالات متحده و جامعهی بینالمللی اند، نظارت از ادامهی این برنامهها حیاتی است تا اطمینان حاصل شود که این کمکها بیهوده مصرف نمیگردند و پیشرفت به عقبگرد تبدیل نمیشود. خطر باالقوهی دستبرد در این پروژهها خیلی بالاست؛ در حالی که هزینهی مصئون نگهداشتن این دستآوردها در مقایسه به مصارف انجام شده، خیلی اندک است.
با آنکه یافتههای ما نشان میدهند که دانشگاه در بنیادگراشدن دانشجویانش نقش قوی بازی نمیکند، وزارت تحصیلات عالی افغانستان میتواند برای دور نگهداشتن دانشجویان از بنیادگرایی در آینده، گامهای عملی بردارد. با اینکه گزینهی دست بهکار شدن پولیس برای برخورد با تظاهراتهای خشونتآمیز روی میز باقی است، از آنجایی که بسیاری از تظاهراتهای دانشجویی علیه استفاده از نیرو توسط دولت و نیروهای بینالمللی صورت میگیرد، یک رویکرد نرم گزینهی مناسبتری در درازمدت خواهد بود. این رویکرد باید شامل تشکیل ائتلاف یا سازمانی از نهادهای جامعهی مدنی گردد که از کارکردها، معیارها و کیفیت مواد درسی تحصیلات عالی افغانستان نظارت کند. بهطور خاص، آنان باید نظارت کنند تا جلو دخالتهای بیرونی را در تهیه و انکشاف برنامه و مواد درسی و تطبیق آن که باعث ترویج ایدیولوژی بنیادگرانه میشود، بگیرند. برعلاوه، به منظور حفظ سرمایهگذاریهای انجام شده در کشور، این اقدامها باعث دلسردی و محدود شدن نفوذ ایدیولوژیهای بنیادگرا خواهد شد.
گزینهی دیگر عبارت از تمویل و ساختن انجمنهای دانشجویی متنوع و گوناگون است تا مکمل انجمنهای دانشجویی تشکیلشدهی مذهبی باشند. در کنار فراهم کردن فعالیتهای فوق، برنامهی آموزشی برای دانشجویان، برنامههای مبتنی بر فعالیتهای غیرمذهبی، سبب تشویق اشتراک میانگروهی فراتر از تفاوتهای قومی و مذهبی میگردد و شرط عضویت در آن نیز قوم و مذهب نباشد. در نتیجه، این برنامهها نه تنها باعث دلسردی از ایدیولوژی بنیادگرایانه که بر جدایی مذهبی و قومی بنا شده است، میگردد، بلکه انسجام و هماهنگی قوی بین دانشجویان و اجتماعات آنان را تشویق میکند.
از آنجایی که اکثر دانشجویان نگران شغل بعد از تحصیل هستند، وزارت تحصیلات باید کاریابی، کارآموزی و برنامههای کاری تحقیقی را برای دانشجویان نهادمند بسازد و آن را بر اساس شایستگی و با تأکید بر از بین بردن قوم و خویشپرستی و استثنا قایل شدن نسبت به کسی، عملی کند. برنامههای دانشگاهی باید در زندگی دانشجویان جا باز کند. بهویژه، مهم است که دانشجویان در دانشگاه به اعتماد بهنفس دست یابند و به آن به مثابه یک شریک قابل اعتماد بنگرد که به دلیل تفاوتهای قومی یا مذهبی در روند حمایت از آموزش و فعالیتهای بعد از آن، علیه او تبعیض قایل نمیشود.
موفقیت در مصئون کردن دانشجویان در برابر بنیادگرایی در نهادینهساختن این معیارها در تمام محیطهای دانشگاهی و در داخل تمام دانشکدهها، نهفته است. برعلاوه، وزارت تحصیلات عالی باید با فراهم کردن آموزش مداوم برای کارمندان و استادان، حفظ و بهبود این ارزشها را تضمین نماید. ناکامی در عملی کردن این معیارها، عقبگرد و انحطاط را اجتنابناپذیر میسازد و در نتیجه، تمام مصارف و تلاشها را که در این راستا انجام شده است، بهباد خواهد داد. به این دلیل که هدف این پژوهش یک دههی اخیر بوده است، توصیهی ما این است که تغییرات و گرایشها به مرور زمان دنبال شوند. تحقیقهای بعدی باید زمینههایی را مورد کاوش قرار دهند که گروههای بیرونی از طریق آن به بسیح دانشجویان دست میزنند و بر انکشاف برنامه و مواد درسی و نیز شیوهی تدریس نفوذ میکنند.
توصیهها
به منظور محدود کردن تأثیرگذاری گروههای بیرونی بر دانشجویان، توصیه میشود که ائتلافی از جامعهی مدنی یا نهاد نظارتی برای نظارت از کارکردهای وزارت تحصیلات عالی، معیارها و کیفیت آموزش و تدریس تشکیل گردد. آنان بهویژه از دخالتهای بیرونی در ساختن برنامهی درسی و محتوای آن و تطبیق شیوههای تدریس و معیارهایی که باعث تقویهی ایدیولوژی بنیادگرایانه میشوند، نظارت کنند.
به منظور مقابله با تفاوتهای قابل پیشبینی در برنامهی درسی و محتوای آن و کارکردهای دانشگاهها در سراسر کشور، وزارت تحصیلات عالی باید معیارهای ملی برای همهی دانشگاهها و تمام دانشکدهها ایجاد کند. برعلاوه، این وزارت باید آموزش دوامدار را برای کارمندان و استادان به منظور بهبود و حفظ معیارهای تعیینشده فراهم نماید.
از آنجایی که شغل بعد از فراغت دغدغهی نخستین دانشجویان است، وزارت تحصیلات عالی باید برنامههای کاریابی، دورههای کارآموزی و کار در کنار تحصیل را برای دانشجویان و فارغان آیندهدار بر اساس شایستگی فراهم کند و با تمرکز ویژه، برخورد سلیقهای، جانبداری و قوم و خویشبازی را که باعث روکردن دانشجویان بهسوی بنیادگرایی میشود، از میان ببرد.
به منظور تشویق فعالیتهای میانگروهی بزرگتر و بیرون شدن از مرزهای معمول قومی و مذهبی، وزارت تحصیلات عالی برای انجمنهای دانشجویی منابع مالی فراهم کند و این انجمنها را متنوع بسازد تا متمم انجمنهای ایجادشدهی مذهبی باشند.
