ریشب حیدری
خبرگزاریهای ایرانی خبر دادهاند که به تعداد 62 نفر از شهروندان افغانی که سه روز بعد از دهم محرم امسال (عاشورا) در یک مراسم نامزدی شرکت کرده بودند، از سوی نیروی انتظامی ایران بازداشت شدهاند. حسین هاشمی، استاندار (والی) تهران به روز دوشنبه، 19 عقرب به خبرگزاری تسنیم در این مورد گفته است: «افغانها تا دهم محرم این مراسم را برگزار نکردهاند و بر اساس اعتقادشان، بعد از دهم محرم برگزاری مراسم شادی را اشکال نمیگیرند. از اینکه از اعتقادات شیعیان خبر بوده که شیعیان بعد از دهم محرم عزاداری میکنند، این کارشان اشتباه بوده است».
بر اساس گزارشها، این شهروندان افغانی تا هنوز بازداشت اند و خبرهایی از داخل ایران حاکی از آن اند که این افراد از سوی افراد محل و نیروهای مذهبی (بسیج) که خود را پاسدار ارزشهای مذهبی معرفی میکنند، لت و کوب نیز شدهاند. این شهروندان افغانی که از سوی نیروی انتظامی ایران بازداشت شدهاند، سنیمذهب میباشند. نظام سیاسی ایران، یک نظام تمامیتخواه مذهبی است و تنها مذهب شیعه را به رسمیت میشناسد. به همین خاطر، پیروان سایر مذاهب و بهخصوص اهل سنت در ایران با مشکلات زیادی روبهرو اند و اجازه ندارند مراسم مذهبی خویش را آزاده برگزار کنند. بر اساس ایدیولوژی «ولایت فقیه ایرانی»، حق ولایت و رهبری مربوط به خداوند میباشد و امامان شیعه به عنوان نمایندگان خداوند، حق رهبری اعتقادی و سیاسی جامعه را دارند و امام مهدی، امام دوازدهم شیعیان در غیبت بهسر میبرد و به نمایندگی از او، فقیه عالم (مجتهد اعلم) که از سوی مجتهدان تأیید شده باشد، حق رهبری اعتقادی و سیاسی جامعه را دارد و ولی فقیه در رأس رهبری اعتقادی و سیاسی نظام و جامعه قرار دارد. سنیها و پیروان سایر ادیان و مذاهب و بهخصوص بهاییها بهخاطر اعتقاداتشان از حق شهروندیشان در ایران محروم میباشند و اکثر فعالان آنها در زندان بهسر میبرند. نمونهی استبداد و تبعیض مذهبی ایران در برابر اقلیتهای مذهبی، راه نیافتن یک دختر بهاییمذهب به دانشگاه است که در کانکور سال گذشته اول نمرهی عمومی شده بود؛ اما به دلیل اعتقاد مذهبیاش نتوانست به دانشگاه راه یابد. نظام ولایت فقیه با ایدیولوژی برتری مذهبی خویش، تنها مذهب شیعه را حق میداند و بر اساس آن، با مذاهب دیگر اسلامی و ادیان مخالف میباشد و در قلمروش پیروان سایر مذاهب و ادیان از ابتداییترین حقوق انسانی و شهروندی برخوردار محروم اند.
مذهب شیعه در ایران در زمان دودمان صفوی (1501-1722 میلادی) که اولین پایهگذار آن شاه اسماعیل صفوی میباشد، رسمیت یافت و آن را مذهب رسمی ایرانیان معرفی کردند. صفویها بیشتر توجهشان بر تمرکزگرایی و ایجاد هویت ایرانی بود. به همین خاطر، بر دو عنصر مذهب و نژاد و فرهنگ ایرانی تأکید داشتند و آن را امتیاز خویش از سایر امپراتوریهای اسلامی میشمردند. پس از ختم حکمروایی صفویان، این انگیزه در میان ایرانیان دوام پیدا کرد. بعد از انقلاب 22 دلو 1358 به رهبری آیتالله خمینی، یکبار دیگر تمامیتخواهی مذهبی و تمرکزگرایی ایرانی در قالب ایدیولوژی ولایت فقیه از سوی تیوریسنهای مذهبی و ملاهای ایرانی تشدید و قدرت یافت. نظام ولایت فقیه ایرانی در واقع به بر دو بنیاد تمامیتخواهی، «برتری مذهبی» و «نژاد ایرانی» استوار میباشد. رهبران این نظام در طول سی و پنج سال، از شکلگیری نظام ولایت فقیه تا کنون، تلاش کردهاند که امپراتوری ایرانی را در قالب مذهب در منطقه تقویت دهند و اساس سیاست خارجی نظام جمهوری اسلامی ایران بر محور برتری مذهبی و سیانت ایرانی استوار میباشد و بر اساس آن تلاش مینماید که نفوذ مذهبی خویش را از طریق پروژههای مذهبی-سیاسی خویش در منطقه و بهخصوص در افغانستان، عراق، لبنان، پاکستان و سوریه گسترش دهد.
سلطهی مذهبی سی و پنج سالهی نظام ولایت فقیه در ایران نه تنها باعث ظلم و نقض حقوق مذهبی و انسانی پیروان مذاهب غیرشیعه و ادیان دیگر شده است، بلکه فضای زندگی را بر روشنفکران و روحانیون شیعه که موافق دیدگاه تمامیتخواهی مذهبی ولایت فقیه نمیباشند و برداشت بازتری از مذهب دارند، تنگ کرده است و در طول این مدت، بسیاری از روشنفکران و دگراندیشان ایرانی مجبور شدهاند که ایران را ترک کنند و بسیاری از آنها هم از سوی این نظام به قتل رسیدهاند.
نظام ولایت فقیه ایرانی در قالب پروژههای مذهبی و سیاسی خویش در افغانستان، از شیعهگرایی در افغانستان حمایت میکند و همهساله ملاهای افغانی را که در قم تحصیل مینمایند، برای تبلیغ مذهبی و نفوذ سیاسی ولایت فقیه به افغانستان میفرستد و به آنها حقوق ویژه و هزینهی سفر میدهد. بر علاوه، همهساله به مراکز مذهبیای که از طرف نظام ولایت فقیه حمایت مالی میشوند، دستور میدهد که مراسم ایام محرم را با همایشهای باشکوه و گسترده برگزار کنند و موادهای تبلیغاتی و هزینهی آن را برای این مراکز مذهبی میفرستد. این در حالی است که تحت قلمرو این نظام در ایران، با پیروان سایر مذاهب اسلامی برخورد تبغیضآمیز مذهبی میشود. بازداشت افغانهای سنیمذهب از یک مراسم «نامزدی»، یکی از صدها موارد برخورد تبعیضآمیز مذهبی رژیم ولایت فقیه در ایران میباشد. سیاست دوگانهی نظام ولایت فقیه در قلمرو و خارج از قلمرو آن؛ در داخل ایران علیه مذاهب دیگر برخورد تبغیضآمیز میکند و در سیاست خارجی با شعار اسلامگرایی، خود را مدافع اسلام عنوان میدهد، بهخوبی نشان میدهد که هدف اصلی برای این نظام از شعار اسلامگرایی، گسترش نفوذ مذهبی-سیاسی آن در منطقه میباشد و شعار امت اسلامی روپوش کاذبی است که گرایش مطلقگرایی مذهبی و سیاسی این رژیم تمامیتخواه مذهبی را پنهان میکند.
