برگشت بی‌افتخار بریتانیایی‌‌ها از افغانستان

اطلاعات روز

نویسنده: Jaulmes, Adrien

ترجمه از فرانسوی: نسیم ابراهیمی

منبع: روزنامه‌ی فرانسوی‌زبان فیگارو

 اتحادیه‌ی جک در کمپ باستیون که پایگاه عمده‌ی نیروهای نظامی بریتانیا در افغانستان بود، برای آخرین بار به روز یک‌شنبه، 26 اکتوبر تخلیه شد. به همین مناسبت، یک جشن مختصر و بدون سروصدا تحت تدابیر شدید امنیتی با گشت‌زنی هلی‌کوپتر برگزار شد؛ اما هراس از حمله‌ی طالبان هر لحظه وجود داشت. آخرین سربازان بریتانیایی پرچم کشورشان را در یک شینوک به‌هم پیچاندند و به‌سوی قندهار حرکت نمودند. هم‌چنان آن‌ها پلاکارتی را که در آن نوشته شده بود، «453 سرباز در افغانستان کشته شدند» نیز با خود حمل می‌کردند. پس از آن بیرق افغانستان در مقر این نیروهای ائتلاف برافراشته شد. پس از خروج این نیروها، در محل پایگاه آن‌ها که در یک دشت در ولایت هلمند ایجاد شده بود، سکوت و آرامش حکم‌فرما شد. این جشن مختصر، بر مأموریت جنگی سیزده ساله‌ی نیروهای بریتانیایی در افغانستان، پایان داد. پس از جنگ جهانی دوم، این مأموریت یکی از طولانی‌ترین مأموریت‌های خارجی برای نیروهای بریتانیای کبیر می‌باشد. اما با آن‌هم، تعدادی از نیروهای بریتانیایی برای آموزش نیروهای امنیتی افغانستان در این کشور باقی می‌مانند که دیگر مأموریت جنگی نخواهند داشت.

هیچ‌کس جرأت ندارد که از پیروزی حرف بزند. دارل آمیزون، مسئول انتقال این نیروها می‌گوید، برای آن‌چه که ما خدمت کرده‌ایم و قربانی داده‌ایم، «زمان پاسخ خواهد گفت» و امروز دشوار است که قضاوت نماییم که نتیجه‌ی پیکار ما چیست. طالبان نیز در این مورد از خود واکنش نشان داده و در سایت رسمی خویش چنین نوشته‌اند: «به لطف و کمک خداوند‌ قادر و متعال و شهدای مجاهدین افغانستان، اشغال‌گران کمپ باستیون را تخلیه کردند». اولین گروه از نیروهای بریتانیایی در سال 2001 به هدف استقرار ثبات و پایداری حکومت جدید افغانستان پس از رژیم طالبان در این کشور مستقر شدند. در جریان سال‌هایی که گذشت، بریتانیا همواره در کنار ایالات متحده‌ی امریکا بوده است؛ چنان‌چه در سال 2003، زمانی که ایالات متحده‌ی امریکا به عراق حمله نمود، این کشور نیز در کنار آن ایستاد و توجه‌شان را نسبت به افغانستان، بیش‌تر به عراق معطوف نمودند.

هنگامی که گروه طالبان در سال‌های 2005 و 2006 حملات خویش را در افغانستان تشدید دادند، نیروهای ناتو دوباره در جنوب افغانستان مستقر شدند. نیروهای بریتانیایی، ولایت هلمند را انتخاب نمودند؛ ولایتی که در شرق قندهار موقعیت دارد. آن‌ها در یک دشت بزرگ در نزدیکی شهر لشکرگاه، مرکز ولایت هلمند، «کمپ باستیون» را ایجاد نمودند. وقتی که این ولایت به‌تاز‌گی تحت کنترول نیروهای بریتانیایی درآمده بود، آن‌ها این ولایت را «ایالت هلمند» نامیدند. تونی بلیر در آن هنگام در دیدار از کمپ باستیون گفته بود، «این‌جا، جایی است که باید در آغاز قرن 21 در مورد امنیت جهانی در باره‌ی آن تصمیمی گرفته می‌شد». جان رید، دبیر وقت وزارت دفاع بریتانیا در آن زمان گفته بود که «مأاموریت ما در این‌جا، پس از سه سال خاتمه می‌یابد. ما خوشحال می‌شویم که این‌جا را بدون آن‌که دیگر گلوله‌ای شلیک شود، ترک ‌کنیم».

اما برعکس، بریتانیایی‌ها در این ولایت هشت سال دیگر نیز مأموریت داشتند. بیش از 500000 کارتوس توسط این نیروها شلیک شدند، اضافه‌تر از 450 سرباز کشته شدند و بیش از دو برابر آن زخمی، معیوب و معلول. بریتانیایی‌ها در یکی از دشوارترین و ناامن‌ترین ولایت‌های افغانستان افتاده بودند. سیاست آن‌ها مبنی بر محو مواد مخدر، بیگانه با واقعیت‌های مردم محلی بود. درست پس از جابه‌جایی آن‌ها، طالبان حملات حیرت‌انگیز خویش را در مقابل نیروهای ناتو به نمایش گذاشتند.

تخلیه‌ی کمپ باستیون؛ پایان چهارمین جنگ انگلیس و افغانستان

سنگین، کجکی، موسی‌قلعه و نوزاد، نام‌هایی اند که در کنار اسامی چون گورخاس، پاراس‌ و گوارد در لیست کتاب جنگ‌های رژیم بریتانیا اضافه می‌شود. سربازان بریتانیایی که در این ساحات ولایت هلمند مصروف نبرد بودند، به دلیل مأموریت سنگینی که در مقابله با طالبان انجام می‌دادند، ولایت هلمند را «سوراخ جهنم» نامیده بودند. زمانی که بریتانیا مشغول جنگ در عراق بود‌، نیروهای این کشور در افغانستان در لبه‌ی سقوط قرار گرفته بودند. موادهای انفجاری جاسازی شده علیه این نیروها، ضربه‌ی سنگینی را بر پیکرشان وارد نمودند. پایگاه آن‌ها [از سوی طالبان] محصور شده بود. این نیروها از تجهیزات و امکانات نظامی کمتر بهره‌مند بودند؛ چنان‌چه تانک‌های زرهی و هلی‌کوپتر در اختیارشان قرار نداشت. در پایان سال 2009، وضعیت خیلی خطرناک شده بود. ایالات متحده‌ی امریکا، برای تقویه‌ی این نیروها، نیروی ویژه‌ی دریایی خود را به کمک‌شان فرستاد. هم‌چنان در کنار کمپ باستیون، یک کمپ دیگر نیز ایجاد شد. هردوی این کمپ‌ها، 135 کیلومتر ساحه را احتوا کرده بودند؛ ساحه‌ای که معادل یک شهر معمولی اروپایی می‌باشد. در میدان هوایی این کمپ، روزانه 600 پرواز و نشست صورت می‌گرفت. از نگاه ترافیک هوایی، این چهارمین میدان هوایی بریتانیایی بود. در مجموع، به‌شمول نیروی افغانستانی در این کمپ، بیش از 40000 تن بودند.

در ماه سپتامبر سال 2012، پرنس ‌هاری به عنوان خلبان هلی‌کوپتر در این کمپ گماشته شد. در همان ماه از سوی کماندوی طالبان یک جنگ عجیب و باورنکردنی راه انداخته شد. دو سرباز از نیروی دریایی امریکا کشته شدند و برعلاوه‌‌ی آن، پیکارجویان طالبان موفق شدند که که شش فروند هواپیمای (Harrier) و یک فروند هواپیمای (Hercule C-130) را سقوط بدهند و تخریب نمایند. این یکی از شکست‌ها و خسارت‌های هنگفت هوایی پس از جنگ ویتنام برای امریکا بود.

تخلیه‌ی کمپ باستیون، نمایانگر پایان چهارمین جنگ انگلستان در افغانستان می‌باشد. بار نخست، در سال 1842 انگلستان شکست سختی را در تاریخ نظامی‌اش‌ در افغانستان متقبل شد‌ که در این جنگ در مسیر کابل-جلال‌آباد، تلفات زیادی بر نیروی نظامی این کشور وارد شد و پس از آن مجبور شد افغانستان را ترک نماید. برای بار دوم در سال 1880، در جنگ میوند در مقابل جنگ‌جویان افغانستان با ناکامی مواجه شد و شکست خویش را پذیرفت. بار سوم در سال 1919، با یک حالت مبهم افغانستان را ترک نمود. اما با هر بار مداخله‌اش، موفق می‌شد افغانستان را به سکوت قانع سازد و پس از خروج، این کشور را به یک حکومت وابسته به خود، باقی بگذارد. اکنون که زمان کمی برای خروج عمومی نیروهای نظامی ناتو از افغانستان باقی مانده است و مأموریت جنگی‌شان در این کشور پایان می‌یابد، طالبان بیش از پیش قدرت یافته‌اند و علاه بر آن، خروج نیروهای‌ نظامی بریتانیا از افغانستان برای بار چهارم، خیلی گنگ و مبهم است.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه