آقای وزیر! پوشیدن نکتایی‌ و کت و شلوار، نماد روشنفکری نیست

اطلاعات روز

مهدی زرتشت

فکر کردم بهتر است قبل از همه، این نکته را بازگو کنیم که در باور افغانی ما، یک‌دست کت و شلوار منظم و یک عدد نکتایی که از گردن به طرف ناف‌مان آویزان می‌کنیم، نشان مدرن بودن، روشنفکر بودن و آشنایی با علم و معرفت و دانایی است. البته که انسان روشنفکر، صفات زیادی دارد که همه خوب اند، از جمله‌ سواد و آگاهی، معرفت، شعور، حوصله، رفتار خوب، طرز تفکر خوب، انسان‌دوستی، علم و معرفت‌دوستی و… که نقطه‌ی مقابل آن، انسان روشنفکر باز هم این صفات را دارد: دوری از جهل و تعصب، دوری از قضاوت‌های نادرست، کنترول احساسات منفی و خلاصه دوری و پرهیز از تمام صفات، طرز فکر، رفتار و عملی که شایسته‌ی یک روشنفکر واقعی نیست.

اما بیاییم مروری بر یک مسئله- یا واضح‌تر، جنجال- بیندازیم و بعد قضاوت کنیم آیا کسی که با یک‌دست کت و شلوار منظم با یک نکتایی در اجتماع حضور می‌یابد، اساساً روشنفکر است؟ آیا روشنفکر بودن تنها به نحوه‌ی پوشیدن لباس خلاص می‌شود؟ و آیا اصلاً، برخلاف تصور، کت و شلوار و نکتایی سمبول روشنفکری است؟ اگر همه‌ی پاسخ‌ها منفی اند، پس بیاییم بپرسیم، آقای وزیر‌ ما با کت و شلوار و نکتایی دایمی‌اش که بر مسند یک وزارت مهم و فرهنگ‌ساز‌ تکیه زده، روشنفکر است آیا؟ و بد نیست که این نکته را هم گوشزد کنیم، چرا نباید روشنفکر داشته باشیم؟ چرا رهبران سیاسی ما روشنفکر نباشند؟ چرا به روشنفکری نیاز داریم و صدها چرای دیگر، که ذهن‌های عاقل، بدون هیچ پاسخی به این همه چراها، به اصل مطلب می‌رسند.

تقریباً دو هفته از افتتاح جاده‌ی فیض محمد کاتب (گاهی مسما به جاده پل سوخته-دارالامان) می‌گذرد؛ اما نام کاتب دست به‌دست می‌شود و این سرگردانی، و در واقع تکرار چندین سده تراژدی ملت افغانستان است: در واقع مرثیه‌ای بر تابوت علم و معرفت و آگاهی و از سوی دیگر، محکی بر وجدان و شعور اخلاقی و بنیش و نگرش انسان‌های سرزمین ما.

به هرحال، جاده‌ی فیض محمد کاتب هزاره، افتتاح شد؛ اما در روز افتتاح، تابلو گم شد. از آن پس گروهی از مردم، از دانشجو تا ملا و سیاست‌مدار و عوام، سوالاتی را مطرح کردند و مفقود شدن معنادار تابلوی جاده را مورد پرسش قرار دادند، تا این‌که آقای شهردار با استدلال‌های سردرگم و آشفته، نکاتی را مِن ‌باب توضیح، به معترضان بیان کرد. از قوت و تأثیر و منطق استدلال اگر بگذریم، دوباره خبرهایی به نشر رسیدند که تابلو اشتباهاً برداشته شده و دوباره نصب خواهد شد. با این حال، جنجال‌ها در حول و حوش این ماجرای کمیک-تراژیک، پایان نیافتند و سرنوشت تابلو، به‌صورت رسمی مشخص نشد. آن‌چه در این مدت اتفاق افتاد، این بود که تابلو به واسطه‌ی یک تعداد معترضان برای حفظ نام کاتب، آن‌جا نصب شد. دو روز قبل- زمانی که دوباره یک گردهمایی اعتراضی با حضور گسترده‌ی جوانان و دانشجویان و فرهنگیان راه انداخته شد- این بار ظاهراً کلاف کور این معما، کمی بازتر شد: آقای وزیر اطلاعات و فرهنگ کشور برای توضیح و پاسخ به چرایی برداشتن این تابلو، رخ از نقاب برکشید و با استدلال‌های منطقی و روشنفکرانه(!) چنین اظهار داشت که عده‌ای از اهالی چهاردهی شکایت کرده‌اند که این تابلو منصوب به یک قوم است و این قوم گویا می‌خواهد همه‌چیز خود را بالای دیگران بقبولاند.

جناب وزیر! (ناگزیر و بی‌هیچ اراده، خواستم فقط مخاطبم شما باشید) در پاسخ به اعتراض یک عده از اهالی چهاردهی کابل، آیا استدلال دیگری جز برداشتن تابلو نداشتید؟ از نظر شما، فیض محمد کاتب چه کسی است؟ یک قوماندان جهادی؟ یک گاوچران؟ یک معتاد زیر پلی یا حتا کسی به شخصیت خود شما؟ آیا شما نمی‌توانستید در مقابل اعتراض اهالی چهاردهی بگویید که کاتب متعلق به یک قوم نیست، بلکه «پدر تاریخ معاصر افغانستان» است؟ آیا نمی‌توانستید با این استدلال معترضان نام کاتب را قناعت بدهید که دست از این بهانه‌جویی‌های تعصب‌آمیز و احساسات بیمارگونه‌ بردارید؟ ما متأسفیم و ادعا می‌کنیم که شما خود شریک احساسات و گرایش‌های بیمارگونه و ناسنجیده و جاهلانه و غرض‌آمیز معترضان نام کاتب شدید! ما مدعی هستیم که شما در مسند وزارت- آن‌هم وزارت فرهنگ- بر اصالت فرهنگ تف می‌اندازید و آگاهانه و به تبعیت از احساسات منفی و ناسنجیده و کاملاً جاهلانه‌ی یک عده از معترضان، تعصب و تبعیض و مبارزه با علم و فرهنگ را‌ مشروعیت می‌بخشید! مطمئن باشید، نسل‌های بعدتر از شما، فردا روزی کارهای شما را قضاوت خواهند کرد. شما چه بخواهید یا نخواهید، در معرض قضاوت نسل فردا قرار دارید.

در تمام کشورهای دنیا- جایی که قانون و عدالت وجود دارد و از منطق و معرفت و آگاهی و روشنگری دفاع می‌شود- فرهنگیان و نویسندگان ارج گذاشته می‌شوند، به‌نام آن‌ها دانشگاه‌ها و مراکز تعلیمی و تحصیلی زیادی بنیان‌گذاری می‌شوند، از شخصیت علمی و فرهنگی آن‌ها با نام‌گذاری جاده‌ها و پارک‌ها و ساختن مجسمه‌ها، قدردانی می‌شود. اما در کشور ما چه می‌گذرد؟ در کشور ما هنوز مرز قلم و تفنگ، مشخص نشده است. بدتر از آن، تفنگ ارزشش بالاتر از قلم است. وگرنه چطور ممکن است مسما کردن یکی از دانشگاه‌ها به‌‌نام یکی از رهبران قومی (به عنوان مثال) به‌رغم مقاومت دانشجویان، عملی می‌شود؛ اما یک جاده که سال گذشته و در دروان حکومت رسمی رییس جمهور اسبق، حامد کرزی، از سوی شورای وزیران تصویب و امضا می‌شود، امسال از سوی جناب وزیر فرهنگ، دستور لغو و حذفش صادر می‌شود؟ با این حال، مردم و به‌خصوص نسل جوان و تحصیل‌کرده‌ی کشور تا لحظه‌ی اکنون منتظر اند، موضع رییس جمهور جدید در این ارتباط چیست؟ رییس جمهوری که بارها در سخنرانی‌اش، از شخصیت علمی و فرهنگی کاتب، سخن برده و به احترام و نیکی‌ از او یاد نموده است.

برگردیم به قصه‌ی کت و شلوار و نکتایی. برای ما، کت و شلوار و نکتایی، سمبول مدرن بودن است. جناب وزیر فرهنگ، آقای سید مخدوم رهین نیز کسی است که در اکثر اوقات با لباس شیک و با همان کت و شلوار و نکتایی‌اش حضور می‌یابد. اکنون آیا وزیر ما مدرن، روشنفکر و تحصیل‌کرده است؟ بستگی دارد که تعریف شما از عالم و روشنفکر و فرد آگاه، چه است. ولی به تصور و برداشت ما، روشنفکر و آگاه و عالم، کسی است که دارای شعور اخلاقی باشد، آگاه باشد، وابسته به هیچ نوع تعصب نباشد و از دام تبعیض رسته باشد، با قضایا و مسایل برخورد روشنفکرانه کند، از قلم و علم و آگاهی دفاع کند، نه از تفنگ. ولی جسارتاً به جناب وزیرمان بگوییم‌: آقای وزیر! پوشیدن نکتایی‌ و کت و شلوار، نماد روشنفکری نیست!

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه