روسیه، اتحاد جماهیر شوروی و افغانستان؛ دیروز و امروز

اطلاعات روز

منبع: Rusia Beyond The Headline

نویسنده: Nick Allen

برگردان: حمید مهدوی

بخش سوم و پایانی

زیربناها، تنها چیزهایی نیستند که در آن دوران ساخته شده‌اند و هنوز قابل استفاده‌اند. گابی ستولتز، یک بریدمن پیشین ارتش ایالات متحده که در سال 2009 یک جوغه‌ی پیاده‌نظام را در ولایت شرقی خوست فرماندهی می‌کرد، یادآوری می‌کند: «مواضع (جنگی‌‌)‌ای که تقریبا 30 سال قبل در این نقطه ساخته شده‌اند، هنوز هفته‌ی دوبار علیه نیروهای خود ما و کاروان‌های ارتش افغانستان که از آن‌جا می‌گذرند، استفاده می‌شوند». وی گفت که این مواضع جنگی، که علیه شوروی‌ها استفاده شدند، همراه با بقایای زنگ‌زده‌ی وسایل نقلیه «به من فهماندند که آن‌ها این کار را برای مدت طولانی انجام می‌داده‌اند».

در ولایت خوست، بخش بزرگی از مقاومت بار دیگر توسط جلال‌الدین حقانی، فرمانده کلیدی جنگ علیه شوروی‌ها در دهه‌ی 1980 و پسرش سراج‌الدین، رهبری می‌شد. این متحد پیشین ایالات متحده، قبل از حملات یازدهم سپتامبر در حکومت طالبان خدمت می‌کرد. زمانی که عملیات به رهبری امریکا در ماه اکتوبر 2001 در افغانستان آغاز شد، او نیروهای طالبان را رهبری می‌کرد.

امید امریکا به وادار کردن او به جنگ علیه برادران سابق طالبانش، به‌سرعت به یأس تبدیل شد. در جریان سفری به پاکستان در سال 2001، از حقانی نقل و قول شده بود که‌ «ما به کوه‌ها عقب‌نشینی خواهیم کرد و جنگ چریکی طولانی‌مدتی را «علیه امریکا» آغاز خواهیم کرد تا سرزمین‌مان را از وجود کافران پاک کرده و کشورمان را آزاد کنیم و همان کاری را انجام دهیم که علیه شوروی‌ها انجام دادیم».

نبرد دوره‌ای

به‌طور کلی، نیروهای بین‌المللی با تعداد زیادی از مشکلاتی مواجه شدند که نیروهای شوروی با آن مواجه بودند، از جمله چگونگی نزدیک شدن به مردم عادی افغانستان، بدون افزایش زیاد آسیب‌پذیری‌ها. یک کاپیتان کانادایی، قبل از این‌که کشورش به عملیات‌های جنگی در سال 2010 پایان دهد، در ولایت قندهار گفت: «برای حفاظت از جان افراد، ما آن‌ها را در یک وسیله‌ی نقلیه‌ی زرهی 20 تنی قرار می‌دهیم، چیزی که از شما در برابر انفجار محافظت خواهد کرد؛ اما باعث می‌شود نتوانید به شکل مستقیم با مردم صحبت کنید». «و کلاه ایمینی، جاکت‌های ضدگلوله، عینک‌های بالیستیک، حفاظ دندان و سیم‌هایی که به گوش‌های‌مان وصل اند، همه‌ی این لوازم، باعث می‌شوند تا شبیه سپاهیان کشتی فضایی و یک جهان دورتر از کسانی باشیم که با آن‌ها صحبت می‌کنیم».

آرتیوم بروویک، سرباز شوروی سابق و روزنامه‌نگار، در کتاب «جنگ پنهان» خود نوشت: «اگر می‌خواهید در مورد یک کشور بیگانه چیزی را بیاموزید، به سیاحان کارآموزده‌ی خود بگویید در آن کشور محو شوند. اما در افغانستان ما حتا قادر به انجام این کار هم نشدیم». «در جریان نه سال جنگ، ما پیوسته با شیشه‌ی هشت سانتی متری ضدگلوله از این کشور دور می‌شدیم، شیشه‌ای که از طریق آن و از درون وسایل نقلیه‌ی زرهی‌مان به ترس خیره می‌شدیم».

سرگیی، خلبان روسی هلی‌کوپتر‌ که در اواسط دهه‌ی 1980 به عنوان خلبان نظامی در افغانستان خدمت می‌کرد، دو دهه بعد برگشت تا کمک‌های انسان‌دوستانه‌ی سازمان ملل متحد را پرواز دهد. سرگیی گفت: «وقتی در سال 1987 افغانستان را ترک کردیم، می‌خواستم روزی برگردم و این‌جا را دوباره ببینم، ببینم که از آن چه درست شده است». وی گفت: «مردم در مزار شریف، بدون در نظرداشت این‌که در گذشته چه اتفاقی افتاده، به من واکنش خوبی نشان دادند– آن‌ها به روس‌ها گوش فرامی‌دهند و حتا آن‌ها را برای صرف شام به خانه‌های‌شان دعوت می‌کنند».

اما‌ اگر شهرها متمدن و مهمان‌نواز شده بودند، حومه‌های شهر به همان اندازه عقیم بودند که او به‌خاطر دارد. «این‌جا هیچ چیزی تغییر نکرده است. همان کوه‌ها، همان گرمی و حرارت و همان گرد و خاکی که بودند، هنوز هم هستند و آن‌ها (روستانشنیان) هنوز می‌جنگند».

اتحاد جماهیر شوروی سابق دوباره کم کم می‌درخشد

این در حالی است که بسیاری از علایم و نشانه‌های اتحاد جماهیر شوروی سابق در یک دهه‌ی گذشته در افغانستان، اغلب به اشکال غیرمنتظره، رونما شده‌اند. نیروهای گرجی و آذری در جمع نیروهای آیساف، مانند هفت جمهوری دیگر شوروی سابق، خدمت کرده‌اند. در جهت مقابل، ازبک‌ها، تاجیک‌ها و چچینی‌ها برای طالبان جنگیده‌اند و با سلاح‌های ساخت شوروی–روسیه‌ که نیروهای حکومت افغانستان نیز هنوز از آن استفاده می‌کنند، مسلح اند. در پایگاه‌های کلان آیساف، مستخدمین مغازه‌ها، سلمانی‌ها، سالون‌های ماساژ و فروشگاه‌ها عمدتا شهروندان روسی‌زبان قرغیزستانی اند که در بیشکک استخدام شده‌اند. هم‌چنین، در دروازه‌های خروجی فروشگاه‌ها، اغلب میزهایی با پوشش متعلقات ارتش شوروی و سوغاتی‌های با تصویر لنین، مدال‌ها و اسکناس روبل قدیمی وجود دارند.

یک فرمانده پیشین گروه استونیایی درولایت هلمند، که در سال‌های 1986–1987 به عنوان سرباز چترباز شوروی در قندهار جنگیده بود و دو دهه بعد با ناتو به افغانستان برگشت، گفت: «پس از خدمت در افغانستان در جریان جنگ شوروی، کابوس آن سال‌ها باقی ماند». این افسر نوشت: «پس از برگشت به افغانستان، همه‌چیز به نوعی به یک حس خوب تبدیل شده‌اند. اکنون، برخی از رویاها شبح‌زده می‌شوند؛ اما به‌صورت عموم، روحم در صلح و آرامش است».

در جست‌وجوی عساکر گم‌شده

میراث جنگ سال‌های 1979–1989 هم‌چنین تعداد زیادی از افراد در جمهوری‌های شوروی سابق، به‌شمول خانواده‌های عساکر شوروی، را شبح‌زده می‌سازد.

روسیه هم‌چنان به مأموریت جست‌وجوی 264 پرسونل نظامی‌اش ادامه می‌دهد. احتمال می‌رود که اکثریت آن‌ها مرده باشند؛ اما ممکن است تعداد انگشت شماری زنده باشند و از زمانی که به زندان‌ها افتاده یا ارتش شوروی را ترک کرده‌اند، ممکن است در افغانستان ماندگار و با مردم افغانستان هم‌سان شده باشند.

در سال‌های اخیر چندین مورد آن مشاهده شده‌اند. برخی‌ها سرانجام به کمک کمیته‌ی سابقه‌داران جنگی محلی (Local War Veterans Committee)، نهاد مورد حمایت دولت که این مأموریت را رهبری می‌کند، به کشورشان برگشتند. (مسکو در سال 1990 برای فراریان ارتش عفو عمومی اعلان کرد و بازگشت به کشور کاملا داوطلبانه است). دیگران، که بخش بزرگ زندگی بزرگ‌سالی‌شان را در افغانستان سپری کرده بودند، ریش گذاشته بودند، زبان‌های دری و پشتو را آموخته بودند و صاحب خانواده شده بودند، احساس کردند که افغانستان به کشور‌شان تبدیل شده است. اما بدون در نظرداشت آن، مأموریت ردیابی مرده یا زنده‌ی دیگران ادامه دارد.

الکساندر لاورینتیف، معاون کمیته‌ی سابقه‌داران جنگی محلی‌ می‌گوید: «عسکری که از فرمان‌های کشوری خود اطاعت کرده است، نباید فراموش شود». لاورینتیف که از زمان پیوستنش به این نهاد در سال 2009، نوزده بار از افغانستان دیدار کرده است، از استقبال مردم در سراسر کشور نیز متأثر شده است. «یکی از بزرگ‌ترین شگفتی‌ها از زمان آغاز کارم در افغانستان، نگرش دوستانه‌ی افغان‌ها، به‌شمول آن‌هایی که جنگیده بودند و عزیزان‌شان را از دست داده بودند، نسبت به شوروی سابق است. ما همیشه دیدگاه‌های‌مان را در مورد این‌که جنگ برای هردو طرف یک تراژیدی است، به اشتراک گذاشته‌ایم. فرقی نمی‌کند که مادر، افغان یا شوروی بوده باشد، پسری کشته شده بود».

سرمایه‌گذاری شوروی مورد استقبال قرار گرفت

به‌جز نیروهای ایالات متحده‌ی امریکا که تا اواخر سال 2016 در افغانستان خواهند ماند، تمام نیروهای خارجی تا اواخر ماه د‌سامبر سال جاری به مأموریت جنگی‌شان در افغانستان پایان خواهند داد. تعداد زیادی از کشورها، مربیان‌شان را در افغانستان خواهند گذاشت تا نیروهای امنیتی نوپای افغانستان را حمایت کرده و مالیات دهندگان این کشورها بار هزینه‌ی سالانه 4 میلیارد دالری، برای حفظ نیروهای افغانستان‌ را بردوش خواهند کشید.

اما در حالی که رهبرانی چون تونی بلیر، زمانی اطمینان داده بود که کشورهای‌شان برای «یک نسل» و به منظور بازسازی افغانستان در این کشور خواهند ماند، خروج از افغانستان برای بسیاری از افغان‌ها جای تعجب ندارد. تاریخ اغلب نشان داده است که هیچ‌کسی برای مدت طولانی در یک کشور نخواهد ماند.

برای بسیاری‌ها، سودمندی ارتش خارجی، صرف نظر از میزان کمک‌های مادی‌ای اندازه‌گیری می‌شود که آن‌ها می‌توانند از حضور ارتش خارجی آن را به‌دست بیاورند. یک مأمور نیروهای ویژه‌ی ایالات متحده که در ولایت غربی هرات خدمت می‌کرد، وقتی از مردم محل شنید که آن‌ها روس‌ها را به‌خاطر دادن برنج بیش‌تر و محصولات اساسی ترجیح می‌دهند، شگفت‌زده شده بود. وی گفت: «من گفتم، «اما آن‌ها شما را نمی‌کشتند؟»‌ و آن‌ها گفتند، بلی، اما این در صورتی بود که شما با آن‌ها مخالفت می‌کردید. آن‌ها به من گفتند که انتظار داشتند امریکایی‌ها زودتر افغانستان را ترک کنند و سپس کشورهای دیگری، روسیه یا شاید بریتانیا، بیایند».

اکنون، در حالی که ثروت بادآورده‌ی ناشی از کمک و قراردادهای غربی به فرجامش رسیده است و مسکو مشتاق آمدن به صحنه است، بسیاری از افغان‌ها، به‌شمول حامد کرزی، رییس جمهور پیشین افغانستان، از روی علاقه از حمایت مالی و مادی شوروی‌ها یادآوری می‌کنند.

کرزی در مصاحبه‌ی ماه مارچش با واشنگتن پست گفت: «پول شوروی در جای درست به مصرف رسید». «آن‌ها در مصرف پول‌شان کارآمد بودند و این کار را از طریق حکومت افغانستان انجام می‌دادند».

هم‌چنین‌ اذعان سریع کرزی به الحاق کریمه به روسیه در همان ماه نیز شایان ذکر است. این در حالی بود که بسیاری از کشورهای جهان آن را محکوم می‌کردند. این گفته‌های کرزی با خراب شدن روابط او با باراک اوباما و ایالات متحده مصادف بود. پیام فراق کرزی به رهبری ایالات متحده، یکی از «خشم‌های شدید» او بود و دلیل آن بیش‌تر تلفات هزاران تن از افراد ملکی افغان در نتیجه‌ی عملیات‌های ایالات متحده و نیروهای بین‌المللی بود.

هرچند چشم‌انداز کمک‌های بیش‌تر روسیه ممکن برداشت‌های بیش از حد خوش‌بینانه نسبت به دوران شوروی را در پی داشته باشد، لاورینتیف از کمیته‌ی سابقه‌داران جنگی محلی می‌گوید که صدها بحثی را که او در سراسر کشور دایر کرده است، چیز بیش‌تری را به او می‌گوید.

مخاطبان او اغلب گفتند که شوروی‌ها بدون این‌که به عزت افغان‌ها توهین کنند، آن‌ها را برابر می‌پنداشتند. وی با اشاره به رسوایی‌های بی‌شمار فساد، اضافه کرد: «هم‌چنین، آن‌ها واقعا می‌خواستند زندگی افغان‌ها را بهتر سازند، آن‌ها به کودکان و بزرگ‌سالان سواد آموختند، مراقبت‌های بهداشتی ارائه دادند، شرکت‌ها ساختند تا کار واقعی انجام دهند».

پس حالا چه؟

به‌جز از پیش‌فرض‌های مطمئنی مبنی بر این‌که با خروج نیروهای بین‌المللی وضع امنیتی خراب‌تر خواهد شد، کارشناسان با در جات مختلفی از اطمینان، به‌سختی تحولات در آینده را پیش‌بینی می‌کنند. اشرف غنی، رییس جمهور جدید افغانستان، در اولین اقداماتش در زمینه‌ی سیاست خارجی، موافقت‌نامه‌ی دوجانبه‌ی امنیتی با ایالات متحده را امضا کرد، موافقت‌نامه‌ای که اجازه می‌دهد تا تعداد اندکی از نیروهای ایالات متحده تا سال 2016 در افغانستان بمانند. اما غنی که پنج سال با بانک جهانی در روسیه کار کرده است، مطمئنا از حمایت بیش‌تر روسیه از کشورش استقبال خواهد کرد. اما کارشناسان می‌گویند که این سیاست واقع‌گرایانه خواهد بود که ائتلاف روز، شامل ائتلاف با روسیه و ایالات متحده‌ خواهد بود.

اسمیت‌ با اشاره به کمک‌های امنیتی سطح بالای روسیه به همسایه‌های آسیای مرکزی افغانستان‌ گفت: «احتمال زیاد وجود دارد که روسیه یک متحد درازمدت برای افغانستان باشد». «اگر زمینه‌ی فعالیت گروه‌های تروریستی، مانند جنبش اسلامی ازبکستان، در افغانستان بیش‌تر باشد، چالش‌های امنیتی آن‌ها افزایش خواهند یافت». «این مسئله هم‌چنین ثبات در افغانستان را به منافع مشترک روسیه و ایالات متحده تبدیل می‌کند».

گورنبرگ، از دانشگاه ‌هاروارد، هنگام صحبت کردن در مورد احتمال این‌که افغانستان بتواند در زمینه‌ی کاهش شکاف‌ها با ایالات متحده کمکی کند، گفت: «من فکر می‌کنم که برای همکاری و منافع مشترک قطعا زمینه وجود دارد». «‌با این حال، فکر می‌کنم که تنش‌ها در روابط کلی «با ایالات متحده» این همکاری را از پیشرفت باز‌خواهد داشت».

روسیه با استفاده از درس‌هایی که از اشتباهات غرب و اشتباهات اتحاد جماهیر شوروی آموخته است، ممکن است بار دیگر جاده‌ی کمک‌های دولت‌سازی به افغانستان را به تنهایی بپیماید. گورنبرگ، نتیجه‌گیری کرد که «فکر نمی‌کنم یک حس بدهکار بودن «به افغان‌ها» وجود داشته باشد». اما‌ «ممکن است حس دانستن چیزی در مورد این کشور‌ و در نتیجه‌ی داشتن توانایی بیش‌تر در تأثیرگذاری، در مقایسه با ایالات متحده و دیگر کشورهای غربی، وجود داشته باشد».

اما حتا دانش فنی روسیه که به‌سختی حاصل شده است نیز برای ایجاد چیزی که واقعا در این کشور پرتحول و انتقال، دوام بیاورد، کافی نخواهد بود. افغان‌ها‌ در حالی که سپاس‌گزار ثروت‌های بادآورده‌ی مادی مداخلات خارجی اند، هنوز دوست دارند به یک ضرب‌المثل قدیمی استناد کنند: «شما نمی‌توانید یک افغان را بخرید، فقط می‌توانید او را اجاره بگیرید».

یک کاپیتان ارتش دنمارک، که به زبان پشتو و روابط قبیله‌ای آموزش دیده است، در هلمند گفت: «آن‌ها فرصت‌طلب اند، آن‌ها این‌گونه بزرگ می‌شوند تا زنده بمانند». «شما می‌دانید که آن‌ها همکاری می‌کنند؛ زیرا این قابل دوام است؛ اما اگر چیزی بهتر بیابند، تغییر خواهند کرد».

محمد، ترجمان نیروهای نارویژی در ولایت شمال‌غربی فاریاب، در نزدیک ترکمنستان‌ گفت: «در مقایسه با ناتو، روس‌ها غذا، چای، گوگرد، روغن، نمک و شکر زیادی آوردند و با این همه، آن‌ها نتوانستند مردم را راضی کنند و از افغانستان بیرون رانده شدند». «فکر می‌کنم به‌دست آوردن دل مردم افغانستان امکان ندارد».

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه